چون صدر شرق و غرب مرا از سر کرم
دیروز آن عیادت صحتفزای کرد
هر ذره را که گشت سپرده به آن قدم
از خاک برگرفتم و در دیده جای کرد
چون من کسی به دولت تشریف او رسید
از جد و جهد خلق نبود آن خدای کرد
جان را نمانده بود در این تن سر قرار
چون دید لطف پرسش او باز رای کرد
سرسبز ماندم چو جهان تا به نفخ صور
زاین پای مردیی که مرا دردپای کرد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
شهزادهای که شاهش فرمانروای کرد
بازش ز مرحمت طبرستان خدای کرد
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.