من و تصوّر ترک غمت خیال محال است
خلاصی از ستم عشق احتمال محال است
اگرچه قطع نظر ممکن است و ممکن ممکن
ولیک دل ز تو برکندنم محال محال است
رقیب من شده در آرزوی وصل تو عنقا
چنین که جلوة پرواز او به بالِ محال است
سخن درین چه که وصل تو ممکن است ولیکن
مجال دم زدن این سخن محال محال است



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بیان عمق درد و رنج ناشی از عشق و جدایی میپردازد. او معتقد است که تصور جدایی از معشوقش غیرممکن و احساساتش نسبت به او بسیار عمیق و قوی است. هرچند که بسیاری از مسایل ممکن به نظر میرسند، اما قطع وابستگی و دلکندن از معشوق برای او محال است. همچنین، شاعر به آرزوی وصال معشوق اشاره میکند و میگوید که این امید به پرواز در آسمان عشق نیز ممکن نیست. در نهایت، با وجود اینکه صحبت کردن درباره وصال ممکن است، اما امکان بیان آن درد و دل در لحظات سخت غیرممکن به نظر میرسد.
هوش مصنوعی: من و خیال رها شدن از درد و غم عشق، هرگز به وقوع نمیپیوندد، زیرا رهایی از این عشق و ستم آن نیز ناممکن به نظر میرسد.
هوش مصنوعی: اگرچه ممکن است که من از تو بگذرم یا قطع رابطه کنم، اما دل من هرگز نمیتواند از تو جدا شود.
هوش مصنوعی: رقیبم به قدری به آرزوی وصال تو دلبسته شده که مانند پرندهای افسانهای است که امکان پروازش غیرممکن و در دسترس نیست.
هوش مصنوعی: هرچند که ممکن است به وصالت برسانم، اما صحبت کردن دربارهاش غیرممکن و دشوار است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.