گردش گردون بکامم گر نباشد گو مباش
ورز مهرش بر سرم افسر نباشد گومباش
گر هنرمند از کسی یاری نیابد گو میاب
چون هنر یارست اگر یاور نباشد گو مباش
پرتو نور تجلی چون ز شب ظلمت زدود
بر سپهر ار تابش اختر نباشد گو مباش
چون ندارم داوری با هیچکس در خیر و شر
گر مرا دلگرمی داور نباشد گو مباش
در جهان از خلق اگر یاری نیابم باک نیست
با علی در رزم اگر قنبر نباشد گو مباش
با چنین قحط هنر کابناء دهر از جهل خویش
جمله گویند ار هنر پرور نباشد گو مباش
گر هنر پرور زمین آسا نگردد پایمال
گر بسان آسمان سرور نباشد گو مباش
چون کمر هرگز نخواهم بودن اندر بند زر
گر قبای زر کشم در بر نباشد گو مباش
چون همای همتم برتر ز نسر طایر است
تاجش ار هدهد صفت بر سر نباشد گو مباش
آبروی از بهر نان بر خاک نتوان ریختن
گر نهال رزق ما را بر نباشد گو مباش
کی توان در بند بودن بهر شکر همچو نی
سرو آزادی گرش شکر نباشد گو مباش
خواری منت ز بهر آرزو نتوان کشید
ما و عزت هیچ دیگر گر نباشد گو مباش
منت رضوان ز بهر کوثر ار باید کشید
فارغم ز آن هرگز ار کوثر نباشد گو مباش
هستم از همت چو موسی رهرو وادی قدس
گر بپایم پای پوش اندر نباشد گو مباش
مرد باید کز ره معنی بود آراسته
گر بظاهر صورتش در خور نباشد گو مباش
رأی باید کز صفا چون آب و چون آذر بود
روی اگر چون آب و چون آذر نباشد گو مباش
آب رز باید که باشد در صفا چون آب زر
گر ز زر مغربی ساغر نباشد گو مباش
منت ایزد را که تر دامن نیم مانند ابر
گر چو ابرم جیب پر گوهر نباشد گو مباش
چون بود ابن یمین از در موزون با یسار
گر چو کانش گنج سیم و زر نباشد گو مباش
حاصل عاقل ز دنیا چون نکو نامی بود
این بست گر حاصل دیگر نباشد گو مباش
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به نوعی بیانگر بینیازی و استقلال انسان از عوامل ظاهری و مادی است. شاعر میگوید اگر شرایط و ابزار مساعد نباشد، نباید در تلاش و کوشش کوتاه بیاییم و نباید به مراتب اجتماعی یا وضعیت دیگران وابسته باشیم. او به زیبایی و معنای زندگی اشاره میکند و تأکید میکند که ارزش انسان در درون او و همت اوست، نه در داراییها و تعلقات دنیوی. با وجود نبود یاریها و موقعیتهای مساعد، انسان باید به خود اتکا کند و تلاش خود را ادامه دهد، زیرا هنری که درون فرد وجود دارد، نیازی به تأیید یا حمایت از سوی دیگران نخواهد داشت. در نهایت، شاعر به عظمت و جایگاه والای انسان اشاره میکند که حتی بدون ثروت و موقعیت اجتماعی، میتواند به قلههای معنوی و اخلاقی دست یابد.
هوش مصنوعی: اگر چرخ روزگار به کام من نباشد، نباشد. اگر مهر و محبت بر سرم نیست، نباشد.
هوش مصنوعی: اگر هنرمند از کسی کمک نگیرد، بهتر است که به او نگوید که هنر همیشگی اوست. اگر کسی دست یاری به او نکند، بهتر است که نباشد.
هوش مصنوعی: نور و روشنی که از تجلی حق به وجود آمده، مانند نوری است که شب را از میان برمیدارد. اگر در آسمان ستارهای نباشد، تو نیز نباید وجود داشته باشی.
هوش مصنوعی: زمانی که من هیچگونه داوری ندارم و نمیتوانم تشخیص دهم چه چیزی خوب است و چه چیزی بد، اگر دلم به داوری برای این کار مطمئن نباشد، بهتر است که وجود نداشته باشم.
هوش مصنوعی: اگر در این دنیا از مردم کمک و یاری نداشته باشم، مهم نیست. حتی اگر در جنگها هم قنبر، یار و همراه علی نباشد، باکی نیست، فقط خود علی کافی است.
