رضیالدین نیشابوری » رضی نامه (اشعار نویافته) » قصاید » شمارهٔ ۱ - در ستایش مجدالدین گوید
آن که آن برگ گل تازه به سنبل آراست
نه همانا که صلاح دل و صبر من خواست
حکم بر جان کن از این پس که اگر کار این است
حکم تو نافذ و فرمان تو بر بنده رواست
گفتم اندوه تو من میخورم آری شک نیست
[...]
رضیالدین نیشابوری » رضی نامه (اشعار نویافته) » قصاید » شمارهٔ ۲ - در ستایش مجیرالدین گوید
آن که زاو هر گردنی در زیر بار منت است
سرور گیتی مجیرالدین نصیر ملت است
حاصل دو جهان نصیر بن محمد کز کفش (؟)
هر امید منهزم را هر دمی صد نصرت است
نسبتی دارد به اکناف دهستان و سزد
[...]
رضیالدین نیشابوری » رضی نامه (اشعار نویافته) » قصاید » شمارهٔ ۳ - در ستایش مجیرالدین گوید
ز چهره تو برافروخت بر قمر آتش
گرفت در دل پردردم آبخور آتش
چو مشرقم که دم سرد صبح چون بزند
همی برآرد از سینه بر اثر آتش
بسود با رخ من شنبلید تازهرکاب
[...]
رضیالدین نیشابوری » رضی نامه (اشعار نویافته) » قصاید » شمارهٔ ۴ - در ستایش شمس الدین گوید
ای طالع نگون ز تو تا کی قفا خورم
ای چرخ نیلگون ز تو تا کی فرو برم
روزی به خشم بشکنم این مهر قهر تو
واین پرده کبود تو بر یکدگر درم
از دور تو چه باک چو من قطب ثانیم
[...]
رضیالدین نیشابوری » رضی نامه (اشعار نویافته) » قصاید » شمارهٔ ۵
خاطرا خیز و دمی گنج سخن را بگشای
به ثناهای شه از تیغ سخن زنگ زدای
گوهر عقل شهنشاهی و کان اقبال
آفتاب فلک خسروی و ظل خدای
نصرت الدنیا و الدین شه شرق ابراهیم
[...]
رضیالدین نیشابوری » رضی نامه (اشعار نویافته) » قطعات » شمارهٔ ۱
اسیر کل فلان دولهای که در امروز
ز کل خلق جهان مر ورا غم خویش است
چو سوی من نظری مینکرد میگفتم
کز این سپس بکند روزگار در پیش است
کنون برآمد عمری و همچنان کارم
[...]
رضیالدین نیشابوری » رضی نامه (اشعار نویافته) » قطعات » شمارهٔ ۲ - و قال فیه و قد عاده شکرا
چون صدر شرق و غرب مرا از سر کرم
دیروز آن عیادت صحتفزای کرد
هر ذره را که گشت سپرده به آن قدم
از خاک برگرفتم و در دیده جای کرد
چون من کسی به دولت تشریف او رسید
[...]
رضیالدین نیشابوری » رضی نامه (اشعار نویافته) » قطعات » شمارهٔ ۳ - و ایضا له فی الاجل العالم وجیه الدین
صاحب صدر وجیهالدین که اندر روز بزم
با لباس جود او قد امل کوته بود
آن که جودش را چو از امید سائل فحل یافت
در نهان و مجلسی صد بار وقتی ره بود
بلبل باغ ثنای مدح او را خلعتش
[...]
