گنجور

 
سعدی شیرازی
 

ای به باد هوس در افتاده

بادت اندر سر است یا باده

یک قدم بر خلاف نفس بنه

در خیال خدای ننهاده

راه گم کرده از طریق صلاح

در بیابان غفلت افتاده

خود به یک بار از تو بستاند

چرخ انصافهای ناداده

رنج‌بردار دیو نفس مباش

در هوای بت ای پریزاده

دیدی این روزگار سفله نواز

چون گرفت از تو جان آزاده

چون تو آسوده‌ای چه می‌دانی

که مرا نیست عیش آماده

ملک آزادیت چو ممکن نیست

شهربند هواست بگشاده

لاف مردی زنی و زن باشی

همچو خنثی مباش نرماده

سعدیا تا کی این رحیل زنی

محمل از پیش نافرستاده

هر زمان چون پیاله چند زنی

خنده در روی لعبت ساده

بس که با خویشتن بگویی راز

چون صراحی به اشک بیجاده

تا به حال ۹ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

فرخ در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، دو شنبه ۲۲ خرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۰:۳۹ نوشته:

کسی میتونه در مورد معنی بیت های هشتم و آخر راهنمایی کنه؟

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
میثم ططری در ‫۲ ماه قبل، یک شنبه ۱۸ مهر ۱۴۰۰، ساعت ۰۰:۴۷ پاسخ داده:

چمار بیت هشتم: وقتی شدنی نیست که در آزادگی و وارستگی به شاهی برسی، دَرِ زندانِ (شهربَندِ) هوی های نَفْسانی بر تو باز می شود.

چمار بیت دوازدهم: زمانی فرا خواهد رسید که بر حالِ خویشتن بسیار به زاری گریه کنی، مانندِ تُنگِ بادهْ اشکِ خونین بریزی.

صُراحی: تُنگِ باده

بیجاده: گونه ای سنگ ارزشمند مانند یاقوت. اشکِ بیجاده کنایه از اشک خونین و سرخ رنگ است.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
حمیدرضا در ‫۲ ماه قبل، جمعه ۱۶ مهر ۱۴۰۰، ساعت ۱۷:۴۱ نوشته:

علی رغم این که در چاپ فروغی «بنه» آمده، من متوجه نحوهٔ خواندن صحیح و معنادار بیت با این صورت نشدم (فعل امری «بنه» و سپس ارتباط آن با مصرع دوم). در نسخهٔ خطی دیگری به جای آن «پلید» نوشته شده که در خوانش شعر از این صورت استفاده شد.

اگر دوستان در مورد نحوهٔ خوانش صحیح بیت به صورتی که در نسخهٔ فروغی آمده پیشنهادی دارند لطفاً عنوان بفرمایند.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
میثم ططری در ‫۲ ماه قبل، یک شنبه ۱۸ مهر ۱۴۰۰، ساعت ۰۰:۱۸ پاسخ داده:

یک قَدَم بر خِلافِ نَفْس بِنِه / در خیالِ خدای نَنهاده

در خیالِ: در اندیشۀ. در چاپِ یوسفی و یغمایی «نَفْسِ پلید / در رضایِ...» آمده است. گامی را که از برای خداوند و اندیشه به او برنداشته ای، دستکم برخلافِ نَفْس بردار.

تو که در راه خدا گام برنداشتی، دستکم در راه شیطان هم برندار.

 

اگر نسخۀ یوسفی و یغمایی را در چشم گیریم، چنین می خوانیم:

یک قَدَم بر خِلافِ نَفْسِ پلید / در رضایِ خدای نَنهاده

می چمد: تو یک گام برخلافِ نفسِ پلید و اهریمنی، و خشنودیِ خداوند برنداشته ای.

 

هر دو نسخه این بیت، معنا را می رسانند.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
حمیدرضا در ‫۱ ماه قبل، یک شنبه ۱۸ مهر ۱۴۰۰، ساعت ۰۸:۲۴ پاسخ داده:

