فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اشکانیان » بخش ۳
چو بشنید بابک فرو ریخت آب
ازان چشم روشن که او دید خواب
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اشکانیان » بخش ۸
چو هر دو رسیدند نزدیک آب
به زردی دو رخساره چون آفتاب
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اشکانیان » بخش ۱۰
بیامد به دریا هم اندر شتاب
به هر سو برافگند زورق به آب
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اشکانیان » بخش ۱۰
چو برزد سر از تیغ کوه آفتاب
به سوی صطخر آمد از پیش آب
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اشکانیان » بخش ۱۳
سپیده چو برزد ز دریای آب
سر شاه ایران برآمد ز خواب
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اشکانیان » بخش ۱۷
برآمد ز آرام وز خورد و خواب
به کشتی بیامد برین روی آب
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی شاپور ذوالاکتاف » بخش ۵
به زن گفت چندان دهش نان و آب
که از داشتن زو نگیرد شتاب
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی شاپور ذوالاکتاف » بخش ۷
چو بر زد سر از برج شیر آفتاب
ببالید روز و بپالود خواب
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۲
دگر روز چون بردمید آفتاب
ببالید کوه و بپالود خواب
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۱۴
بمان تا برآرد سپهر آفتاب
سر نامداران برآید ز خواب
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۱۴
یکی جام کافور بر با گلاب
چنان کن که بویا بود جای خواب
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۱۵
کسی را نیامد بران دشت خواب
می و گوشت نخچیر و چنگ و رباب
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۱۵
ز نخچیر دشت و ز مرغان آب
همی یافت خواهنده چندان کباب
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۱۶
نهادند کافور و مشک و گلاب
بگسترد مشک از بر جای خواب
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۱۸
می و زعفران برد و مشک و گلاب
سوی خانه شد با دلی پرشتاب
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۱۹
ز هرگونه تخم اندرافگن به آب
نباید که بیند ورا آفتاب
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۲۰
به مرو اندرون بانگ چنگ و رباب
کسی را نبد جای آرام و خواب
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۲۹
همه دیده کردند پیشش پر آب
ازان شاه پردانش و زودیاب
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۳۲
کلنگاند شاهان و من چون عقاب
وگر خاک و من همچو دریای آب
