بحمدالله که کوکب یاوری کرد
مهم زین صید غم یادآوری کرد
پس از دوری که در حرمان به سر شد
به سر وقت منش دل رهبری کرد
مهی کز وی تطاول رفت و تقصیر
رضا جویی ارادت گستری کرد
بتی کو را تغافل بود و تردید
وفا داری محبت پروری کرد
شرابی خوردم از لعلش که یک جام
مرا از جامه ی تقوی عری کرد
به عارض هرکه دیدش افعی زلف
یقین بر صدق سحر سامری کرد
به بالا سرو وگل را سرنگون ساخت
به سیما مهر و مه را مشتری کرد
نه از قد این قیامت ها ملک داشت
نه از رخ این کرامت ها پری کرد
بهشتی در نظر کردم هم آنجا
کم از دیدار حور العین بری کرد
دلیلی بر بلندی های او بود
صنوبر گر به سروت همسری کرد
تو با این وصف و اخلاق خدایی
توانی دعوی پیغمبری کرد
صفایی را دهی فرمان به هجران
به هجران کی توان فرمانبری کرد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به ستایش و زیبایی کوکب (شخصی معشوق) میپردازد که او را از غم و حسرت دور کرده و دلش را تسلی داده است. شاعر با بیان احساسات عمیق و شگفتانگیزی که از محبت این معشوق در دل دارد، به توصیف ویژگیهای او میپردازد. او از عشق خودی میگوید که نه تنها به او شادی بخشیده بلکه به نوعی او را از تقوا و زهد عاری کرده است. همچنین، شاعر زیبایی معشوق را با تصویری از گل، سرو و مه مقایسه میکند و به این نتیجه میرسد که چنین صفات عالیای او را به مقامهای بالا و حتی به مقام پیامبری نزدیک میکند. شاعر در نهایت به خواننده این پیام را میدهد که در برابر عشق و زیبایی، هیچکس نمیتواند فرمانبردار باشد.
هوش مصنوعی: خوشحالم که ستارهای به من کمک کرد و این موضوع باعث شد که یاد غمها را فراموش کنم.
هوش مصنوعی: بعد از مدتی که در دل نگران و بیخبر بودم، ناگهان زمانی رسید که دلم به رهبری و هدایت روی آورد.
هوش مصنوعی: ماه روشنی که از او بلند شد و تقصیری در کارش نبود، آرزوی رضا مندی را در دل پرورش داد.
هوش مصنوعی: دختر زیبا و نفسی در عشق دچار تردید و بیتوجهی است، اما با این حال، محبت و مهر را در دل پرورش داده است.
هوش مصنوعی: نوشیدنیای از لبان زیبایش سر کشیدم که باعث شد یک جام از لباس پرهیزکاریام را کنار بزند.
هوش مصنوعی: هر کسی که در چهرهاش موی مجعدی را ببیند، ناخودآگاه تحت تأثیر سحر و جادو قرار میگیرد و به راستی که به زیبایی و جاذبهاش پایبند میشود.
هوش مصنوعی: درخت سرو و گل را به زمین انداخت و چهره خورشید و ماه را زیبا و دلکش کرد.
هوش مصنوعی: هیچ کدام از این قیامتها و عظمتها از قد و قامت تو نشأت نمیگیرد و هیچ یک از این زیباییها و کرامتها به زیبایی تو نمیرسد.
هوش مصنوعی: من بهشتی را تصور کردم، اما دیدن حورالعین در آنجا هم نمیتواند مرا از آنجا دور کند.
هوش مصنوعی: اگر درخت صنوبر به سرو نیکو همسری کند، دلیل بر بلندای او خواهد بود.
هوش مصنوعی: با این شکل و اخلاقی که داری، میتوانی ادعای پیامبری کنی.
هوش مصنوعی: آیا میتوان تو را به جدایی دعوت کرد، در حالی که هیچکس نمیتواند در برابر جدایی مقاومت کند؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
جدایی بر رخانش زرگری کرد
ولیکن چشم او را جوهری کرد
بمکر آن گاو کز زر سامری کرد
سجود آن گاو را خلق از خری کرد
به زیور خود که وصف آن پری کرد
که زیور را جمالش زیوری کرد
چو حسن روی او جلوه گری کرد
ز فکر دین و دل ما را بری کرد
دل و جان را بغارت داد عاشق
چو با سودای عشقش همسری کرد
بدین ماست مؤمن آنکه عمری
[...]
چو رو در قبلهٔ دین پروری کرد
به دوران دعوی پیغمبری کرد
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.