رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۱۲۰ - کاندر جهان به کس مگرو جز به فاطمی
تا خوی ابر گل رخ تو کرده شبنمی
شبنم شدهست سوخته چون اشک ماتمی
... این مصرع ساقط شده ...
کاندر جهان به کس مگرو جز به فاطمی
کی مار ترسگین شود و گربه مهربان؟
[...]
رودکی » مثنویها » ابیات به جا مانده از مثنوی بحر متقارب » پاره ۳۸
ایا خلعت فاخر از خرمی
همی رفتی و می نوشتی ز می
فردوسی » شاهنامه » منوچهر » بخش ۱۰ - نامهٔ زال به پدرش و درخواست اجازه برای وصلت با رودابه
نگفتم من این تا نگشتم غمی
به مغز و خرد در نیامد کمی
فردوسی » شاهنامه » منوچهر » بخش ۱۲ - آگاه شدن سیندخت از ماجرا و خشم گرفتن بر فرستاده و پرس و جوی چند و چون و کیستی خواستگار از رودابه
به خشم اندرون شد ازان زن غمی
به خواری کشیدش بروی زمی
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی گرشاسپ » بخش ۲ - جستجوی رستم به دنبال اسب، یافتن رخش و رام کردن او
چنین داد پاسخ که گر رستمی
برو راست کن روی ایران زمی
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی گرشاسپ » بخش ۳ - آرایش سپاه زال و افراسیاب در خوار ری و برگزیدن کیقباد برای پادشاهی ایران
شهی کاو باورنگ دارد ز می
که بیسر نباشد تن آدمی
فردوسی » شاهنامه » سهراب » بخش ۵ - زادن سهراب، پرسش از تهمینه دربارهٔ پدر و عزم لشکرکشی به ایران و توران
تو پور گو پیلتن رستمی
ز دستان سامی و از نیرمی
فردوسی » شاهنامه » سهراب » بخش ۱۴ - خروش سهراب بر کاووس، برکندن سراپرده، دیدار نخست با رستم و انکار نام
من ایدون گمانم که تو رستمی
گر از تخمهٔ نامور نیرمی
فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۱۰ - رشک گرسیوز از جاه و هنر سیاوش، بدگویی نزد افراسیاب و فریب سیاوش به زاری دروغین
ازان خواب بد چون دلم شد غمی
به مغز اندر آورد لختی کمی
فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۱۸ - جستن هفتسالهٔ گیو در توران، یافتن کیخسرو کنار چشمه و نبرد با سپاه پیران
نبودی دل من بدین خرمی
که روی تو دیدم به توران زمی
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی گشتاسپ صد و بیست سال بود » بخش ۱۹ - سخن دقیقی: پیروزی اسفندیار، بخشیدن اسیران و سوگ گشتاسپ بر زریر
همه شب نخفتند زان خرمی
که پیروزی بودشان رستمی
فردوسی » شاهنامه » داستان هفتخوان اسفندیار » بخش ۴ - خان سوم اسفندیار: هشدار گرگسار، کشتن اژدها با گردون تیغدار و بیهوشی از دود زهر
ز گردون و آن تیغها شد غمی
به زور اندر آورد لختی کمی
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی داراب دوازده سال بود » بخش ۳ - جنگ دارا با فیلقوس در عموریه، گریز رومیان و آوردن ناهید با باژ به پارس
همه راستی باید و مردمی
ز کژی و آزار خیزد کمی
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اسکندر » بخش ۱۴ - راز جام زرد کید: کشیدن آب از گردون، پیمان پیران با میلاد و نهفتن گنج در کوه
بخوردند آب از پی خرمی
ز خوردن نیامد بدو در کمی
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اسکندر » بخش ۱۴ - راز جام زرد کید: کشیدن آب از گردون، پیمان پیران با میلاد و نهفتن گنج در کوه
همی آب یابد چو گیرد کمی
نبیند به روشن دو چشم آدمی
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اسکندر » بخش ۳۱ - نبرد سکندر با نرمپایان، کشتن اژدهای کوه، بانگ مرگ و رفتن به شهر زنان هروم
چو با راستی باشی و مردمی
نبینی جز از خوبی و خرمی
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اسکندر » بخش ۴۲ - نزدیکی مرگ اسکندر، اندرز ارسطو و پیمان ملوک طوایف و فال کودک شیرسر در بابل
سکندر چو بشنید زان شد غمی
به رای و به مغزش درآمد کمی
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اسکندر » بخش ۴۶ - مویهٔ مادر و روشنک بر مرگ اسکندر، به خاک سپردن صندوق و تأمل در فرجام جهان
همه نیکوی باید و مردمی
جوانمردی و خوردن و خرمی
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی شاپور ذوالاکتاف » بخش ۱۴ - پذیرش باژ روم و واگذاری نصیبین، گشودن شهر نافرمان، مرگ قیصر و بنیاد شهرهای اسیران
مگر با سزاواری و خرمی
کجا روم را زو نیاید کمی
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی شاپور ذوالاکتاف » بخش ۱۶ - سپردن تاج شاپور به اردشیر جوان، پیمان پسر خردسال، اندرز داد و مرگ شاه
می لعل پیش آور ای هاشمی
ز خمی که هرگز نگیرد کمی
