گنجور

غزل ۸۸

 
سعدی
سعدی » دیوان اشعار » غزلیات
 

با خردمندی و خوبی پارسا و نیکخوست

صورتی هرگز ندیدم کاین همه معنی در اوست

گر خیال یاری اندیشند باری چون تو یار

یا هوای دوستی ورزند باری چون تو دوست

خاک پایش بوسه خواهم داد آبم گو ببر

آبروی مهربانان پیش معشوق آب جوست

شاهدش دیدار و گفتن فتنه اش ابرو و چشم

نادرش بالا و رفتن دلپذیرش طبع و خوست

تا به خود بازآیم آن گه وصف دیدارش کنم

از که می‌پرسی در این میدان که سرگردان چو گوست

عیب پیراهن دریدن می‌کنندم دوستان

بی‌وفا یارم که پیراهن همی‌درم نه پوست

خاک سبزآرنگ و باد گلفشان و آب خوش

ابر مرواریدباران و هوای مشک بوست

تیرباران بر سر و صوفی گرفتار نظر

مدعی در گفت و گوی و عاشق اندر جست و جوست

هر که را کنج اختیار آمد تو دست از وی بدار

کان چنان شوریده سر پایش به گنجی در فروست

چشم اگر با دوست داری گوش با دشمن مکن

عاشقی و نیک نامی سعدیا سنگ و سبوست

 


🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | طیبات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

تصاویر مرتبط در گنجینهٔ گنجور

کلیات سعدی مصور و مذهب نسخه‌برداری شده در ۹۳۴ هجری قمری شیراز » تصویر ۴۶۷ کلیات سعدی مذهب و مصور نسخه‌برداری شده در ۹۲۶ هجری قمری » تصویر ۵۲۷

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

ادهمی نوشته:

در خصوص بیت ششم
به نظر بنده باید «یارم» را «می‌توانم» معنا کنیم و به این شکل بخوانیم:
بی وفا،
یارم که پیراهن همی درم،
نه پوست
خطاب به معشوق می‌گوید: ای بی وفا، من توان این را دارم پیراهن خود را پاره کنم. پوست را که نمیتوانم.

👆☹

بابک چندم نوشته:

دوست گرامى ادهمى،
بى وفا یارم -> یارى بى وفایم ( بى وفا ام)
“یارى بى وفایم اگر که فقط پیراهنم را بدرم و نه پوستم را”…
در مصرع پیشین “مى کنند دوستان” نشان از جمع است، و در این مصرع “بى وفا” نشان از مفرد شخص…
براى خوانش شما در مصرع پیشین در کنار “بى وفا” باید که مى آورد : “مى کندم دوست “…
یا آنکه براى “مى کنندم دوستان” در این مصراع مى آورد ” بى وفایان”…

👆☹

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.