بسیار عالی و سپاس

تعبیر جنابعالی از این بیت با ضبط فروغی پذیرفتنی و مقبول است به خصوص که به نظرم مصرع دوم را عملاً صفت آن «یک قدم» فرض کرده‌اید که فکر می‌کنم در کلام سعدی نظیر دارد و البته یک «دست کم» یا «لااقل» را در جمله حذف شده فرض کرده‌اید و در لحن خواندن «یک قدم» مستتر دانسته‌اید. نقصی که هنوز به نظر من وجود دارد آن است که چرا سعدی باید چنین توصیه عجیبی بکند که «حداقل یک قدم بر خلاف خواسته نفس خودت بردار حتی اگر به خاطر خدا این کار را نمی‌کنی!» چرا؟! از روی حرص و حسادت چنین صحبتی می‌کند؟! (به فرض که یک عبارت ندایی «لعنتی!» را اول جمله بگذاریم! بیت هفتم که میگوید «چون تو آسوده‌ای چه می‌دانی - که مرا نیست عیش آماده» شاید قرینه‌ای بر پذیرش چنین تعبیری باشد) اگر این نباشد، مخاطب آن قدم را برای رضای خدا برنمی‌دارد حالا که حتی آن یک دلیل یعنی رضای خدا در کار نیست چرا چنین کار احمقانه‌ای -با معیارهای روزگار سعدی که ریاضت نفس جز در راه خدا تبلیغ نمی‌شده و متداول نبوده- بکند و بر خلاف خواسته نفس خودش آن قدم را بردارد؟

البته این که چطور از این تعبیر به نهی از خلاف آن رسیده‌اید را من نفهمیدم (تو که در راه خدا گام برنداشتی، دستکم در راه شیطان هم برندار).

در کل به نظر من ضبط شادروان فروغی از این بیت حتی با فرض پذیرفتنی دانستن این تعبیرها، از لحاظ لحن با ابیات پیشین و پسین مغایرت دارد. آن ابیات توصیفی هستند و این بیت امری است. شاید تناظر و تکرار مشتقات فعل نهادن (بنه و ننهاده) در دو مصرع بیت عامل این انتخاب بوده باشد.

تصویر نسخه خطی را اگر ملاحظه بفرمایید به نظر من می‌تواند نشان بدهد که چطور «پلید» می‌توانسته در رونویسی از نسخه‌های بدخط و بدخوان به «بنه» تبدیل شود.

از بذل دانش و تلاشتان در این مورد و در مورد اشعار دیگر در گنجور سپاسگزارم.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
میثم ططری در ‫۱ ماه قبل، دو شنبه ۱۹ مهر ۱۴۰۰، ساعت ۱۶:۴۱ پاسخ داده:

آماجِ شیخ این است تو که روهروِ راۀ خدا نیستی، روهروِ راۀ شیطان هم مباش. بیت سوم را بخوانید:

راه گم کرده از طریق صلاح / در بیابانِ غفلت افتاده

 

کاربر گرامی دیگری از گام نهادن در اندیشیدن به خدا، همین را درک می کند که در اندیشه نمی توان گام نهاد! 

 

کامروا باشید.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
حمیدرضا در ‫۱ ماه قبل، دو شنبه ۱۹ مهر ۱۴۰۰، ساعت ۲۰:۳۲ پاسخ داده:

سپاسگزارم.

متوجه فرمایشتان شدم.

«تو که یک قدم به خاطر خدا برنمی‌داری، لااقل یک بار بر خود مهار بزن و خلاف خواستهٔ نفست قدمی بردار».

خوانش را مطابق متن فروغی جایگزین کردم.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
بابک چندم در ‫۲ ماه قبل، شنبه ۱۷ مهر ۱۴۰۰، ساعت ۱۶:۲۳ نوشته:

@ حمید رضا

خوانش من بر اساس نسخه فروغی:

ای به باد هوس در افتاده

بادت اندر سر است یا باده؟

یک قدم بر خلاف نفس بنه

در خیال، خدای ننهاده

مصرع دوم از بیت دوم را می توان دو گونه خواند:

۱- پرسشی*

در خیال ( بی کسره رابط و سپس توقف/ مکس) خدای (را) ننهاده(ای)؟

در ذهن یا ضمیرت از خدا خبر نداری؟

(*چند بیت دیگر در این شعر نیز پرسشی اند)

۲-اخباری

در خیال (همچنان بی کسره و سپس توقف کوتاه) خدای (را) ننهاده

ای آنکه در ذهن/ ضمیرت از خدا بی خبری

 

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
حمیدرضا در ‫۲ ماه قبل، شنبه ۱۷ مهر ۱۴۰۰، ساعت ۱۸:۰۸ پاسخ داده:

ممنون از پاسخ جنابعالی،

نمیتوانید لام خیال را با سکون بخوانید چون وزن شعر به هم می‌ریزد. در حقیقت لام اینجا هجای بلند محسوب میشود یعنی می‌شود به جای آن «خیالی» گذاشت و شعر از لحاظ وزنی درست بماند اما خیال با لام ساکن جای آن نمی‌نشیند. اگر هجای کوتاه بود می‌توانستیم چنین کاری بکنیم مثلا اگر به جای «خیال خدای» گفته بود «خدای خیال» میشد لام را ساکن خواند و البته آن وقت همین وضعیت لام خیال را یای خدای پیدا می‌کرد.

