گنجور

 
۱
۲۳۴
۲۳۵
۲۳۶
۲۳۷
۲۳۸
۳۸۰
 

ابن یمین » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ٩۴ - مطلع ثانی

 

دولت بود مساعد و اقبال و بخت یار

آنرا که کرد بندگی شاه اختیار

آن شاه داد بخش که دوران دولتش

آرد بمهرگان ستم عهد نو بهار

سلطان شرق و غرب شهنشاه بحر و بر

[...]

۳۵ بیت
ابن یمین
 

ابن یمین » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ٩۵ - وله ایضاً

 

روز نوروز و می اندر قدح و ما هشیار

راستی هست برینکار خرد را انکار

باز در بزم چمن نرگس سرمست نهاد

بر سر تبسی ء سیمین قدح زر عیار

بار دیگر بتماشا شه خوبان چمن

[...]

۳۰ بیت
ابن یمین
 

ابن یمین » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ٩۶ - قصیده

 

بر من در سعادت و دولت کشاد باز

گردون پس از مشقت و اندوه دیرباز

بگشاد دیده باز همای سعادتم

ز آندم که چشم بسته همی دیدمش چو باز

از سعی دور اختر و توفیق لطف حق

[...]

۲۵ بیت
ابن یمین
 

ابن یمین » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ٩٧ - قصیده در مدح علاءالدین محمد

 

مرا ز جور تو ای روزگار سفله نواز

بسیست غصه چگویم که قصه ایست دراز

بناز میگذرانند عمر بیهنران

هنروران ز تو افتاده اند در تک و تاز

زدون نوازی تو هر که بد برهنه چو سیر

[...]

۳۶ بیت
ابن یمین
 

ابن یمین » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ٩٨ - وله ایضاً قصیده در مدح ملک معزالدین کرت

 

منت خدیرا که پس از هجر دیر باز

بخت رمیده روی بوصلم نهاد باز

اقبال بهر رونق کارم میان ببست

دولت در مراد برویم گشاد باز

چشم مرا چو چشمه خورشید نور داد

[...]

۱۹ بیت
ابن یمین
 

ابن یمین » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ٩٩ - وله ایضاً

 

جهان جود و کرم ای پناه اهل نیاز

بروی خلق در خرمی ز لطف تو باز

شکوه و حشمت و اورنگ تاج دولت و دین

که دین ز دولت تو یافت صد سعادت باز

توئی بمرتبه شاهی که بندد از پی نام

[...]

۲۴ بیت
ابن یمین
 

ابن یمین » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ١٠٠ - قصیده در طیبت و مدح نظام الدین یحیی

 

چیست آن گوهر که هست از لعل تاجی برسرش

وز پرند آل دائم گرته ئی اندر برش

هست سرخی باد سار و تنگ چشم و سخت دل

وز لباس آل عباس است اکثر بسترش

همچو بیماریست مزمن لیک گر میلش بود

[...]

۳۱ بیت
ابن یمین
 

ابن یمین » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ١٠١ - قصیده

 

گردش گردون بکامم گر نباشد گو مباش

ورز مهرش بر سرم افسر نباشد گومباش

گر هنرمند از کسی یاری نیابد گو میاب

چون هنر یارست اگر یاور نباشد گو مباش

پرتو نور تجلی چون ز شب ظلمت زدود

[...]

۲۰ بیت
ابن یمین
 

ابن یمین » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ١٠٢ - قصیده عینیه

 

چگویم ازین روزگار مخادع

چه آمد رهی را بروی از وقایع

بصد قرن یک شمه نتوان بیان کرد

که از دور گردون چها گشت واقع

چنان کوکب سعد من گشت غارب

[...]

۲۷ بیت
ابن یمین
 

ابن یمین » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ١٠٣ - ایضاً له

 

گر شود در عشق جانان جان شیرینم تلف

هر زمان افزون بود دل را بمهر او شعف

چشم من گر رسته دندانش را بیند بخواب

از خیال روی او گوهر شود همچون صدف

همچو چنگ از پیش بر نارم سر اندر بندگیش

[...]

۲۲ بیت
ابن یمین
 

ابن یمین » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ١٠۴ - ایضاً له

 

حبذا دارالحدیثی کز معالی و شرف

زیبد ار دارد بمهر و مه شرف

بسکه در شاهوار از بحر طبع مصطفی

جمع شد دروی ز گوهر پر بر آمد چون صدف

چون امام جمله اصحابش حدیثی پی فکند

[...]

