گنجور

 
صفایی جندقی

صرف شد عمر گرانمایه به جمع زر و سیم

و اندرین رسته نگیرند به جز قلب سلیم

وای زین خجلت و خوف و خطر و خبط و خطا

که امانم همه باک است و امیدم همه بیم

سفرکوی تو حد نیست گدایی چو مرا

مگرم بدرقه ی راه کنی لطف قدیم

جهل من بین که بدین ضعف و حقارت رفتم

زیر باری که ابا جست از آن عرش عظیم

خلق را خلق کریم تو و اوصاف حسن

حجتی بود مبین ز آیت احسن تقویم

روی دل در دو جهان تافت زهر رتبه مقام

هر که گردید به خاک سر کوی تو مقیم

در بهشتم همه جا تا بودم قرب جوار

که شراری است مرا ز آتش هجر تو جحیم

نام پرهیز مبر لاف کرامات مباف

که صفایی تو نه ای قابل اکرام کریم

شرک را عار ز توحید تو با این تمکین

کفر را ننگ ز اسلام تو با این تسلیم

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
فرخی سیستانی

بفزوده ست بر من خطر قیمت سیم

تا بنا گوش ترا دیده ام ای در یتیم

سیم را شاید اگر در دل و جان جای کنم

از پی آنکه بماند به بنا گوش تو سیم

از بناگوش تو سیم آمد و زر از رخ من

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از فرخی سیستانی
ابوالفضل بیهقی

آفرین باد بر آن عارض‌ پاکیزه چو سیم‌

و آن دو زلفینِ‌ سیاه تو بدان شکل دو جیم‌

از سرا پایِ توام هیچ نیاید در چشم‌

اگر از خوبیِ تو گویم یک هفته مقیم‌

بینی آن قامتِ چون سرو خرامان‌ در خواب‌

[...]

ناصرخسرو

ای دل و هوش و خرد داده به شیطان رجیم

روی بر تافته از رحمت رحمان رحیم

دل چون بحر تو در معصیت و نرم چو موم

سنگ خاراست گه معذرت و تنگ چو میم

نتوانی که کنی بر سخن حق تو مقام

[...]

سنایی

دی بدان رستهٔ صرافان من بر دَرِ تیم

پسری دیدم تابنده‌تر از در یتیم

زین سیه چشمی جادو صنمی طرفه چو ماه

بی‌نظیری که نظیریش نه در هفت اقلیم

با دلم گفتم ای کاشکی این میر بتان

[...]

سوزنی سمرقندی

علم محترم دولت دین قیم

مستوی قامت باد از تو تا روز قیام

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه