حسن جمال یار اگر جلوه کند به این نمط
دفتر علم و عقل را عشق کشد خط غلط
شعله حسن سرمدی زآتش عشق سرمد است
نیست به کار عاشقان اول و آخر و وسط
آن که به زیب و زیوری دعوی حسن میکند
گو رخ و زلف یار بین و آن لب لعل و خال و خط
حکم هلاکم از جفا گو خط عنبرین مده
من که نهادم از ازل سر ز وفا به حکم خط
وادی عشق بیکران تشنه و مانده ما در او
ناصح عیبگوی ما راهرو کنار شط
دایره است شکل عشق از خط استوای غم
ما به میان دایره مانده مقیم چون نقط
بود و نبود هر کسی روز ازل نوشته شد
کلک قضاض غیب را مینرود خط غلط
زاهد خشک را بگو دامن ماست تر ز می
راست به هم نمیشود الفت ماکیان و بط
اهل زمانه دیدهام وز همه برگزیدهام
ساقی و ساغری ز می مطرب و بربطی و بط


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
گرد عذار یار من تا بنوشت گرد خط
ماه ز حسن روی او راست فتاد در غلط
از هوس لبش که آن ز آب حیات خوشتر است
گشته روان ز دیدام چشمه آب همچو شط
گر به غلامی خودم شاه قبول می کند
[...]
جمله توئی و من نیم نیست در این میان غلط
بر رخ تست دیده ام هر دو جهان چو خال و خط
نیست تو را کرانه ی تا که کنار گیرمت
هست بسیط را بگو طرف و کنار یا وسط
در دل ما خدا بود هم بمیان بحر جان
[...]
در غم شوق تو سخن کس ننوشت بدین نمط
خوشتر از این کسی نگفت نیست در این سخن غلط
از هوس لقات کان زآب حیات خوشتر است
گشته روان ز دیدهام چشمه آب همچو شط
گر به هوات میدهم گرد مثال جان و دل
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.