صرف شد عمر گرانمایه به جمع زر و سیم
و اندرین رسته نگیرند به جز قلب سلیم
وای زین خجلت و خوف و خطر و خبط و خطا
که امانم همه باک است و امیدم همه بیم
سفرکوی تو حد نیست گدایی چو مرا
مگرم بدرقه ی راه کنی لطف قدیم
جهل من بین که بدین ضعف و حقارت رفتم
زیر باری که ابا جست از آن عرش عظیم
خلق را خلق کریم تو و اوصاف حسن
حجتی بود مبین ز آیت احسن تقویم
روی دل در دو جهان تافت زهر رتبه مقام
هر که گردید به خاک سر کوی تو مقیم
در بهشتم همه جا تا بودم قرب جوار
که شراری است مرا ز آتش هجر تو جحیم
نام پرهیز مبر لاف کرامات مباف
که صفایی تو نه ای قابل اکرام کریم
شرک را عار ز توحید تو با این تمکین
کفر را ننگ ز اسلام تو با این تسلیم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر دربارهی اتلاف عمر در جمع ثروت و نداشتن قلبی سالم است. شاعر از خجالت، ترس و اشتباهات خود میگوید و دربارهی امید و بیمهایش سخن میگوید. او احساس میکند که در سفر به سوی معشوقش هیچگونه حد و مرزی ندارد و از خداوند درخواست لطف و کمک دارد. همچنین به نادانی و حقارت خود اشاره میکند و بر این باور است که خلق خدا باید به زیباییها و کمالات الهی توجه کنند. در نهایت، شاعر به مقام و مرتبه انسانی اشاره میکند و ناپاکیهای شرک و کفر را در مقابل توحید و اسلام میسازد. این شعر به تزکیه نفس و تلاش برای جستجوی کمالات الهی اشاره دارد.
هوش مصنوعی: عمر گرانبهای انسان صرف جمع کردن ثروت و دارایی میشود، اما در این بین چیزی جز قلب پاک و سالم ارزش واقعی ندارد.
هوش مصنوعی: ناراحتی، ترس و خطر و اشتباهات باعث خجالت من شدهاند. همه امیدم تبدیل به نگرانی شده است و به نظر میرسد که در هیچکدام از این حالات نجاتی ندارم.
هوش مصنوعی: سفر به سرزمین تو برای من هیچ محدودیتی ندارد. من که گدا و نیازمند توام، جز این نمیخواهم که با لطف و محبت قدیمیات مرا در این راه همراهی کنی.
هوش مصنوعی: من نمیفهمم که چگونه به این ضعف و کوچکی رسیدم، در حالی که زیر بار چیزی رفتم که حتی فرشتگان از حمل آن در عرش بزرگ خود امتناع کردند.
هوش مصنوعی: آفریدههای تو و ویژگیهای نیکوی تو، نشانهای روشن و بارز از شایستگی و زیبایی آفریده شدهاند.
هوش مصنوعی: دل در دو جهان به زیباییاش میدرخشد و مقام و مرتبهای که هر کسی پیدا کند، از خاک سر کوی تو نشأت میگیرد.
هوش مصنوعی: در بهشت با تمام وجودم احساس نزدیکی به تو را دارم، اما با آن حال، شعلهای در دل من از سوز جداییات وجود دارد که این احساس بهشت را به جهنم تبدیل میکند.
هوش مصنوعی: بدون ادعای کرامت و بزرگمنشی، نام پرهیز را فراموش نکن، زیرا تو لایق احترام و ارادت نیستی.
هوش مصنوعی: شرک برای تو به خاطر توحیدت زشت است و کفر برای تو به خاطر تسلیم و پیرویات از اسلام ناپسند به شمار میآید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بفزوده ست بر من خطر قیمت سیم
تا بنا گوش ترا دیده ام ای در یتیم
سیم را شاید اگر در دل و جان جای کنم
از پی آنکه بماند به بنا گوش تو سیم
از بناگوش تو سیم آمد و زر از رخ من
[...]
آفرین باد بر آن عارض پاکیزه چو سیم
و آن دو زلفینِ سیاه تو بدان شکل دو جیم
از سرا پایِ توام هیچ نیاید در چشم
اگر از خوبیِ تو گویم یک هفته مقیم
بینی آن قامتِ چون سرو خرامان در خواب
[...]
ای دل و هوش و خرد داده به شیطان رجیم
روی بر تافته از رحمت رحمان رحیم
دل چون بحر تو در معصیت و نرم چو موم
سنگ خاراست گه معذرت و تنگ چو میم
نتوانی که کنی بر سخن حق تو مقام
[...]
دی بدان رستهٔ صرافان من بر دَرِ تیم
پسری دیدم تابندهتر از در یتیم
زین سیه چشمی جادو صنمی طرفه چو ماه
بینظیری که نظیریش نه در هفت اقلیم
با دلم گفتم ای کاشکی این میر بتان
[...]
علم محترم دولت دین قیم
مستوی قامت باد از تو تا روز قیام
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.