گنجور

برای پیشنهاد تصاویر مرتبط با اشعار لازم است ابتدا با نام کاربری خود وارد گنجور شوید.

ورود به گنجور

 
شاه نعمت‌الله ولی

فهرست شعرها به ترتیب آخر حرف قافیه گردآوری شده است. برای پیدا کردن یک شعر کافی است حرف آخر قافیهٔ آن را در نظر بگیرید تا بتوانید آن را پیدا کنید.

مثلاً برای پیدا کردن شعری که مصرع «جز ما دگری کجاست مائیم» مصرع دوم یکی از بیتهای آن است باید شعرهایی را نگاه کنید که آخر حرف قافیهٔ آنها «م» است.

حرف آخر قافیه

الف
ب
ت
چ
ح
د
ر
ش
ص
ق
ل
م
ن
و
ه
ی

دوبیتی شمارهٔ ۱: سر محبوب را مکن پیدا - گرچه پیداست در همه اشیا

دوبیتی شمارهٔ ۲: در ازل زنده کرد او دل ما - دیده زنده دلی ما آنجا

دوبیتی شمارهٔ ۳: از صفات خود اگر یابی فنا - حضرت باقی تو را بخشد بقا

دوبیتی شمارهٔ ۴: به نور غیب روشن شد دل ما - منور شد به نورش منزل ما

دوبیتی شمارهٔ ۵: هر نفس آئینه ای از غیب بنماید به ما - گر نظر داری ببین آئینهٔ گیتی نما

دوبیتی شمارهٔ ۶: نور خورشید می دهد ما را - درد جاوید می دهد ما را

دوبیتی شمارهٔ ۷: قلعهٔ دل خوشتر است از قلعهٔ این شهریار - همت ما این چنین فرمان دهد بر پادشاه

دوبیتی شمارهٔ ۸: دعانی من الکرمان ثم دعانیا - فان هواها مولع بهوا نیا

دوبیتی شمارهٔ ۹: در ازل زنده کرد او دل ما - دید زنده دلی ما آنجا

دوبیتی شمارهٔ ۱۰: نور خورشید می دهد ما را - درد جاوید می‌دهد ما را

دوبیتی شمارهٔ ۱۱: از صفات خود اگر یابی فنا - حضرت باقی تو را بخشد بقا

دوبیتی شمارهٔ ۱۲: به نور غیب روشن شد دل ما - منوّر شد به نورش منزل ما

دوبیتی شمارهٔ ۱۳: هر نفس آئینه ای از غیب بنماید به ما - گر نظر داری ببین آئینهٔ گیتی نما

دوبیتی شمارهٔ ۱۴: قلعهٔ دل خوشتر است از قلعهٔ این شهر ما - لشکر همت بباید تا بگیرد ملک ها

دوبیتی شمارهٔ ۱۵: الهی انت غفار الخطایا - غفور الذنب ستار الخفایا

دوبیتی شمارهٔ ۱۶: سرّ محبوب خود مکن پیدا - گر چه پیداست در همه اشیا

دوبیتی شمارهٔ ۱۷: دعانی من الکرمان ثم دعانیا - فان هواها مولع بهوانیا

دوبیتی شمارهٔ ۱۸: همه مستهلکند موج و حباب - نظری کن به چشم ما در آب

دوبیتی شمارهٔ ۱۹: ضاد و نقطه به همدگر دریاب - معنی ضاد ای پسر دریاب

دوبیتی شمارهٔ ۲۰: درّهٔ بیضا ز بحر ما طلب - آنچنان گوهر ازین دریا طلب

دوبیتی شمارهٔ ۲۱: این بهشت از آشنای او طلب - جنّت المأوا برای او طلب

دوبیتی شمارهٔ ۲۲: دردمندانه طبیبی می ‌طلب - زان شفاخانه نصیبی می‌ طلب

دوبیتی شمارهٔ ۲۳: هر بلائی که باشد از محبوب - آن بلا خود مرا بود مطلوب

دوبیتی شمارهٔ ۲۴: دردمندانه طبیبی می طلب - زان شفاخانه نصیبی می طلب

دوبیتی شمارهٔ ۲۵: درهٔ بیضا ز بحر ما طلب - آن چنان گوهر از این دریا طلب

دوبیتی شمارهٔ ۲۶: این بهشت از آشنای او طلب - جنت المأوا برای او طلب

دوبیتی شمارهٔ ۲۷: همه مستهلکند موج و حباب - نظری کن به چشم ما دریاب

دوبیتی شمارهٔ ۲۸: انسان کامل است که مجلای ذات اوست - مجموعه ای که جامع ذات و صفات اوست

