مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۸۱
گر به خوبی می بلافد لا نسلم لا نسلم
کاندر این مکتب ندارد کر و فری هر معلم
متهم شو همچو یوسف تا در آن زندان درآیی
زانک در زندان نیاید جز مگر بدنام و ظالم
جای عاقل صدر دیوان جای مجنون قعر زندان
[...]
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۲۰ - پیغام شاه پنهان با وزیر
پیش او بنوشت شه کای مُقبلم
وقت آمد، زود فارغ کن دلم
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۴۱ - طنز و انکار کردن پادشاه جهود و قبول ناکردن نصیحت خاصان خویش
تا الیه یصعد اطیاب الکلم
صاعدا منا الی حیث علم
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۲۷ - دل نهادن عرب بر التماس دلبر خویش و سوگند خوردن کی درین تسلیم مرا حیلتی و امتحانی نیست
دل مپوشان تا پدید آید دلم
تا قبول آرم هر آنچ قابلم
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۶۷ - گفتن پیغامبر صلی الله علیه و سلم به گوش رکابدار امیرالمؤمنین علی کرم الله وجهه کی کشتن علی بر دست تو خواهد بودن خبرت کردم
من همی گویم برو جف القلم
زان قلم بس سرنگون گردد علم
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۵۰ - توفیق میان این دو حدیث کی الرضا بالکفر کفر و حدیث دیگر من لم یرض بقضایی فلیطلب ربا سوای
کفر جهلست و قضای کفر علم
هر دو کی یک باشد آخر حلم و خلم
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۵۶ - عذر گفتن نظم کننده و مدد خواستن
چون من از تسبیح ناطق غافلم
چون بداند سبحهٔ صامت دلم
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۸۶ - بازگشتن به قصهٔ دقوقی
یا رب آنها را که بشناسد دلم
بنده و بستهمیان و مجملم
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۰۲ - دعا و شفاعت دقوقی در خلاص کشتی
سر کشیدی تو که من صاحبدلم
حاجتِ غیری ندارم واصلم
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۰۸ - تضرع آن شخص از داوری داود علیه السلام
در دلش نِه آنچ تو اندر دلم
اندر افکندی بهراز ای مفضلم
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۸۰ - گفتن روح القدس مریم راکی من رسول حقم به تو آشفته مشو و پنهان مشو از من کی فرمان اینست
مریما بنگر که نقش مشکلم
هم هلالم هم خیال اندر دلم
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۲۱۲ - ملاقات آن عاشق با صدر جهان
آمنان را من بترسانم به علم
خایفان را ترس بردارم به حلم
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۵۲ - قصهٔ رستن خروب در گوشهٔ مسجد اقصی و غمگین شدن سلیمان علیهالسلام از آن چون به سخن آمد با او و خاصیت و نام خود بگفت
من که خروبم خراب منزلم
هادم بنیاد این آب و گلم
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۱۰۴ - قصهٔ آن زن کی طفل او بر سر ناودان غیژید و خطر افتادن بود و از علی کرمالله وجهه چاره جست
زود درمان کن که میلرزد دلم
که بدرد از میوهٔ دل بسکلم
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۱۲۶ - تفسیر این حدیث کی ائنی لاستغفر الله فی کل یوم سبعین مرة
راز پنهان با چنین طبل و علم
آب جوشان گشته از جف القلم
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۱۲۸ - بیان آنک یا ایها الذین آمنوا لا تقدموا بین یدی الله و رسوله چون نبی نیستی ز امت باش چونک سلطان نهای رعیت باش پس رو خاموش باش از خود زحمتی و رایی متراش
کهنهدوزان گر بدیشان صبر و حلم
جمله نودوزان شدندی هم به علم
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۳۷ - مناجات
سهو و نسیان را مبدل کن به علم
من همه خلمم مرا کن صبر و حلم
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۶۸ - فرستادن عزرائیل ملک العزم و الحزم را علیهالسلام ببر گرفتن حفنهای خاک تا شود جسم آدم چالاک عیلهالسلام و الصلوة
گفت آخر امر فرمود او به حلم
هر دو امرند آن بگیر از راه علم
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۷۳ - فیما یرجی من رحمة الله تعالی معطی النعم قبل استحقاقها و هو الذی ینزل الغیث من بعد ما قنطوا و رب بعد یورث قربا و رب معصیة میمونة و رب سعادة تاتی من حیث یرجی النقم لیعلم ان الله یبدل سیاتهم حسنات
خود تو پوشیدی بترها را به حلم
ورنه میدانی فضیحتها به علم
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۱۶ - حواله کردن مرغ گرفتاری خود را در دام به فعل و مکر و زرق زاهد و جواب زاهد مرغ را
ای ز تو ویران دکان و منزلم
چون ننالم چون بیفشاری دلم