همین نه مستی و عشق است باده راز خواص
که بس خواص دگر بخشد او ولی به خواص
بیار قلب محبت به کارخانه عشق
که کیمیا شوی آنگاه و (؟) ز رصاص
بود که گوهر یکدانهای برون آریم
که عشق بحر محیط است و ما در او غواص
چگونه نگسلدم دل کمند عقل که عشق
مرا به گردن جان بسته رشته اخلاص
به شرع عشق مباح است خون کشته دوست
بکش مرا که به خون مباح نیست قصاص
به ملک نیستی از دوست کامران گردی
چو عشق و مستیت از هستیت نمود خلاص
به قرب صومعه زاهد اگر ز خاصان است
حریم میکده را ساغر است محرم خاص


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.