دوبیتی شمارهٔ ۲۹: دل تو خلوت محبت اوست - جانت آئینه دار طلعت اوست

دوبیتی شمارهٔ ۳۰: دل آینه دار حضرت اوست - دل بندهٔ خاص خدمت اوست

دوبیتی شمارهٔ ۳۱: زبان دل و جان به فرمان اوست - به اسمای ذاتی ثناخوان اوست

دوبیتی شمارهٔ ۳۲: بر همه صورتی مصور اوست - بر همه نورها منور اوست

دوبیتی شمارهٔ ۳۳: در حقیقت فاعل افعال اوست - جمله افعال از آن وجهی نکوست

دوبیتی شمارهٔ ۳۴: جام می از بهر می داریم دوست - این و آن از عشق وی داریم دوست

دوبیتی شمارهٔ ۳۵: همه عالم جمال حضرت اوست - او جمیل و جمال دارد دوست

دوبیتی شمارهٔ ۳۶: هر چیز که آن متاع دنیاست - بیگانه ز ماست بشنو این راست

دوبیتی شمارهٔ ۳۷: جام و می را گر دو می گوئی رواست - ور یکی خوانی بخوان کان قول ماست

دوبیتی شمارهٔ ۳۸: یوسف گل پیرهن برهان ماست - این چنین خوش گلستانی آن ماست

دوبیتی شمارهٔ ۳۹: با محیط عشق او دریا بر ما شبنمی است - چشمهٔ آبی چه باشد هفت دریا شبنمست

دوبیتی شمارهٔ ۴۰: نقش عالم جز خیال یار نیست - جز خیال عشق خود اظهار نیست

دوبیتی شمارهٔ ۴۱: عشق را جز عقل لایق هست و نیست - غیر او معشوق عاشق هست و نیست

دوبیتی شمارهٔ ۴۲: به قدر حوصله ای جام می دهد ساقی - اگر چه بادهٔ خمخانه را نهایت نیست

دوبیتی شمارهٔ ۴۳: همه عالم تن است و او جان است - شاه تبریز و میر او جان است

دوبیتی شمارهٔ ۴۴: جنت نفس دوزخ جان است - ترک دوزخ بگو بهشت آنست

دوبیتی شمارهٔ ۴۵: این ظلمت و نور ، جسم و جانست - این هر دو حجاب عارفان است

دوبیتی شمارهٔ ۴۶: اگر چنانچه بزرگی به شکل انسان است - شتر میان بزرگان هم از بزرگانست

دوبیتی شمارهٔ ۴۷: دلیل ما به خدا حضرت خداوند است - مراد ما همه از خدمت خداوند است

دوبیتی شمارهٔ ۴۸: از تجلی ذوق اگر داری خوشست - این چنین ذوق ار به دست آری خوشست

دوبیتی شمارهٔ ۴۹: خانقاه نعمت الله را صفائی دیگر است - خوش سر آبی و خوش بستانسرائی دیگرست

دوبیتی شمارهٔ ۵۰: حکم عدل نام آن شاه است - باطناً شمس و ظاهراً ماه است

دوبیتی شمارهٔ ۵۱: دل تو بارگاه الله است - خلوت خاص نعمت الله است

دوبیتی شمارهٔ ۵۲: بدان که حضرت اعلی نمی توان دانست - ز ذات او به جز اسما نمی توان دانست

دوبیتی شمارهٔ ۵۳: عین ما این سخن چو با ما گفت - قطره را جمع کرد و دریا گفت

دوبیتی شمارهٔ ۵۴: اعیان که نمودند به وجهی چه توان گفت - موجود ز جودند به وجهی چه توان گفت

دوبیتی شمارهٔ ۵۵: هست الله اسم اعظم ذات - مع خلع نظر ز هر آیات

دوبیتی شمارهٔ ۵۶: ذات احدیت است این ذات - بی اسم و صفت کجاست آیات

دوبیتی شمارهٔ ۵۷: گفتم که عبارتی ز وحدت - گویم به طریق استعارت

دوبیتی شمارهٔ ۵۸: هست اللّه اسم حضرت ذات - مع قطع نظر ز هر آیات

دوبیتی شمارهٔ ۵۹: ذات احدیت است این ذات - بی اسم و صفت کجاست آیات

دوبیتی شمارهٔ ۶۰: گفتم که عبارتی ز وحدت - گویم به طریق استعارت

دوبیتی شمارهٔ ۶۱: خانقاه نعمت‌اللّه را صفائی دیگر است - خوش سر آبی و خوش بستان سرابی دیگر است

دوبیتی شمارهٔ ۶۲: از تجلی ذوق اگر داری خوش است - این چنین ذوق ار به دست آری خوش است

دوبیتی شمارهٔ ۶۳: یوسف گل پیرهن سلطان ماست - این چنین خوش گلستانی آن ماست

دوبیتی شمارهٔ ۶۴: با محیط عشق او دریا بر ما شبنم است - چشمهٔ آبی چه باشد هفت دریا شبنم است