از این جهت و به لحاظ آن که هر دو خوانشتان منوط به ساکن فرض کردن لام خیال است جسارتا هیچکدام قابل پذیرش نیست.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
بابک چندم در ‫۲ ماه قبل، شنبه ۱۷ مهر ۱۴۰۰، ساعت ۲۲:۵۶ پاسخ داده:

دوست عزیز قرار نبود برای چند مثقال اینور و آنور معامله را بهم زنید...

باری،

این چه طور است، چه فکر می کنید:

دُرّ ِخیالِ خدای ننهاده

معین برای نهادن/نهاده در کنار گذاردن/قرار دادن این معانی را هم آورده:

-بر افراشتن

-تقدیر کردن و...

 

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
حمیدرضا در ‫۱ ماه قبل، یک شنبه ۱۸ مهر ۱۴۰۰، ساعت ۰۸:۳۲ پاسخ داده:

بابک جان،

از این که برای پاسخگویی به من وقت گذاشتی سپاسگزارم.

مطمئن نیستم پیشنهادهایت را جدی بگیرم یا شوخی فرض کنم. در پیشنهادهایت به طور جدی (یا شاید به شوخی) نظم شعری و وزن عروضی را نادیده میگیری و حتی بدون نیاز به آگاهی از این موارد مشخص است که نمی‌توان شعر را با این پیشنهاد طوری خواند که موزون بماند.

درخواست من برای راهنمایی و کمک بیشتر معطوف به حل معمای معنایی بیت در این ضبط است طوری که بتوان با لحن درست و بامعنی جمله را خواند، از نوع راهنمایی‌هایی که جناب ططری ارائه کرده‌اند.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
غزل بختیاری در ‫۲ ماه قبل، شنبه ۱۷ مهر ۱۴۰۰، ساعت ۲۲:۲۳ نوشته:

نکته ی این بیت واژه ی ننهاده است که واقعا فکر منو مشغول کرده 

معنی لغوی ننهاده  که حافظ هم اشاره ای داره 

خون خوری گر طلب روزی ننهاده کنی اینطور که به نظر میاد ننهاده یعنی چیزی که نیست مقرر نیست وضع نشده قرار نیست 

تنها چیزی که به ذهنم میرسه فعلا اینه که بنه در مصراع اول به ننهاده در مصراع دوم برمیگرده 

و میگه یک قدم بذار ای اونکه پا نذاشتی ( ننهاده ) 

که البته  خیال خدای رو میشه اینطوری فکر کرد که یعنی بخاطر خدا اگه بخاطر من نمیای بخاطر خدا بیا

در هر صورت فکر نمی کنم پلید درست باشه 

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
حمیدرضا در ‫۱ ماه قبل، یک شنبه ۱۸ مهر ۱۴۰۰، ساعت ۱۲:۳۲ پاسخ داده:

از پاسختان سپاسگزارم.

اگر ترکیب «نفس پلید» را درگنجور جستجو کنید می‌بینید که در شعر دیگر شاعران هم کاربرد داشته. من حدس می‌زنم این صفت برای متمایز کردن «نفس اماره» که ناپسند و منفور و «پلید» توصیف شده از «نفس»های پسندیده که اتفاقاً نمی‌بایست از اوامرشان سرپیچی کرد و بر خلاف اوامرشان قدم برداشت مثل «نفس لوامه» یا سایر انواع «نفس»های پاک به کار گرفته شده.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
غزل بختیاری در ‫۲ ماه قبل، شنبه ۱۷ مهر ۱۴۰۰، ساعت ۲۲:۵۰ نوشته:

الان سرچ کردم سعدی همچین ترکیبی رو فقط اینجا استفاده کرده خیال خدای 

البته چون در مصراع قبل اشاره کرده بر خلاف نفس میشه گفت بخاطر خدا رو تایید میکنه 

معنی کلی بیت اینطوری که گمان می کنم اینطور میشه 

یک قدم بر خلاف نفس خودت بگذار  بخاطر خدا ، ( ننهاده) ای کسی که پا نمیذاری 

 

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
غزل بختیاری در ‫۲ ماه قبل، شنبه ۱۷ مهر ۱۴۰۰، ساعت ۲۳:۰۶ نوشته:

استاد بابک چندم 

از زیارت تون بسیار خوشحالم از سال های قبل حاشیه های شما رو دنبال میکردم همیشه از شما آموختم البته من در سایت نبودم هیچوقت اما حاشیه های شما نشان داده انسان بسیار دانایی هست و قابل احترام 

خواستم عرض ادبی داشته باشم و تشکر کنم بخاطر مطالب ارزشمندی که ازتون یاد گرفتم 🍀

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
بابک چندم در ‫۲ ماه قبل، شنبه ۱۷ مهر ۱۴۰۰، ساعت ۲۳:۳۴ پاسخ داده:

غزل خانوم گرامی،

از لطف و محبت شما بسیار ممنونم و سپاس دارم.

