مرا دلیست پر از عشق و خالی از اغراض
دو چشم اشکفشانم گواه بیاغماض
هزار عارضهام گر به جان و عقل رسد
من آن نیم که کنم در جهان ز عشق عراض
مرا به گردن جان نژند رشته عشق
نه آن کمند که برند با دو صد مقراض
ز ناوک مژهات زخم هاست بر دل خلق
به غمزه چشم نظرباز گو مکن اغماض
بیاض صفحه روی و سواد خط مگو
که شرح دفتر حسن است آن سواد و بیاض
سقیم و عجب و ریا و غرور و نخوت و حرص
خدا شفا ندهد شیخ را از این امراض
ز شوره گل ندهد در چمن نخیزد خار
اگر چه عام بود فیض منعم فیاض
به کوی میکده عشق ساغرم سرشار
نیم به صومعه زرق عابد مرتاض


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.