گنجور

 
۱
۲۰۷۹
۲۰۸۰
۲۰۸۱
۲۰۸۲
۲۰۸۳
۲۹۹۵
 

فیاض لاهیجی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۳۵

 

هر خس به باغ ما گل و هر زاغ بلبل است

آشفتگی گلی است که مخصوص سنبل است

ناز بهار چند کشم از برای گل

فصل خزان خوشست که هر برگ او گل است

مخصوص ماست از نگه کنج چشم یار

[...]

۷ بیت
فیاض لاهیجی
 

فیاض لاهیجی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۳۶

 

سراپا شعله گردیدست کاینم جامة آل است

سپند جان ما را کرده در آتش که این خال است

چو برطرف رخ او زلف را دیدم یقین کردم

که روز وصل را شام فراقی هم به دنبال است

طریق دل خطرناک است زین جا سرسری مگذر

[...]

۵ بیت
فیاض لاهیجی
 

فیاض لاهیجی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۳۷

 

من و تصوّر ترک غمت خیال محال است

خلاصی از ستم عشق احتمال محال است

اگرچه قطع نظر ممکن است و ممکن ممکن

ولیک دل ز تو برکندنم محال محال است

رقیب من شده در آرزوی وصل تو عنقا

[...]

۴ بیت
فیاض لاهیجی
 

فیاض لاهیجی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۳۸

 

تو سروری سرفرازی بر تو ختم است

تو جانی دلنوازی بر تو ختم است

زده داغ تو مُهرم بر در دل

که یعنی عشقبازی بر تو ختم است

نیاز عالمی را کشته نازت

[...]

۶ بیت
فیاض لاهیجی
 

فیاض لاهیجی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۳۹

 

چون نسیمم در ره عشق تو نقش پا گم است

در سر کوی تو همچون قطره در دریا گم است

از که حیرانم؟ که پرسد کس سراغ خویش را

در سر کویی که هر کس می‌شود پیدا گم است!

ای که فردای قیامت وعده کردی وصل خویش

[...]

۹ بیت
فیاض لاهیجی
 

فیاض لاهیجی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۴۰

 

مو به موئیم دل و بهر غم یار کم است

همه تن دیده شدیم و پی دیدار کم است

یک جهان شکوه و یک روز قیامت چه کنم؟

حرف بسیار و مرا فرصت گفتار کم است

با چنین قامت و رفتار که من می‌بینم

[...]

۱۵ بیت
فیاض لاهیجی
 

فیاض لاهیجی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۴۱

 

عکس رخ جانانه که در منزل چشم است

شمعی است که افروخته در محفل چشم است

جز خون دل و لخت جگر بار ندارد

این ریشة دردی که در آب و گل چشم است

دل خود به خیال تو تسلّی است ولیکن

[...]

۵ بیت
فیاض لاهیجی
 

فیاض لاهیجی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۴۲

 

ز عکس زلف تو آیینه سنبلستانست

به وصف روی تو بلبل هزار دستانست

به نخل قد تو کردیم سرو را نسبت

بدین وسیله کنون سرفراز بستانست

اسیر عشق تو باغ و بهار را چه کند

[...]

۴ بیت
فیاض لاهیجی
 

فیاض لاهیجی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۴۳

 

تا بوی زلف یار در آبادی منست

هر لب که خنده‌ای کند از شادی منست

بالم وداع جلوة پرواز می‌کند

یارب دگر که در پی صیّادی منست؟

دارم سراغِ جلوة سیمرغ و کیمیا

[...]

۵ بیت
فیاض لاهیجی
 

فیاض لاهیجی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۴۴

 

عشق بازی جستجوی یار در دل کردنست

عمر خود را صرف در تحصیل حاصل کردنست

سهل باشد بر خود آسان کردن مشکل ولی

مشکل آسان را ز شغل عشق مشکل کردنست

گر کنی تقریر مطلب‌های عالم علم نیست

[...]

