گشودی طلعت از گیسوی درهم
نمودی صبح عید از شام ماتم
بهر قرنی فلک یک ره جهان را
محرم آرد و نوروز با هم
تو هر روز و شب از آن زلف و رخسار
به نوروزم قرین داری محرم
مگر با این تعلق مام گیتی
مرا با مهر جانان زاده توام
بدید ار اشتیاقم آمد افزون
شکیبم در فراقت هر چه شد کم
به چشمم بی جمالت در گلستان
چو مژگان خار می آید سپر غم
مرا بیم است کز دست جوانان
نهم در عهد پیری سر به عالم
جز آن ترک ملک خوی پری روی
ندیدم حور عین از نسل آدم
نه کارم ساخت از زخم دگر دوست
نه بر زخمم نهاد از مهر مرهم
صفایی را زد آن پیکان که هرگز
نخورد اسفندیار از شست رستم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف زیبایی و جذابیت یک معشوقه میپردازد که باعث شادی و نوروز در دل شاعر شده است. شاعر با بیان اینکه محبت او باعث میشود هر روز و شبش مانند عید باشد، به احساسات عمیق خود در این زمینه اشاره میکند. او از شکیبایی در برابر فراق و عشق و همچنین حسرت و غم ناشی از دوری میگوید. شعر با تصاویری از زیبایی و جاذبه عاشق خلاصه میشود و بر این نکته تأکید دارد که عشق او بیهمتاست و هیچ زیبایی دیگری نمیتواند جایگزینش شود.
هوش مصنوعی: چهره زیبایت را نشان دادی و با آن، روز عید را از شب سوگواری جدا کردی.
هوش مصنوعی: هر چند سال یک بار، آسمان فرصتی فراهم میکند که جهان را با هم به استقبال نوروز بیاورد.
هوش مصنوعی: تو هر روز و شب از زیباییهای موی و چهرهات به من عیدی میدهی و مرا به جشن نوروز دعوت میکنی.
هوش مصنوعی: آیا میتوانم با این وابستگی به دنیا زندگی کنم، در حالی که با عشق معشوقم به وجود آمدهام؟
هوش مصنوعی: اگر اشتیاقم بیشتر شود، صبرم بر فراق تو هر چه پیش بیاید کمتر خواهد شد.
هوش مصنوعی: چشمم بدون زیبایی تو در گلستان مانند خار میماند و درد و رنج را برایم به ارمغان میآورد.
هوش مصنوعی: من نگرانم که در دوران جوانیام، از دست جوانها کارهایی کنم که در روزهای پیریام دچار مشکلاتی شوم.
هوش مصنوعی: جز این دختر با زیبایی دلربا، هیچ پری را در سرزمین خود ندیدم که از نسل آدم باشد.
هوش مصنوعی: نه دوستی که زخمم را التیام بخشد وجود دارد و نه آنقدر غم دارم که از دیگران کمک بگیرم.
هوش مصنوعی: پیکانی که به سوی اسفندیار پرتاب شد، زمانی بسیار شگفتانگیز و زیبا بود که رستم هرگز نتوانست او را شکست دهد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
به پاکی سید فرزند آدم
به نیکی رهنمای خلق عالم
درین محنت سرای شادی و غم
که گاهی ماژ باشد گاه ماتم
غمم غم بی و همراز دلم غم
غمم همصحبت و همراز و همدم
غمت مهله که مو تنها نشینم
مریزا بارک الله مرحبا غم
چو دانستم که گردندهست عالم
نیاید مرد را بنیاد محکم
پس آن بهتر که ما در وی مقیمیم
شبان و روز با هم مست و خرم
مرا زان چه که چونان گفت ابلیس
[...]
مبارک باد و میمون باد و خرم
همایون خلعت سلطان عالم
بلی خود خلعت سلطان بهرحال
مبارک باشد و میمون و خرم
ترا بیرون ز تشریف شهنشاه
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.