رضیالدین نیشابوری » رضی نامه (اشعار نویافته) » قطعات » شمارهٔ ۴
شاد باش ای رخی که از ترشی
از دهان جوی آب بگشاید
سرکه گر چاشنی دهند بگیر
دور نبود که انگبین آید
رضیالدین نیشابوری » رضی نامه (اشعار نویافته) » قطعات » شمارهٔ ۵
رهی که خفته این زال عشوهگر باشد
به جان ز بوالعجبیهاش صد خطر باشد
در این زمانه نیابند محرمی چون شب
که همچو صبح به آخر نه پردهدر باشد
رضیالدین نیشابوری » رضی نامه (اشعار نویافته) » قطعات » شمارهٔ ۶
شنیدهام که خداوند من مجیرالدین
که خلق خرم او زینت چمن گردد
غلام گفت مرا زآن غلام گر پرسند
گمان مبر که از آن گفته ممتحن گردد
از آن که او به غلامی مرا پذیرفته است
[...]
رضیالدین نیشابوری » رضی نامه (اشعار نویافته) » قطعات » شمارهٔ ۷
ایا سرفرازی که از ذهن تو
ز اعزاز چون غرب انجم خورد
غریبی که بر خوان جودت نشست
عطارد دوال تعلم خورد
سخای تو بگزیده و خلق و کیش
[...]
رضیالدین نیشابوری » رضی نامه (اشعار نویافته) » قطعات » شمارهٔ ۸ - در ستایش ضیاءالدین گوید
مجلس محترم ضیاءالدین
که فلک قدر او بساط کند
هر زمانی به آب بربستن
با دعاگوی انبساط کند
با چنان تری مزاج آخر
[...]
رضیالدین نیشابوری » رضی نامه (اشعار نویافته) » قطعات » شمارهٔ ۹
برهان هدی صدر جهان ای همه ساله
اوهام بشر زیر و جلالت به زبر بر
عالی همه قدر تو و آوازه فلک را
شیرین همه لفظ تو و تهمت به شکر بر
چون حلقه بود بیسر و بیپای هر آن کس
[...]
رضیالدین نیشابوری » رضی نامه (اشعار نویافته) » قطعات » شمارهٔ ۱۰
ای به کستی نظم بس دشوار
زآبخیز تو بر تو میگذرم
پیش لفظ تو بس سمج باشد
گر به آب حیات درنگرم
لفظ تو گر مرا کند آبی
[...]
رضیالدین نیشابوری » رضی نامه (اشعار نویافته) » قطعات » شمارهٔ ۱۱
زهی عدل و انصاف آیین نهاده
به عهد تو رسم ستم برفتاده
خرد کنه قدر تو هرگز ندیده
سخن داد مدح تو هرگز نداده
چو ملک تو در طالع سعد هرگز
[...]
رضیالدین نیشابوری » رضی نامه (اشعار نویافته) » قطعات » شمارهٔ ۱۲ - در ستایش مجیرالدین گوید
مجلس عالی مجیرالدین شاه شرع حق
ملجاء اقلیم پنجم بودهای تا بودهای
از همه عالم به حمدالله خدایت یار باد
گوی دولت را چو چوگان هنر بربودهای
من چه گویم شکر آن انعامهایی را که تو
[...]
رضیالدین نیشابوری » رضی نامه (اشعار نویافته) » قطعات » شمارهٔ ۱۳
دل شرع و پشت هدی صدر عالم
که هرجا که وهم است برتر ز آنی
از آن خلق نیکو به سان بهاری
به آن دست زرپاش همچون خزانی
نه مر چرخ را بیتو کاری میسر
[...]
رضیالدین نیشابوری » رضی نامه (اشعار نویافته) » قطعات » شمارهٔ ۱۴
ز گفتار خوب علی حسن دین
یکی قطعه چون چشمه زندگانی
همی رفت بر لفظ چون حیدر وی
که قسم است بر ذات او کامرانی
در آن قطعه یک یک هنر برشمرده
[...]
رضیالدین نیشابوری » رضی نامه (اشعار نویافته) » رباعیات » شماره ۱
ز آبشخور وصل بهره اشک است مرا
گلگونه رنگ چهره اشک است مرا
چون چرخ ز خورشید و ستاره شب و روز
چشمی و هزار قطره اشک است مرا