۱۲ بیت
ابن یمین
 

ابن یمین » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ١٠۵ - ایضاً در مدح رضی الدین عبدالحق

 

زهی صدر وزارت را ز رأی روشنت رونق

کمینه منظر قدرت رواق طارم ازرق

عمود صبح را از شب ببندد آسمان پرچم

ز بهر آنکه تا باشد به پیش موکبت بیرق

سماک رامح ار نیزه نه برخصمت کشد دائم

[...]

۲۰ بیت
ابن یمین
 

ابن یمین » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ١٠۶ - وله ایضاً در مدح طغایتمورخان

 

تا شه نهاد پای بر اوج سریر ملک

دولت ز بهر نصرت او شد نصیر ملک

شاه جهان طغایتمورخان که فر اوست

درحادثات دور فلک دستگیر ملک

هرگز مشام جان نشنیدست در جهان

[...]

۱۹ بیت
ابن یمین
 

ابن یمین » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ١٠٧ - ایضاً در مدح امیر مولای بیگ

 

ندانم آن رخ حورست یا جمال ملک

که رشک میبرد از حسنش آفتاب فلک

بسان دائره کارم شدست بی سر و پای

ز عشق آن دهن همچو نقطه کوچک

زهی جمال تو بر هم شکسته رونق حور

[...]

۲۹ بیت
ابن یمین
 

ابن یمین » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ١٠٨ - وله ایضاً فی المدح خواجه نظام الدین یحیی

 

از افق ماه نو عید بفیروز فال

چهره بنمود و جهان کرد منور به جمال

تا ابد طلعت میمونش مبارک بادا

بر سر افراز نکو سیرت پاکیزه خصال

خسرو روی زمین داور و دارای زمان

[...]

۲۳ بیت
ابن یمین
 

ابن یمین » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ١٠٩ - ایضاً له

 

چو از نشیمن قدسی بیمن طالع و فال

گشاد باز سفیده سفیده دم پر و بال

بتی بچهره چو آتش بلب چو آب حیات

درآمد از در من با هزار غنج و دلال

شکار مرغ دلم را فراز خرمن گل

[...]

۲۳ بیت
ابن یمین
 

ابن یمین » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ١١٠ - وله ایضاً

 

خجسته صبحدمی کان نگار مهر گسل

بفال سعد نماید ز حبیب ماه چگل

ز طرف جاه ذقن خال عنبرینش بسحر

کند حکایت هاروت در چه بابل

ز عشق سلسله زلف مشک پیکر او

[...]

۳۴ بیت
ابن یمین
 

ابن یمین » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ١١١ - وله ایضاً در مدح مولانا غیاث الدین بحرآبادی

 

صبحدم بر خاک کویش بگذاری باد شمال

بیتو گو هستم در آتش ای بلطف آب زلال

جان مهجور از تن رنجور دور از روی تو

کرد خواهد تا جوار حضرت حق انتقال

میکند بر چشم عشاق تو خواب خوش حرام

[...]

۳۰ بیت
ابن یمین
 

ابن یمین » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ١١٢ - قصیده در مدح فاضل اوحد حکیم الدین

 

این منم یا رب که در دل شادمانی یافتم

و آنچه جستم از قضای آسمانی یافتم

با من این الطاف چرخ کینه ورزان میکند

کز خدیو ملک دانش مهربانی یافتم

اوحد الدنیا حکیم الدین که نپسندد خرد

[...]

۱۱ بیت
ابن یمین
 

ابن یمین » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ١١٣ - ایضاً عرض اخلاص و مدح امیر ابونصر بن علی

 

ای پیک پی خجسته نسیم سپیده دم

وی چون مسیح و خضر مبارک دم و قدم

از راه لطف عرضه کن اخلاص بنده وار

جائی که همچو کعبه منیع است و محترم

یعنی جناب آنکه فلک بهر بندگی

[...]

۲۳ بیت
ابن یمین
 
 
۱
۲۳۴
۲۳۵
۲۳۶
۲۳۷
۲۳۸
۳۸۰
 
تعداد کل نتایج: ۷۵۸۴