به بزمم دوش حورا پیکری بود
که هر عضوش به فردوسم دری بود
در آن مستی ندانستم سر از پای
که در سرم نهان با وی سری بود
دلی بگرفت و صد جانم عوض داد
درین سودا عجب سودآوری بود
نکردی ترک بالفرضش ز آغاز
در امکان ممکن ار زین بهتری بود
مذاق تشنه کامان را دمادم
به نوشین درج مرجان کوثری بود
به اخذ ملک بی سامان دل ها
به مژگان صف آرا لشکری بود
به منع سرکشی برگردن عقل
ز مشکین طره پیچان چنبری بود
دل و دینم ربود از یک تجلی
صفایی را عجب غارتگری بود
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به توصیف زیبایی و جذابیت حورا (زن زیبای بهشتی) میپردازد. او هر یک از اعضای بدن حورا را به یک دروازه به بهشت تشبیه میکند و به مستی و شگفتی خود از این زیبایی اشاره میکند. شاعر از جانش که در این عشق فدای دلش شده سخن میگوید و از لذتی که در این عشق تجربه کرده، ابراز شگفتی میکند. او به قدرت جاذبه حورا و تاثیری که بر دل و عقل او دارد، اشاره میکند و در نهایت، از یک تجلی (ظهور) که دل و دینش را ربوده، سخن میگوید. این شعر پر از تصاویری زیبا و احساسات عمیق است که عشق و زیبایی را به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: در مهمانی شب گذشته، شخصی حضور داشت که هر بخش از وجودش برای من مانند درب ورودی به بهشت بود.
هوش مصنوعی: در آن حالت مستی، متوجه نشدم که از کجا آمدهام و کجا میروم، زیرا در ذهنم چیزی پنهان بود که ارتباط عمیقی با او داشت.
هوش مصنوعی: با دل شکستگیام، جانهایم را برای این عشق فدای او کردم؛ در این معامله واقعاً چه سودی برای من بود!
هوش مصنوعی: از آغاز هر چیزی اگر ممکن بود که بهتر از آن وجود داشته باشد، تو هرگز ترک آن را نکردی.
هوش مصنوعی: طعم و مزهی تشنگی برای آنهایی که تشنه هستند، همواره با نوشیدنی خوشمزه و گوارایی مانند مرجان کوثر همراه است.
هوش مصنوعی: با نگاه نافذ و زیبا، دلها را تسخیر میکند و مانند یک لشکر منظم و با وقار به میدان میآید.
هوش مصنوعی: عقل به دلیل پرهیز از خودرأیی و شورش، به زلفهای زیبای معشوق که همچون عطر مشکین است، دلبسته شده و به آن توجه میکند.
هوش مصنوعی: دل و ایمانم را از یک جلوه زیبا گرفت، واقعا این شخص چقدر ماهرانه و با هنرمندی برنده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
به پیکر دز چو سنگین مجمری بود
نگه کن تا چه نیکو پیکری بود
نزار وزرد و خشک و لاغری بود
تو گوئی مردهٔ بر بستری بود
به ملک مصر زیبا دختری بود
که نسل عادیان را سروری بود
برافشاندند هر جا گوهری بود
به میدان گوی شد هر جا سری بود
اگر این یک ملک، آن یک پری بود
وگر این زهره، آن یک مشتری بود
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.