به مینو منظری دوشم سری بود
که جنات از جمالش مظهری بود
دل از دستش نیارستم ستادن
که زین مشکل مرا مشکل تری بود
مسلمان زاده ی این مایه بی باک
غریب اسلام دعوی کافری بود
ز درد امروز اگر نالم عجب نیست
که دل را هر نگاهش خنجری بود
به خونریز من از هر نیش مژگان
بهر عضوم سرا پا نشتری بود
به رخ زان حلقه ها زلفش زره سار
چو بر گنجی نگهبان اژدری بود
به تسخیر دل و جان بی عزایم
ز چشم فتنه جو جادوگری بود
رخش رخشان چو روز از زلف شب تاب
به عقرب به ز خورشید اختری بود
مرا شوری چنان نز خوی خود خاست
که آن وجد و سماع از دیگری بود
سخن کوته صفایی کی ترا کام
شود شیرین که گویی شکری بود
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به توصیف زیبایی و جذابیت مینو منظری میپردازد. او از تاثیر عمیق نگاه و رفتار مینو بر دل و جان خود صحبت میکند و به توصیف احساسات عاشقانه و دردهای ناشی از عشق میپردازد. شاعر به تناقضات موجود در عشق و زیبایی اشاره دارد و خود را در برابر جذابیتهای مینو ناتوان میبیند. در پایان، شاعر به دشواریهای بیان احساسات و لذتهای عشق اشاره میکند و میگوید که هر کلمهاش به شیرینی عواطف او نمیرسد.
هوش مصنوعی: در بهشت منظرهای وجود داشت که دیروز سری را دیدم که زیباییاش نشاندهنده جلوههای باغها بود.
هوش مصنوعی: نتوانستم دل را از دست او بگیرم، زیرا این کار برای من سختتر از مشکل دیگری بود.
هوش مصنوعی: این بیت به بیان این موضوع میپردازد که فردی که در خانواده مسلمان به دنیا آمده، با وجود این پیشینه، در برخی رفتارها یا باورها به نوعی بیپروا و خارج از چارچوبهای اسلامی عمل میکند و از این رو ممکن است به کفر متهم شود. به عبارت دیگر، گاهی افراد با وجود ریشههای دینی، ممکن است به رفتارهایی دست بزنند که با اصول ایمان و اعتقاداتشان در تضاد است.
هوش مصنوعی: اگر امروز از درد ناله کنم، جالب نیست، چرا که هر بار که به دل نگاه میکنم، مانند یک خنجر به نظر میرسد.
هوش مصنوعی: این بیت به تصویر کشیدن تأثیر عمیق نیش و زخمهای عشق بر روح و جسم انسان اشاره دارد. منظور از "خونریز" بیانگر درد و رنج ناشی از عشق است، که به خاطر زیبایی و جذابیت گیرندهٔ عشق، عملاً تمام وجود شخص را تحت تأثیر قرار میدهد. هر نگاه و حرکتی از معشوق، همانند تیری به قلب عاشق است و او را به شدت میآزارد.
هوش مصنوعی: زلف او مانند زرهای است که حلقههایش به جوانهها و گلها جلوهای خاص میبخشد، گویا که او نگهبانی است برای گنجی باارزش که مانند اژدهایی محافظت میشود.
هوش مصنوعی: من به خاطر چشمان فریبنده و جادویی کسی که دل و جانم را تسخیر کرده است، خود را بیعزت میبینم.
هوش مصنوعی: خودرو یا چهرهای درخشان و تابناک مانند روز، از موهای شبتابی که به شکل عقرب درآمده است، زیباتر از خورشید و ستارگان به نظر میرسد.
هوش مصنوعی: احساس عجیبی در من بوجود آمد که مانند وجد و شادیی بود که معمولاً از دیگران میتوان انتظار داشت.
هوش مصنوعی: سخن کوتاه و مختصر چقدر میتواند برای تو دلپذیر و شیرین باشد، مانند شکر که میگویی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
به پیکر دز چو سنگین مجمری بود
نگه کن تا چه نیکو پیکری بود
نزار وزرد و خشک و لاغری بود
تو گوئی مردهٔ بر بستری بود
به ملک مصر زیبا دختری بود
که نسل عادیان را سروری بود
برافشاندند هر جا گوهری بود
به میدان گوی شد هر جا سری بود
اگر این یک ملک، آن یک پری بود
وگر این زهره، آن یک مشتری بود
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.