دوبیتی شمارهٔ ۶۵: جام و می را گرد و می‌گوئی رواست - ور یکی خوانی بخوان کان قول ماست

دوبیتی شمارهٔ ۶۶: دل تو بارگاه اللّه است - خلوت خاص نعمت‌اللّه است

دوبیتی شمارهٔ ۶۷: هر چیز که آن متاع دنیاست - بیگانه ز ماست بشنو این راست

دوبیتی شمارهٔ ۶۸: ای آنکه جزو لایتحزی دهان تست - طولی که هیچ عرض ندارد میان تست

دوبیتی شمارهٔ ۶۹: ساقی ما به ذوق سرمست است - با حریفان مدام بنشستست

دوبیتی شمارهٔ ۷۰: جنت نفس دوزخ جان است - ترک دوزخ بگو بهشت آن است

دوبیتی شمارهٔ ۷۱: همه عالم تن است و او جان است - شاه شروان و میر او جان است

دوبیتی شمارهٔ ۷۲: بدان که حضرت اعلی نمی ‌توان دانست - ز ذات او به جز اسما نمی‌توان دانست

دوبیتی شمارهٔ ۷۳: این ظلمت و نور جسم و جان است - وین هر دو حجاب عارفان است

دوبیتی شمارهٔ ۷۴: نزد ما خلت خلیل این است - بخشش حضرت جمیل این است

دوبیتی شمارهٔ ۷۵: دل تو خلوت محبت اوست - جانت آئینه دار طلعت اوست

دوبیتی شمارهٔ ۷۶: دل آینه دار حضرت اوست - دل بندهٔ خاص خدمت اوست

دوبیتی شمارهٔ ۷۷: زبان و دل و جان به فرمان اوست - به اسمای ذاتی ثناخوان اوست

دوبیتی شمارهٔ ۷۸: به همه صورتی مصور اوست - به همه نورها منور اوست

دوبیتی شمارهٔ ۷۹: جام می از بهر می داریم دوست - این و آن از عشق وی داریم دوست

دوبیتی شمارهٔ ۸۰: در حقیقت فاعل افعال اوست - جملهٔ افعال از آن وجهی نکوست

دوبیتی شمارهٔ ۸۱: حکم و عدل نام آن شاه است - باطناً شمس و ظاهراً ماه است

دوبیتی شمارهٔ ۸۲: نقش عالم جز خیال یار نیست - جز خیال عشق او اظهار نیست

دوبیتی شمارهٔ ۸۳: عشق را جز عشق لایق هست نیست - غیر او معشوق و عاشق هست نیست

دوبیتی شمارهٔ ۸۴: همه نیکند و هیچ خود بد نیست - آنکه نیکو نباشد او خود نیست

دوبیتی شمارهٔ ۸۵: دل منزل نزل پادشاهی است - دل آینهٔ جمال شاهی است

دوبیتی شمارهٔ ۸۶: رمضان آمد و روان بگذشت - جان ما بود در زمان بگذشت

دوبیتی شمارهٔ ۸۷: حال هم با همدگر خواهیم گفت - گوهر اسرار را خواهیم سفت

دوبیتی شمارهٔ ۸۸: عین ما این سخن چو با ما گفت - قطره را جمع کرد و دریا گفت

دوبیتی شمارهٔ ۸۹: اعیان که نمودند به وجهی چه توان گفت - موجود ز جودند به وجهی چه توان گفت

دوبیتی شمارهٔ ۹۰: عشق اگر در جان نباشد جان چه باشد هیچ هیچ - ور نباشد درد او درمان چه باشد هیچ هیچ

دوبیتی شمارهٔ ۹۱: عمر بی او اگر گذاری هیچ - غیر او هر چه دوستداری هیچ

دوبیتی شمارهٔ ۹۲: عمر بی او اگر گذاری هیچ - غیر او هرچه دوستداری هیچ

دوبیتی شمارهٔ ۹۳: روح او جان جملهٔ ارواح - تن او اصل جملهٔ اشباح

دوبیتی شمارهٔ ۹۴: خشت عقل از قالبش بیرون فتاد - خانهٔ عاقل نگر تا چون فتاد

دوبیتی شمارهٔ ۹۵: هر چه خواهی به قدر استعداد - حضرت آن کریم خواهد داد

دوبیتی شمارهٔ ۹۶: هر که او بر خاک این درگه فتاد - روی خود در جنت المأوا نهاد

دوبیتی شمارهٔ ۹۷: مطلوب خود است و طالب خود - چه جای خیال نیک یا بد

دوبیتی شمارهٔ ۹۸: صوفی باصفا وفا دارد - لاجرم از وفا صفا دارد

دوبیتی شمارهٔ ۹۹: هر که او با یزید یاری کرد - هر چه کرد او خلاف یاری کرد

دوبیتی شمارهٔ ۱۰۰: آتش غیرتش برافروزد - غیر خود را به یک نفس سوزد

دوبیتی شمارهٔ ۱۰۱: هر که او از خدای ما ترسد - از من و تو بگو کجا ترسد

دوبیتی شمارهٔ ۱۰۲: عقل علمش به ذات او نرسد - ور تو گویی رسد نگو نرسد

دوبیتی شمارهٔ ۱۰۳: ماضی و مستقبلت گر حال شد - دی و فردا سر به سر پامال شد

دوبیتی شمارهٔ ۱۰۴: ابر خوش دامنی به ما افشاند - بر سر کوه برف را بنشاند

دوبیتی شمارهٔ ۱۰۵: عاقلی کی به عاشقان ماند - آن سر کل کجا نهان ماند

دوبیتی شمارهٔ ۱۰۶: عاقلان گر چه بسی در سفته اند - در همه بابی سخنها گفته‌ اند

دوبیتی شمارهٔ ۱۰۷: مرغ زیرک بین که یاهو می‌زند - روز و شب با او و کو کو می ‌زند

دوبیتی شمارهٔ ۱۰۸: عقل نفی ما سوی اللّه می‌ کند - عشق ما اثبات اللّه می‌ کند

دوبیتی شمارهٔ ۱۰۹: صبری کنیم تا ستم او چه می‌ کند - با این دل شکسته غم او چه می ‌کند

دوبیتی شمارهٔ ۱۱۰: ظاهر و باطن ار چه ضد انند - عارفان هر دو را یکی دانند

دوبیتی شمارهٔ ۱۱۱: نور او را به نور او بیند - هر چه بیند همه نکو بیند

دوبیتی شمارهٔ ۱۱۲: خلق و حق را به همدگر بیند - آفتاب است و در قمر بیند

دوبیتی شمارهٔ ۱۱۳: نتواند که گوشه بگزیند - یا به کنج خراب بنشیند

دوبیتی شمارهٔ ۱۱۴: همه عالم ز حضرتش موجود - این چنین بوده است و خواهد بود

دوبیتی شمارهٔ ۱۱۵: بسط او از بسط آن سلطان بود - در میان اهل دل چون جان بود

دوبیتی شمارهٔ ۱۱۶: هر بلا کز حضرتش ما را بود - آن بلا نبود که آن آلا بود

دوبیتی شمارهٔ ۱۱۷: کون جامع جامع اسما بود - عین اول عین جد ما بود

دوبیتی شمارهٔ ۱۱۸: سرّ علم قدر عظیم بود - خوش بزرگی که او علیم بود

دوبیتی شمارهٔ ۱۱۹: مشهد آل مشهد روضهٔ رضوان بود - این چنین خوش مشهدی در خطهٔ ماهان بود

