کنون بشنو ای خال ِ آزاد مرد
که گلشاه دلخواه با او چه کرد
ربیع ابن عدنان چو از پیش اوی
سوی کینهٔ ورقه آورد روی
بپوشید گلشاه دست سلیح
ببر در حسام و به کف در رمیح
یکی خز کوفی به سر در ببست
بجست از بر بارگی برنشست
بسان غلامان تن خویشتن
بیاراست آن لعبت سیم تن
نهان از کنیزان و پیوستگان
نهان از غلامان و دربستگان
ز حی بنی ضبه آمد بدر
به تیره شب آمد به وقت سحر
ببسته به رسم عرب روی خویش
به دستار پوشیده گیسوی خویش


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این بخش از داستان، ربیع ابن عدنان به خاطر کینهای که از گلشاه دارد، به سراغ او میآید و سعی میکند او را دچار دردسر کند. گلشاه در پاسخ به این تهدید، به سرعت دست سلیح را به کار میگیرد و خود را آماده میکند تا با مهاجم مقابله کند. او با اهتمام زیادی ظاهر میشود و خود را به زیبایی آراسته تا در برابر دشمن، قدرت و زیبایی خود را نشان دهد. او با احتیاط و به دور از چشمان دیگران وارد صحنه میشود تا به خوبی بر اوضاع مسلط شود.
هوش مصنوعی: حالا بشنو ای عزیز آزاد، که گل زیبای دلخواه با او چه سرنوشتی پیدا کرد.
هوش مصنوعی: ربیع ابن عدنان وقتی که از نزد او بیرون رفت، به سمت ورقهای که نشاندهندهٔ کینه و دشمنی بود، رفت.
هوش مصنوعی: لباس زیبا و نازکی بپوشید و با شمشیری تیز و برنده، بر دشمنان خود ضربه بزنید.
هوش مصنوعی: شخصی یک کلاه خز کوفی را بر سر گذاشت و از روی درختی بالا رفت.
هوش مصنوعی: مانند بندهها، بدن خود را آراسته کن ای آن معشوق خوشتن.
هوش مصنوعی: پنهان از خدمتکاران و پیوستگان، پنهان از بردهها و وابستگان.
هوش مصنوعی: از خانواده بنی ضبه، قمری زیبا در تاریکی شب به وقت سحر ظاهر شد.
هوش مصنوعی: بانوی عرب با آداب خاصی، روی خود را میپوشاند و موهایش را زیر دستاری میپنهاند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.