هوش مصنوعی: در زمانهای که هنر کم است، مردم به نادانی خود میبالند و اگر کسی در هنر پرورش نیافته باشد، نباید در این میان وجود داشته باشد.
هوش مصنوعی: اگر هنر در زمین رشد نکند و به سادگی از بین برود، اگر هم مانند آسمان سرشار از نشاط و شادابی نباشد، پس بیفایده است که وجود داشته باشد.
هوش مصنوعی: هرگز نمیخواهم در بند زر و ثروت باشم، حتی اگر لباس زرین بپوشم. پس به من بگو که در این دنیا مانند آنها نباشم.
هوش مصنوعی: آرزوی من از هر پرندهای بالاتر است، حتی اگر تاج و تختش بر سر هدهدی نباشد، نباید نگران باشم.
هوش مصنوعی: شخص نباید آبرو و حیثیت خود را به خاطر تامین نیازهای مادی و نان از بین ببرد، زیرا اگر روزی به ما داده نشود، بهتر است که از این کار دست بکشیم.
هوش مصنوعی: کسی نمیتواند به خاطر شکرگذاری و نعمت، مانند سرو در بند باشد؛ اگر آزادی نباشد، بهتر است که هیچ شکر و سپاسی هم نباشد.
هوش مصنوعی: انسان نمیتواند ذلت و خواری را برای رسیدن به آرزوها تحمل کند، زیرا اگر عزت وجود نداشته باشد، حتی اگر به خواستهاش برسد، هیچ ارزش و معنایی نخواهد داشت.
هوش مصنوعی: اگر برای به دست آوردن بهشت کوثر، باید منت رضای خدا را بر دوش بکشید، پس از آنکه هرگز برای شما بهشت کوثر وجود نداشته باشد، بهتر است که به دنبال آن نباشید.
هوش مصنوعی: من مثل موسی با اراده و جدیت در مسیر هدف خود پیش میروم. اگر در این راه تلاشی نکنم و فقط به امید معجزه بنشینم، باید بپذیرم که هیچ اتفاقی نخواهد افتاد.
هوش مصنوعی: مرد باید از درک و فهم عمیق برخوردار باشد و به باطن خود بپردازد؛ حتی اگر ظاهرش از نظر دیگران زیبا و پسندیده نباشد، نباید نگران باشد و باید به راه خود ادامه دهد.
هوش مصنوعی: نظر باید درست و خالص باشد، همانطور که آب زلال و آتش بدون خامی است. اگر نظر، مانند آب شفاف و آتش پاک نباشد، دیگر ارزش ندارد که وجود داشته باشد.
هوش مصنوعی: آب گلسرخ باید به پاکی و روشنی آب طلا باشد، و اگر لیوانی از طلا به رنگ زرد مغرب وجود نداشته باشد، نباید خود را در آن ببینی.
هوش مصنوعی: به خاطر لطف و رحمت خداوند شکرگزار باش، چرا که من نیز مانند ابر به سراغ باران نمیروم. اگر باران نکنم و ثمر نداشته باشم، نباید مثل ابر خود را بزرگ جلوه دهم.
هوش مصنوعی: اگر ابن یمین در اوزان شاعری قرار بگیرد و از سمت چپ به او نگریسته شود، اگر گنجی از طلا و نقره در او نباشد، پس دیوانگی او را نشوید.
هوش مصنوعی: نتیجهٔ دلسوزی و عقل فرد از زندگی، همان نام نیک و یاد خوب او است. اگر به جز این دستاوردی نداشته باشد، نباید به زندگی ادامه دهد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
کارم از بی سیمی ار چون زر نباشد گو مباش
بینوائی را نوائی گر نباشد گو مباش
لاله را با آن دل پر خون اگر چون غنچه اش
قرطه ی زنگارگون در بر نباشد گو مباش
منکه چون سرو از جهان یکباره آزاد آمدم
[...]
در غمت گر جان غمپرور نباشد گو مباش
چون تو باشی جان من جان گر نباشد گو مباش
سجده روی تو ای بت کفر و ایمان منست
سر نمیتابم ازین گر سر نباشد گو مباش
از عدم بهر تو جان در ملک هستی آمده
[...]
عاشقان را مغز در سر گر نباشد گو مباش
کف اگر در بحر پرگوهر نباشد گو مباش
داغ در دل هست، اگر بر سر نباشد گو مباش
حلقه بیرون در گر زر نباشد گو مباش
سیل واصل شد به دریا بیدلیل و رهنما
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.