دوبیتی شمارهٔ ۱۲۰: ناظر و منظور آنجا کی بود - بود و هم نابود آنجا کی بود

دوبیتی شمارهٔ ۱۲۱: یک هویت اول و آخر بود - آن حقیقت باطن و ظاهر بود

دوبیتی شمارهٔ ۱۲۲: جمله آئینه یک حدید بود - خواه عتیق است و خواه جدید است

دوبیتی شمارهٔ ۱۲۳: نفس ناقص بخیل خواهد بود - در سخاوت دخیل خواهد بود

دوبیتی شمارهٔ ۱۲۴: همه عامل یکی بود موجود - در همه می ‌نماید آن مقصود

دوبیتی شمارهٔ ۱۲۵: هر چه بوده است و هر چه خواهد بود - به همه کس خدا عطا فرمود

دوبیتی شمارهٔ ۱۲۶: هر چه در غیب و در شهادت بود - همه ایثار بندگان فرمود

دوبیتی شمارهٔ ۱۲۷: حق تعالی دری به ما بگشود - نقد آن گنج را به ما بنمود

دوبیتی شمارهٔ ۱۲۸: نور دین این سخن چنین فرمود - نعمت‌اللّه را به ما بنمود

دوبیتی شمارهٔ ۱۲۹: در هزاران یکی چو بنماید - در هزاران یکی پدید آمد

دوبیتی شمارهٔ ۱۳۰: در عین تو او چو خود نماید - حالی به صفات تو بر آید

دوبیتی شمارهٔ ۱۳۱: به هر صورت که ما را رو نماید - ببین تا نور چشمت را فزاید

دوبیتی شمارهٔ ۱۳۲: در جملهٔ مرتبه بر آید - در مرتبه ها همه نماید

دوبیتی شمارهٔ ۱۳۳: آن کریمی که از کرم هر روز - به محبان خود عطا بخشد

دوبیتی شمارهٔ ۱۳۴: نعمت خود خدا به ما بخشید - این چنین نعمتی خدا بخشید

دوبیتی شمارهٔ ۱۳۵: خلعتی خوش خدا به ما بخشید - خوش نوائی به بینوا بخشید

دوبیتی شمارهٔ ۱۳۶: عاقلان گرچه بسی دُر سفتهاند - در همه بابی سخنها گفته اند

دوبیتی شمارهٔ ۱۳۷: عقل نفی ما سوای الله می کند - عشق ما اثبات الله می کند

دوبیتی شمارهٔ ۱۳۸: صبری کنیم تا ستم او چه می کند - با این دل شکسته غم او چه می کند

دوبیتی شمارهٔ ۱۳۹: عاقلی کی به عاشقان ماند - آن سرگل کجا نهان ماند

دوبیتی شمارهٔ ۱۴۰: نور او را به نور او بیند - هر چه بیند همه نکو بیند

دوبیتی شمارهٔ ۱۴۱: هرچه بوده است و هر چه خواهد بود - به همه کس خدا عطا فرمود

دوبیتی شمارهٔ ۱۴۲: همه عالم یکی بود موجود - در همه می نماید آن مقصود

دوبیتی شمارهٔ ۱۴۳: بنده آخر کجا خدا گردد - ور خدائیست چون خدا گردد

دوبیتی شمارهٔ ۱۴۴: همه عالم ز حضرتش موجود - این چنین بوده است و خواهد بود

دوبیتی شمارهٔ ۱۴۵: در جمله مرتبه برآید - در مرتبه ها همه نماید

دوبیتی شمارهٔ ۱۴۶: در عین تو او نکو نماید - عالی به صفات تو نماید

دوبیتی شمارهٔ ۱۴۷: هر چه در غیب و در شهادت بود - همه ایثار بندگان فرمود

دوبیتی شمارهٔ ۱۴۸: به هر صورت که ما را رو نماید - ببین تا نور چشمت را فزاید

دوبیتی شمارهٔ ۱۴۹: هر بلا کز حضرتش ما را بود - خوش بلائی از چنان والا بود

دوبیتی شمارهٔ ۱۵۰: ناظر و منظور آنجا کی بود - بود و هم نابود آنجا کی بود

دوبیتی شمارهٔ ۱۵۱: یک هویت اول و آخر بود - آن حقیقت باطن و ظاهر بود

دوبیتی شمارهٔ ۱۵۲: گوهر دُر یتیم از ما بجو - زان که عین ما از این دریا بود

دوبیتی شمارهٔ ۱۵۳: بر علم قدر عظیم بود - خوش بزرگی که او علیم بود

دوبیتی شمارهٔ ۱۵۴: هرکه او از خدای ناترسد - از من و تو دگر کجا ترسد

دوبیتی شمارهٔ ۱۵۵: عقل و علمش به ذات او نرسد - ور تو گوئی رسد مگو نرسد

دوبیتی شمارهٔ ۱۵۶: صوفی با صفا وفا دارد - لاجرم از وفا صفا دارد

دوبیتی شمارهٔ ۱۵۷: هرکه او برخاک این درگه فتاد - روی خود بر جنت المأوا نهاد

دوبیتی شمارهٔ ۱۵۸: خشت عقل از قالبش بیرون فتاد - خانهٔ عاقل نگر تا چون فتاد

دوبیتی شمارهٔ ۱۵۹: نعمت خود خدا به ما بخشید - این چنین نعمتی خدا بخشید

دوبیتی شمارهٔ ۱۶۰: خلعتی خوش خدا به ما بخشید - خوش نوائی به بینوا بخشید

دوبیتی شمارهٔ ۱۶۱: مطلوب خود است و طالب خود - چه جای خیال نیک یابد

دوبیتی شمارهٔ ۱۶۲: آتش غیرتش برافروزد - غیر خود را به یک نفس سوزد

دوبیتی شمارهٔ ۱۶۳: در همه آئینهٔ اسما نگر - بلکه با اسما مسمی را نگر

دوبیتی شمارهٔ ۱۶۴: آن دلبر شوخ مست بنگر - آن یار که با من است بنگر

دوبیتی شمارهٔ ۱۶۵: عارفانه اول و آخر نگر - هر چه بینی باطن و ظاهر نگر

دوبیتی شمارهٔ ۱۶۶: یک وجود و مراتبش بسیار - عارفانه مراتبش بشمار

دوبیتی شمارهٔ ۱۶۷: آینه بردار و در وی کن نظر - صورت لطف الهی می نگر

دوبیتی شمارهٔ ۱۶۸: منکرت گر همی کند انکار - مکن انکار منکرت زنهار

دوبیتی شمارهٔ ۱۶۹: ما به غیر از یار اول کس نمی گیریم یار - اختیار اولین نیک است کردیم اختیار

