سنایی » حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه » الباب الثّالث: اندر نعت پیامبر ما محمّد مصطفی علیهالسّلام و فضیلت وی بر جمیع پیغمبران » بخش ۲۴ - ستایش امیرالمؤمنین علیبن ابیطالب علیهالسّلام
کی شود آنکه ماه دین با او
تبع و تابعِ ثریّا او
سنایی » حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه » الباب السّابع فصل فیالغرور و الغفلة والنسیان و حبّالامانی والتّهور فی امور الدّنیا و نسیانالموت والبعث والنشر » بخش ۵۸ - در صفت اهل تصوّف
منتهای امیدشان تا او
قبلهشان او و انسشان با او
وطواط » ترکیبات » شمارهٔ ۱ - در مدح ملک اتسز
خسروی ، کز خسروان ظاهر نشد همتای او
برده سودای بداندیشان ید بیضا او
کیمیای دین و دولت گشته باد دست او
توتیای ملک و ملت گشته خاک پای او
از وفاق او سعادت بهرهٔ احباب او
[...]
نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۱۱۹ - اندرز و ختم کتاب
پس از صد سال اگر گویی کجا او
ز هر بیتی ندا خیزد که «ها او»
عطار » الهی نامه » بخش دوازدهم » (۵) حکایت دیوانه که رازی با حق گفت
چو در خانه نگنجیدی تو با او
که در خانه تو میبایست یا او
عطار » خسرونامه » بخش ۴۳ - آگاهی یافتن شاه اسپاهان از بردن هرمز گل را
اگر خوردی ز کفش من قفا او
بزیر کفش منشاندی مرا او
عطار » هیلاج نامه » بخش ۱۴ - در اعیان جان و در اعیان آن فرماید
فنا باشد چو شد محو فنا او
شود درمحو فی الله او بقا او
عطار » هیلاج نامه » بخش ۵۰ - جواب دادن شیخ جنید شیخ کبیر را
نه دیوانه بود او مر مرا او
کند اینجا بگفتاری جفا او
عطار » جوهرالذات » دفتر اول » بخش ۱۶ - درامامت امیرالمؤمنین و امام المتقین علی(ع)کرّم اللّه وجهه فرماید
همی گردد زعشق آن فنا او
که دیدست از فنا عین لقا او
عطار » جوهرالذات » دفتر اول » بخش ۷۵ - دروحدت صرف و یکتائی ذات و صفات فرماید
کمال سرّ او کشف الغطا او
نمود راز دیدار خدا او
عطار » جوهرالذات » دفتر اول » بخش ۸۱ - درخواب دیدن عاشق که گوش معشوق بدست گرفته و از خواب بیدار شدن و گوش خود را در دست خود دیدن فرماید
چنان عاشق شدست اینجا ترا او
که در تو ابتدا در انتها او
عطار » جوهرالذات » دفتر اول » بخش ۹۰ - در جواب دادن حسین منصور بایزید را قدّس اللّه روحهما فرماید
تمامت یابد و زجر و جفا او
ز قربت ماند اینجاگه جدا او
عطار » جوهرالذات » دفتر دوم » بخش ۲۱ - تمامی اشیا از یک نور واحدند
طلسمت گر شود اینجا فنا او
بیاید در همه اعیان بقا او
عطار » جوهرالذات » دفتر دوم » بخش ۲۶ - تمامی اشیا از یک نور واحدند (ادامه)
بت خود را بریدش دست و پا او
همه ذرّات کردش رهنما او
عطار » جوهرالذات » دفتر دوم » بخش ۳۴ - درخبردادن صاحب اسرار فرماید
حقیقت آمدست اندر فنا او
ز تو دارد نمودار بقا او
اوحدالدین کرمانی » دیوان رباعیات » الباب الحادی عشر: فی الطامات و فی الاقاویل المختلفة » الفصل الثانی - فی الاقاویل المختلفة خدمة السلطان » شمارهٔ ۱۶
هر چند کسی نیست که هست الّا او
باید که تو فرق بینی از خود تا او
با او بودن خوش است لیکن بی خود
بی خود بودن خوش است لیکن با او
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۵۸۸
نی هرکه کند رقص و جهد بالا او
در فقر بود گزیده و والا او
مسجود ملک تا نشود چون آدم
عالم نشود به عالم اسما او
سلطان ولد » ولدنامه » بخش ۱۳۶ - در بیان آنکه اولیا را جهت آن ابدال میخوانند که از حال و خلق اول مبدل شدهاند و خلق حق گرفتهاند که تخلقوا باخلاق اللّه. و در تقریر آنکه منصور که در عشق مرتبۀ اول داشت چون خلق او را فهم نکردند، عاشقان دیگر را که بالای اویند چگونه توانند فهم کردن و بمرتبۀ معشوقان خود کجا رسند
رفت از جا بسوی بیجا او
یافت صد پر بجای هر پا او