گنجور

 
۱
۲
۳
۴
 

عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۰

 

کسی کو هرچه دید از چشم جان دید

هزاران عرش در مویی عیان دید

عدد از عقل خاست اما دل پاک

عدد گر دید ، از گفتِ زبان دید

چو این آن است و آن این است جاوید

[...]

۲۴ بیت
عطار
 

عطار » مختارنامه » باب چهلم: در ناز و بیوفائی معشوق » شمارهٔ ۱۰

 

آن کس که ترا عزیزتر ازجان دید

مینتواند ترا کنون آسان دید

تو چشم منی گرت نبینم شاید

زان روی که چشم خویش را نتوان دید

۲ بیت
عطار
 

عطار » الهی نامه » آغاز کتاب » در معراج حضرت رسالت علیه الصلوة والسلام

 

عیان لامکان بی جسم و جان دید

در آنجاخویشتن را او نهان دید

۱ بیت
عطار
 

عطار » الهی نامه » آغاز کتاب » در معراج حضرت رسالت علیه الصلوة والسلام

 

محمد خود ندید و جان جان دید

لقای خالق کون و مکان دید

۱ بیت
عطار
 

عطار » الهی نامه » بخش اول » (۱) حکایت زن صالحه که شوهرش به سفر رفته بود

 

عرابی چون جمال او چنان دید

بخون خویش حکم او روان دید

۱ بیت
عطار
 

عطار » الهی نامه » بخش چهارم » (۵) حکایت پیرمرد هیزم فروش و سلطان محمود

 

بره در شاه پیری ناتوان دید

که بارش پشتهٔ هیزم گران دید

۱ بیت
عطار
 

عطار » الهی نامه » بخش ششم » (۴) حکایت فخرالدین گرگانی و غلام سلطان

 

شه گرگان چو فخری را چنان دید

دلش با عشق و آتش در میان دید

۱ بیت
عطار
 

عطار » الهی نامه » بخش ششم » (۴) حکایت فخرالدین گرگانی و غلام سلطان

 

چو روی دلستانش را چنان دید

جهانی آتش آن دم نقد جان دید

۱ بیت
عطار
 

عطار » الهی نامه » بخش هفتم » (۱) حکایت عیسی علیه السلام با آن مرد که اسم اعظم خواست

 

میان ره گوی پر استخوان دید

تفکّر کرد و آنجا روی آن دید

۱ بیت
عطار
 

عطار » الهی نامه » بخش هشتم » (۶) حکایت سلطان محمود و ایاز در حالت وفات

 

چو در صافی هزاران سال آن دید

کجا دُردی ز غیر او توان دید

۱ بیت
عطار
 

عطار » الهی نامه » بخش یازدهم » (۳) حکایت گفتار پیغامبر در طفل نوزاد

 

ولی چون روشنی این جهان دید

فراخی زمین و آسمان دید

۱ بیت
عطار
 

عطار » الهی نامه » بخش یازدهم » (۱۰) حکایت آن مرد که عروس خود را بکر نیافت

 

چو مرد از شرم زن را آنچنان دید

وزان دلتنگی او را بیم جان دید

۱ بیت
عطار
 

عطار » الهی نامه » بخش دوازدهم » (۱) حکایت کیخسرو و جام جم

 

همه چیزی به‌ما زان می‌توان دید

که ممکن نیست ما را در میان دید

۱ بیت
عطار
 

عطار » الهی نامه » بخش چهاردهم » (۱) سکندر و وفات او

 

سکندر خویشتن را چون چنان دید

در آن قولنج مرگ خود عیان دید

۱ بیت
عطار
 

عطار » الهی نامه » بخش نوزدهم » (۱۰) حکایت شاهزاده و عروس

 

چو خسرو با سپاه او را چنان دید

تو گفتی آتشی در قعرِ جان دید

۱ بیت
عطار
 

عطار » الهی نامه » بخش بیست و یکم » (۱) حکایت امیر بلخ و عاشق شدن دختر او

 

چنان بی روی او روی جهان دید

که گفتی نه زمین نه آسمان دید

۱ بیت
عطار
 

عطار » الهی نامه » بخش بیست و دوم » (۵) حکایت یوسف علیه السلام و نظر کردن او در آینه

 

چو روی خود در آئینه عیان دید

جمال بی نشانی در نشان دید

۱ بیت
عطار
 

عطار » الهی نامه » بخش پایانی » (۳) حکایت آن مرد که از اویس سؤال کرد

 

چو رفت آن جایگه او را چنان دید

ز بیم تیغِ مرگش بیم جان دید

۱ بیت
عطار
 

عطار » الهی نامه » بخش پایانی » (۱۳) حکایت عبدالله بن مسعود با کنیزک

 

چو عبدالله مسعودش چنان دید

دو چشمش همچو ابری خون فشان دید

۱ بیت
عطار
 

عطار » اسرارنامه » بخش چهاردهم » بخش ۳ - الحکایه و التمثیل

 

چو پیر آن گوشت الحق نه چنان دید

سراسر یا جگر یا استخوان دید

۱ بیت
عطار
 
 
۱
۲
۳
۴
 
تعداد کل نتایج: ۷۴