دوبیتی شمارهٔ ۱۷۰: نه دار بماند و نه دیار - نه یار بماند و نه اغیار

دوبیتی شمارهٔ ۱۷۱: واحد به کثیر گشته ظاهر - کثرت معقول نزد ناظر

دوبیتی شمارهٔ ۱۷۲: منکرت گر همی کند انکار - مکن انکار منکرت زنهار

دوبیتی شمارهٔ ۱۷۳: ما به غیر از یار اول کس نمی ‌گیریم یار - اختیار اولین نیک است کردیم اختیار

دوبیتی شمارهٔ ۱۷۴: نه دار بماند و نه دیار - نه یار بماند و نه اغیار

دوبیتی شمارهٔ ۱۷۵: عارفانه اول و آخر نگر - هر چه بینی باطن و ظاهر نگر

دوبیتی شمارهٔ ۱۷۶: آئینه بردار و در وی کن نظر - صورت لطف الهی می نگر

دوبیتی شمارهٔ ۱۷۷: آن دلبر شوخ مست بنگر - آن یار که با من است بنگر

دوبیتی شمارهٔ ۱۷۸: در همه آئینه ای اسما نگر - بلکه با اسما مسما می نگر

دوبیتی شمارهٔ ۱۷۹: خوش صفایی یافتم از خدمتش - خوش نوایی دیده ام از نعمتش

دوبیتی شمارهٔ ۱۸۰: خوش آب حیاتی است درین چشمه بنوشش - هر زنده ازین آب سبوئی است بدوشش

دوبیتی شمارهٔ ۱۸۱: عقل کل لوح قضا می‌خوانمش - اول مجموع عالم دانمش

دوبیتی شمارهٔ ۱۸۲: عقل را نایب خدا دانش - خاطر او ز خود مرنجانش

دوبیتی شمارهٔ ۱۸۳: از جام و حباب آب می نوش - می‌ نوش چو عارفانه و می‌ پوش

دوبیتی شمارهٔ ۱۸۴: عقل کل لوح قضا می خوانمش - اول مجموع عالم دانمش

دوبیتی شمارهٔ ۱۸۵: عقل را نایب خدا دانش - خاطر او ز خود مرنجانش

دوبیتی شمارهٔ ۱۸۶: از جام حباب آب می نوش - می نوش چو عارفان و می نوش

دوبیتی شمارهٔ ۱۸۷: عمل و علم هست کار خواص - خوش بود نیز در عمل اخلاص

دوبیتی شمارهٔ ۱۸۸: خوش سماعی و عارفان در رقص - ذوق خواهی بیا چنین در رقص

دوبیتی شمارهٔ ۱۸۹: در آئینهٔ وجود مطلق - خود بیند و خود نماند الحق

دوبیتی شمارهٔ ۱۹۰: در آینهٔ وجود مطلق - خود بیند و خود نماید الحق

دوبیتی شمارهٔ ۱۹۱: گر بیابی کمال اهل کمال - همچنان باش طالب متعال

دوبیتی شمارهٔ ۱۹۲: گر بیابی کمال اهل کمار - همچنان باش طالب متعال

دوبیتی شمارهٔ ۱۹۳: گر چه دارم ساغر اسما مدام - می ز خم ذات می نوشم به کام

دوبیتی شمارهٔ ۱۹۴: رو به خاک راه او بنهاده ‌ام - خاک آن راهم به راه افتاده ‌ام

دوبیتی شمارهٔ ۱۹۵: آن گنج که مخفی بود از عالم و از آدم - پیدا شده است بر من ، من محرم آن گنجم

دوبیتی شمارهٔ ۱۹۶: در سراپردهٔ میخانه مقامی دارم - پیش رندان جهان منصب و نامی دارم

دوبیتی شمارهٔ ۱۹۷: پیش از وجود آدم بودیم با تو همدم - در خلوت یگانه بنشسته هر دو با هم

دوبیتی شمارهٔ ۱۹۸: بگذر ز وجود و از عدم هم - بگذار حدوث را قدم هم

دوبیتی شمارهٔ ۱۹۹: ما گدای خودیم و شاه خودیم - آفتاب خودیم و ماه خودیم

دوبیتی شمارهٔ ۲۰۰: بسی نقشی که بر دیده کشیدیم - به جز نور جمال او ندیدیم

دوبیتی شمارهٔ ۲۰۱: رندی که حریف ماست مائیم - جز ما دگری کجاست مائیم

دوبیتی شمارهٔ ۲۰۲: بسی نقشی که بر دیده کشیدیم - به جز نور جمال او ندیدیم

دوبیتی شمارهٔ ۲۰۳: ما گدای خودیم و شاه خودیم - آفتاب خودیم و ماه خودیم

دوبیتی شمارهٔ ۲۰۴: رو به خاک راه او بنهاده ام - خاک آن راهم به راه افتاده ام

دوبیتی شمارهٔ ۲۰۵: در سراپردهٔ میخانه مقامی دارم - پیش رندان جهان منصب و نامی دارم