۶ بیت
فیاض لاهیجی
 

فیاض لاهیجی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۴۵

 

عشق را پیغمبرم داغ جنون تاج منست

این غزل‌های بلند تازه معراج منست

کرده تسخیر دو عالم آهم از اقبال عشق

گردن گردون به زیر منّت تاج منست

مجلسم را منّت شمع مه و خورشید نیست

[...]

۷ بیت
فیاض لاهیجی
 

فیاض لاهیجی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۴۶

 

درون پرده نه پنهان عذار جانانست

که زیر ابر نهان آفتاب تابانست

به سیر لاله و گل دل نمی‌کشد هرگز

دلم ز غنچة پیکان او گلستانست

بدامنم نرسد هیچ‌گه ز کوتاهی

[...]

۷ بیت
فیاض لاهیجی
 

فیاض لاهیجی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۴۷

 

بی‌روی تو تا چشم صراحی نگرانست

در شیشة ما باده یکی راز نهانست

چون جامة صبرم نشود پاره! که امشب

در پرتو دیدار تو مهتاب کتانست

ممتاز بود داغ دل از داغ سراپا

[...]

۵ بیت
فیاض لاهیجی
 

فیاض لاهیجی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۴۸

 

به هنر فخر نکردن هنر مردانست

گهر خویش شکستن گهر مردانست

تن به شمشیر ستم درده و آسوده نشین

از سر خویش گذشتن سپر مردانست

بر سر کوچة مردی گذری کن کانجا

[...]

۱۵ بیت
فیاض لاهیجی
 

فیاض لاهیجی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۴۹

 

جهان ز عکس رخت پرگل است و یاسمن است

نهال قد تو سرو بلند این چمن است

تو رحم اگر نکنی بر دلم کسی چه کند؟

تنت به ناز برآورده‌ام گناه من است

ز یار شکوه ندارم خدای می‌داند

[...]

۷ بیت
فیاض لاهیجی
 

فیاض لاهیجی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۵۰

 

به لب تا نغمة عیشم قرین است

مدار چرخ برچین ِ جبین است

شکوهم مانع افتادگی نیست

سرم بر چرخ و رویم بر زمین است

نظر جایی نمی‌اندازم از بیم

[...]

۷ بیت
فیاض لاهیجی
 

فیاض لاهیجی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۵۱

 

آه جگر ماست که آتش شرر اوست

مژگان تر ماست که صد ابر تر اوست

زلف تو که چون راهزنان گوشه گرفتست

هر فتنه که در شهر شود زیر سر اوست

بلبل به قفس داشتن امروز روا نیست

[...]

۵ بیت
فیاض لاهیجی
 

فیاض لاهیجی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۵۲

 

تنها نه دیده‌ام به رخ نازنین تست

هر جا که می‌روی نگهی در کمین تست

هنگامه گرمی ید بیضا زیاد رفت

امروز دست معجزه در آستین تست

احیای رسم معجز جان‌‌بخشی مسیح

[...]

۵ بیت
فیاض لاهیجی
 

فیاض لاهیجی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۵۳

 

دستگاه حسن لیلی گوشه‌ای از کار تست

جلوة شیرین فرامش کردة رفتار تست

نقش خط بر آب بستن را تو پیدا کرده‌ای

سبزه از آتش برآوردن گل رخسار تست

کلبة تاریک عاشق روشن از خورشید نیست

[...]

۷ بیت
فیاض لاهیجی
 

فیاض لاهیجی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۵۴

 

تا به رخسار تو زلف مشک‌فام افتاده است

من که باشم! آفتاب اینجا به دام افتاده است

خم به خم زلف دراز و چین به چین ابروی ناز

هر کجا دل می‌رود صد حلقه دام افتاده است

ای که نام نیک داری آرزو در کوی عشق

[...]

۷ بیت
فیاض لاهیجی
 
 
۱
۲۰۷۹
۲۰۸۰
۲۰۸۱
۲۰۸۲
۲۰۸۳
۲۹۹۵
 
تعداد کل نتایج: ۵۹۸۸۵