اما من استاد نیستم و در اینجا نیز از بسیاری همچنان می آموزم.

برقرار و پایدار باشید

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
غزل بختیاری در ‫۱ ماه قبل، یک شنبه ۱۸ مهر ۱۴۰۰، ساعت ۲۲:۳۶ نوشته:

آقای حمید رضا بر خلاف نفس خودش کفایت میکنه برای این برداشت شما به خصوص به دلیل مصراع بعد که گفته در خیال خدای ،، این طوری سعدی دوباره کاری کرده و از سوی دیگه چون در آغاز مصراع گفته یک قدم بنه بسیار محتمل تره نسبت به پلید 

گمان می کنم اینجا بنه امری نیست نشان از تمنا داره 

البته سعدی نفس پلید رو جای دیگه به کار نبرده به دلیل فاصله ی تقریبا کم سعدی و همینطور گویش یکسان اگر حافظ این ترکیب رو به کار برده بود می شد بهش استناد کرد 

و البته اگر پلید رو در نظر بگیریم معنای بیت اینگونه برداشت میشه :

یک قدم بر خلاف نفس پلیدت در راه رضای خدا نگذاشتی 

به این صورت هم معنی خاص خودش رو داره که به کل معنی شعر میشه گفت نزدیک تره  و سعدی هم از اون شاعر ها نیست که از حرفش برگرده که تو بیت اول بیاد گله کنه از غرور و تکبر مخاطبش و بیت بعدش بخواد کامل دور بزنه و بیاد بگه بر خلاف نفست بیا یه قدم بگذار بخاطر خدا 

در صورتی که میگم برداشت دوم به کل شعر میخوره با توجه به گلایه گی شعر 

روی هم رفته در این مورد نمیتونم تصمیم بگیرم تصمیم گیری رو به خودتون محول میکنم توضیحاتم روشنه متشکرم

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
حمیدرضا در ‫۱ ماه قبل، دو شنبه ۱۹ مهر ۱۴۰۰، ساعت ۰۸:۵۰ پاسخ داده:

سپاس،

در مورد بی‌سابقه بودن ترکیب «نفس پلید» در اشعار سعدی اشتباه می‌کنید:

سعدی » مواعظ » قطعات » شمارهٔ ۱۱۸ » وین که پیوسته با تو خواهد بود ...

در اشعار حافظ -مطابق گنجور- هم حداقل در مرور چشمی و گذرای من کلا «نفس» در این معنی کم کاربرد است اما همان مورد یا موارد معدود را هم به نظرم بدون صفت و تنها به کار نبرده.

در کل اظهار نظر مطلق در مورد سابقهٔ کاربرد کلمات و ترکیبات با تکیه بر مجموعهٔ ناقص گنجور امکان ندارد.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
بابک چندم در ‫۱ ماه قبل، دو شنبه ۱۹ مهر ۱۴۰۰، ساعت ۰۳:۰۱ نوشته:

حمید رضا جان،

والله دروغ چرا!

گرچه که ترازوی من از همان روز ازل نامیزانه و فعلن، فاعلن، مفتعلن و ...در رده گروه سنی من نیست، ولی هجاها را اگر که حوصله کنم و حال و دماغی باشد به گمانم که بتوانم از پسش برآیم...

پیشنهاد اولم هم که شوخی نبود و از دید خودم ایراد وزنی نداشت:

یک قدم برخلاف نفس بنه

در خیال، خدای را ننهاده

("را" از قلم افتاده) و معنی آنرا هم که پیشتر آوردم تکمیل می کنم : ای از خدا بی خبر حداقل کمی همت کن که از نفس دور شوی. 