دوبیتی شمارهٔ ۲۰۶: رندیکه حریف ماست مائیم - جز ما دگری کجاست مائیم

دوبیتی شمارهٔ ۲۰۷: بگذر ز وجود وز عدم هم - بگذر ز حدوث وز قدم هم

دوبیتی شمارهٔ ۲۰۸: آن گنج که مخفی بود از عالم و از آدم - پیدا شده است بر من ، من محرم آن گنجم

دوبیتی شمارهٔ ۲۰۹: یک عین به اختلاف اعیان - بنموده جمال ای عزیزان

دوبیتی شمارهٔ ۲۱۰: خدایا تشنه ایم و جمع یاران - از آن حضرت همی خواهیم باران

دوبیتی شمارهٔ ۲۱۱: ساقیا از روی لطف بیکران - ساغر می ده به دست عاشقان

دوبیتی شمارهٔ ۲۱۲: ای صبا گر روی به ترکستان - دوستان را سلام ما برسان

دوبیتی شمارهٔ ۲۱۳: از این عالم بدان عالم سفر کن - از آن عالم به بالاتر نظر کن

دوبیتی شمارهٔ ۲۱۴: در صورت و معنیش نظر کن - می بین همه و مرا خبر کن

دوبیتی شمارهٔ ۲۱۵: فقر بگزین و غنا ایثار کن - اختیار خود فدای یار کن

دوبیتی شمارهٔ ۲۱۶: بگذر از خوف و رجا با ما نشین - عاشقانه خوش درین دریا نشین

دوبیتی شمارهٔ ۲۱۷: خوش بگو الله و اسم ذات بین - جمله اشیا مصحف آیات بین

دوبیتی شمارهٔ ۲۱۸: خوش بگو الله و اسم ذات بین - معنیش در صورت و آیات بین

دوبیتی شمارهٔ ۲۱۹: ذکر حق می گوی و در خلوت نشین - باش فارغ از چنان و از چنین

دوبیتی شمارهٔ ۲۲۰: باده می نوش و جام را می بین - خلق را مظهر خدا می بین

دوبیتی شمارهٔ ۲۲۱: این صفات بد اگر از خود جدا سازی چو من - نعمت الله زمان باشی و سلطان زمن

