گنجور

اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » بخش ۸۷ - رسیدن گرشاسب به یاری اثرط و شبیخون او

 

از انگشت بدشان همه پیرهن

دمان باد تاریک و دود از دهن

۱ بیت
اسدی توسی
 

اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » بخش ۹۲ - آمدن ضحاک به دیدن گرشاسب و صفت نخچیرگاه

 

شده لاله از ژاله پُر دُر دهن

ز پیروزه پوشیده گل پیرهن

۱ بیت
اسدی توسی
 

اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » بخش ۱۱۰ - رفتن گرشاسب با نریمان به توران

 

به آواز بلبل گشاده دهن

دریده گل از بانگ او پیرهن

۱ بیت
اسدی توسی
 

ظهیری سمرقندی » سندبادنامه » بخش ۸ - داستان شاه کشمیر با پیلبان

 

بگشای چو گل به وعده راست دهن

ورنی ز تو چون لاله درم پیراهن

۱ بیت
ظهیری سمرقندی
 

مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۶۴ - باقی قصهٔ فقیر روزی‌طلب بی‌واسطهٔ کسب

 

نه درازی ماند نه کوته نه پهن

گونه گونه سایه در خورشید رهن

۱ بیت
مولانا
 

سعدی » بوستان » باب هفتم در عالم تربیت » بخش ۵ - حکایت

 

چو غنچه گرت بسته بودی دهن

دریده ندیدی چو گُل،  پیرهن

۱ بیت
سعدی
 

طالب آملی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۶۵۶

 

«طهماسقلی» همان قرمساق کهن

کز سختی رو، طعنه زند بر آهن

خاید همه چوب و استخوان آن کودن

گوئی دندان اره دارد بدهن

۲ بیت
طالب آملی
 

فیاض لاهیجی » دیوان اشعار » مثنویات » ساقی‌نامه

 

می و نشئه با هم به یک پیرهن

صراحی و ساغر زبان در دهن

۱ بیت
فیاض لاهیجی
 

ملا احمد نراقی » مثنوی طاقدیس » بخش ۱۶ - بقیه قصه گرگ و خر

 

یک لگد زد خر بر آن گرگ کهن

هم شکستش آسیا و هم دهن

۱ بیت
ملا احمد نراقی
 

صفی علیشاه » تفسیر منظوم قرآن کریم » ۲- سوره البقره » ۱۴۵- آیات ۲۸۲ تا ۲۸۳

 

آنکه خواهد قرض، از او گیرید رهن

بهر اطمینان دل وین نیست وهن

۱ بیت
صفی علیشاه
 

صفی علیشاه » تفسیر منظوم قرآن کریم » ۴۶- سوره الاحقاف » ۵- آیات ۲۱ تا ۲۵

 

پس بگفتند این مگر ابری است پهن

که به ما باران دهد بی نقص و وهن

۱ بیت
صفی علیشاه
 

صفی علیشاه » تفسیر منظوم قرآن کریم » ۸۸- سوره الغاشیه » ۱- آیات ۱ تا ۲۶

 

هم به سوی ارض تا چون گشته پهن

جای هر کس را در آن بی ترس و وهن

۱ بیت
صفی علیشاه
 

صفی علیشاه » تفسیر منظوم قرآن کریم » ۹۱- سوره الشمس » ۱- آیات ۱ تا ۱۵

 

هم قسم بر ارض و آن کش کرد پهن

بر نگهداری و حفظ اوست رهن

۱ بیت
صفی علیشاه
 

ملک‌الشعرا بهار » منظومه‌ها » کارنامهٔ زندان » بخش ۶۸ - حکایت عمالقه

 

قدشان چون چنارهای کهن

سر و گردن چو برجی از آهن

۱ بیت
ملک‌الشعرا بهار