اما توصیف جناب ططری:

یک قدم بر خلاف نفس بنه

(یک قدم) در خیالِ خدای ننهاده

یک قدم در اندیشهء خدا بر نداشته ای؟در فکر خدا یک قدم نگذاشتی؟ در اندیشه/پندار او قدم برداشتن/گذاردن؟

در راه قدم می نهند یا در اندیشه؟

در اندیشه او قدم نهادن-> به سوی او رفتن، به او نزدیک شدن

برای من ثقیل است،

چرا که اگرچه نهایتاً به سوی خدا رفتن، به خدا نزدیک شدن را برداشت می توان کرد ولی همانند لقمه را دور سر گرداندن است...مثلا می توانست بسیار ساده تر بیاورد " قدمی در راهِ خدای ننهاده" .

اگر هم اینرا به حساب آرایه شاعری و تمایل شاعر به کمی پیچیدگی فرض کنیم، به نظر من چندان لطیف و دلچسب و مطبوع که نیست هیچ درست خلاف آنست و خلاف طبیعت سعدی که در ذهن من است: ظریف، لطیف، دلنشین گوی....بیانش در بسیاری موارد پیچیدگی دارد ولی نه پیچیدگی فقط به صرف پیچاندن و پیچیدگی...

در مورد بیت هفتم هم که اشاره کردید، به گمان من می توان هر دو مصراع آنرا دو گونه خواند : اخباری و پرسشی که در نهایت دو معنی متضاد می دهند.

اخباری: تو که آسوده ای از حال من خبر نداری،که چه دور از شادی و سرمستیم.

پرسشی: چون خودت غرق آسودگی هستی ، گمان میبری که من شادی و سرمستی ندارم؟

به هر حال این آنچه که به ذهن من خطور کرد است و گر ایرادی هم دارد گوش شنوا دارم.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
غزل بختیاری در ‫۱ ماه قبل، دو شنبه ۱۹ مهر ۱۴۰۰، ساعت ۲۰:۱۶ نوشته:

آقای حمید رضا من در مورد واژه ها و این بحث ها حقیقتا صاحب نظر نیستم که بخوام صحبت کنم اما شاعر هستم و زیاد سعدی رو مطالعه میکنم بنابراین حرفی که میزنم بدون سند هست 

الانم نظر شاعرانه ی خودم رو عرض میکنم 

تو کل شعر سعدی داره از مخاطبش گله و شکایت میکنه یک بار دیگه کل شعر رو بخونید 

اینجا واژه ی بنه چه بگیم ب نشان تمنا داره چه امری هیچ فرقی به حالش نمیکنه

بنه تو این شعر دقیقا حکم یه وصله ی ناجور رو داره مثلا یه پیرهن که یه دکمه اش گم شده و دکمه ای با رنگ دیگه ای بهش دوخته باشن 

تو کل شعر سعدی داره از بیداد و تکبر و خدانشناسی می ناله 

اگه بگیم کل شعر میگه مغرب ، بنه به تنهایی میگه مشرق ،، من شاعرم هیچ وقت تو شعرم همچین کاری نمیکنم این واژه با زبان شعر ناهماهنگه و سعدی هم بچه نیست همچین کاری کنه مگر اینکه بخواد تو بیت آخر این کار رو کنه که واقعا این هم اگر نگم بی سابقه است کم سابقه است 

اما در مورد پلید نظری ندارم نمیدونم میتونه اینجا باشه یا نه واقعا نظری ندارم اما جریان شعر میگه بنه اشتباهه 

بنه با این شعر جور در نمیاد 

اقای ططری واقعا اشاره ی درستی به بیت بعد داشتن 

بیت سوم میگه از طریق درست راهت رو گم کردی و اسیر بیابان غفلت شدی 

بیت دوم اما 

در نطر بگیرم با بنه :

بر خلاف نفس خودت یک قدم بگذار در راه رضای خدا که هیچ قدم نگذاشتی 

بدون بنه : 

بر خلاف نفس خودت در راه رضای خدا تا حالا قدمی نگذاشتی

و حالا دو باره مفهوم بیت سوم رو مرور کنیم 

راه درست رو گم کردی و در بیابان غفلت افتادی 

و چه کسی راه درست رو گم میکنه ؟ کسی که برخلاف نفس خودش و در راه رضای خدا تا حالا قدمی نگذاشته 

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
حمیدرضا در ‫۱ ماه قبل، دو شنبه ۱۹ مهر ۱۴۰۰، ساعت ۲۰:۴۷ پاسخ داده:

سپاسگزارم. با نظرتان در موارد ناهمخوانی ضبط «بنه» موافقم و همین حس را دارم. منتهی از این ضبط درکی نداشتم و دنبال این بودم که ضبط شعر را مطابق تصحیح فروغی بفهمم که با راهنمایی دوستان مشکلم حل شد.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.