دوبیتی شمارهٔ ۲۲۲: من حسینی مذهبم ای یار من - یافته تعظیم از خلق حسن

دوبیتی شمارهٔ ۲۲۳: یک عین به اختلاف اعیان - بنمود جمال ای عزیزان

دوبیتی شمارهٔ ۲۲۴: کون جامع جامع این است و آن - هر دو را از لوح این انسان بخوان

دوبیتی شمارهٔ ۲۲۵: فقر بگزین و غنا ایثار کن - اختیار خود فدای یار کن

دوبیتی شمارهٔ ۲۲۶: در صورت و معنیش نظر کن - می بین همه و مرا خبر کن

دوبیتی شمارهٔ ۲۲۷: باده می نوش و جام را می بین - خلق را مظهر خدا می‌ بین

دوبیتی شمارهٔ ۲۲۸: خوش بگو اللّه و اسم ذات بین - جمله اشیا مصحف و آیات بین

دوبیتی شمارهٔ ۲۲۹: خوش بگو اللّه و اسم ذات بین - معنیش در صورت و آیات بین

دوبیتی شمارهٔ ۲۳۰: ذکر حق می گو و در خلوت نشین - باش فارغ از چنان و از چنین

دوبیتی شمارهٔ ۲۳۱: خنک چشمی که بیند حضرت او - قراری یافته از قربت او

دوبیتی شمارهٔ ۲۳۲: جامی است جهان نما دل تو - افتاده به دست ما دل تو

دوبیتی شمارهٔ ۲۳۳: دنیی دون دنی از دون مجو - چون رها کن غیر آن بی چون مجو

دوبیتی شمارهٔ ۲۳۴: تا تونشوی یگانهٔ او - هرگز نشود یگانه آن دو

دوبیتی شمارهٔ ۲۳۵: مخبر چو نمانده است خبر کو - مؤثر چو نمانده است اثر کو

دوبیتی شمارهٔ ۲۳۶: مصصفا فرمود بقوا او تقوا - باش یک رنگ از دو رنگی فاتقوا

دوبیتی شمارهٔ ۲۳۷: مقدم بر همه اسما است الله - چنین گفتیم با یاران آگاه

دوبیتی شمارهٔ ۲۳۸: مظهر کامل است عبدالله - بر همه شامل است عبدالله

دوبیتی شمارهٔ ۲۳۹: نعمت الله به عشق حضرت شاه - خوش به ماهان نشسته همچون ماه

دوبیتی شمارهٔ ۲۴۰: اسم اعظم او به ما آموخته - شمع ما از نور او افروخته

دوبیتی شمارهٔ ۲۴۱: رایت الله فی عینی بعینه - و عینی عینه فانظر بعینه

دوبیتی شمارهٔ ۲۴۲: رهرو میر ما خلیل الله - در همه راه با همه همراه

دوبیتی شمارهٔ ۲۴۳: به هر صورتی نشئه ای یافته - چو خورشید بر ذره ها تافته

دوبیتی شمارهٔ ۲۴۴: رهر و میر ما خلیل اللّه - در همه راه و با همه همراه

دوبیتی شمارهٔ ۲۴۵: مقدم بر همه اسماست اللّه - چنین گفتم به آن یاران درگاه

دوبیتی شمارهٔ ۲۴۶: اهل عقبی همت از وی یافته - مالداران ثروت از وی یافته

دوبیتی شمارهٔ ۲۴۷: اگر درویش می‌جوئی منم درویش بیچاره - و گر دلریش می‌جوئی منم دلریش بیچاره

دوبیتی شمارهٔ ۲۴۸: مظهر اسم اعظم است آن شاه - به حقیقت یکی است عبداللّه

دوبیتی شمارهٔ ۲۴۹: مظهر کامل است عبداللّه - بر همه شامل است عبداللّه

دوبیتی شمارهٔ ۲۵۰: ما شرح اصطلاحات گفتمی عارفانه - بس گوهر لطیفی سفتیم عارفانه

دوبیتی شمارهٔ ۲۵۱: رایت اللّه فی عینی بعینه - و عینی عینه فانظر بعینه

دوبیتی شمارهٔ ۲۵۲: گر بمیری ز خود بقا یابی - ور کشی زحمتی عطا یابی

دوبیتی شمارهٔ ۲۵۳: ز صورت گر شوی فانی ازین معنی بقا یابی - ازین و آن چو بگذشتی همه نور خدا یابی

دوبیتی شمارهٔ ۲۵۴: رفتی ای خواجه و زیان کردی - عرض خود در سر زبان کردی

دوبیتی شمارهٔ ۲۵۵: در ره حق اگر تو دیناری - گمرهان را به سوی دین آری

دوبیتی شمارهٔ ۲۵۶: گر یکی را دو بار بشماری - آن یکی را دو یک نگهداری

دوبیتی شمارهٔ ۲۵۷: گر تو عارف شوی شوی بخشی - این چنین عارفی به از بخشی

دوبیتی شمارهٔ ۲۵۸: هر که باشد محب آل علی - شک ندارم که عارف است و ولی

دوبیتی شمارهٔ ۲۵۹: در حقیقت یکی است تا دانی - آن یک بی شکیست تا دانی

دوبیتی شمارهٔ ۲۶۰: جامع عالمی اگر دانی - نسخهٔ خویش را فرو خوانی

دوبیتی شمارهٔ ۲۶۱: عالم حق حق است تا دانی - غیر او عالمش چه می‌ خوانی

دوبیتی شمارهٔ ۲۶۲: شمع خوشی افروختی عود دل ما سوختی - از بهر بزم عاشقان شمعی ز نور افروختی

دوبیتی شمارهٔ ۲۶۳: خانهٔ تاریک اگر روشن کنی - خلوت خود چون سرای من کنی

دوبیتی شمارهٔ ۲۶۴: ظاهر جامیم و باطناً می - این یک مائیم و آن دگر وی

دوبیتی شمارهٔ ۲۶۵: چون برسی به بحر ما واقف حال ما شوی - تا نرسی به ما چو ما عارف ما کجا شوی

دوبیتی شمارهٔ ۲۶۶: نگاری مست ولا یعقل چو ماهی - در آمد از در خلوت به گاهی

دوبیتی شمارهٔ ۲۶۷: خانهٔ تاریک اگر روشن کنی - خلوت خود چون سرای من کنی

دوبیتی شمارهٔ ۲۶۸: گر بمیری ز خود بقا یابی - ور کشی زحمتی عطا یابی

دوبیتی شمارهٔ ۲۶۹: ظهوری لم یزل ذاتی بذاتی - حجابی لایزالی من صفاتی

دوبیتی شمارهٔ ۲۷۰: گر تو عارف شوی شوی بخشی - این چنین عارفی به ار بخشی