گر برود به هر قدم در ره دیدنت سری
من نه حریف رفتنم از در تو به هر دری
تا نکند وفای تو در دل من تغیری
چشم نمیکنم به خود تا چه رسد به دیگری
خود نبود و گر بود تا به قیامت آزری
بت نکند به نیکویی چون تو بدیع پیکری
سرو روان ندیدهام جز تو به هیچ کشوری
هم نشنیدهام که زاد از پدری و مادری
گر به کنار آسمان چون تو برآید اختری
روی بپوشد آفتاب از نظرش به معجری
حاجت گوش و گردنت نیست به زر و زیوری
یا به خضاب و سرمهای یا به عبیر و عنبری
تاب وغا نیاورد قوت هیچ صفدری
گر تو بدین مشاهدت حمله بری به لشکری
بستهام از جهانیان بر دل تنگ من دری
تا نکنم به هیچ کس گوشه چشم خاطری
گرچه تو بهتری و من از همه خلق کمتری
شاید اگر نظر کند محتشمی به چاکری
باک مدار سعدیا گر به فدا رود سری
هر که به معظمی رسد ترک دهد محقری
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر عواطف عمیق خود را نسبت به محبوبی توصیف میکند که او را بینظیر و منحصر به فرد میداند. شاعر میگوید که هیچ کس و هیچچیز نمیتواند جای محبوبش را پر کند و او برای دیدن محبوبش حاضر است از همه چیز بگذرد. او به زیبایی و ویژگیهای خاص محبوب اشاره میکند و بیان میکند که اگرچه خود را در مقایسه با محبوبش کوچک میبیند، اما به عشق و وفاداریاش ادامه میدهد. در نهایت، شاعر بر اهمیت مقام و منزلت عشق تأکید میکند و میگوید که هر کسی به عظمت و محبت میرسد، از خوار کردن دیگران دست میکشد.
هوش مصنوعی: اگر هر قدم در راه دیدن تو بروم، دلم نمیتواند از در تو بگذرد و به هر در دیگری برود.
هوش مصنوعی: تا زمانی که وفای تو در قلب من تغییری نکند، به خودم نگاه نمیکنم، چه رسد به اینکه به دیگری توجه کنم.
هوش مصنوعی: اگر او وجود داشت و تا قیامت هم وجود داشت، هرگز نمیتوانست به خوبی تو بدعتی بگذارد، زیرا تو هستی که پیکری نو و زیبا داری.
هوش مصنوعی: من هرگز در هیچ کشوری، مانند تو، زیبایی و لطافتی همچون سرو روان ندیدهام و نشنیدهام که کسی به این زیبایی از پدر و مادرش به دنیا آمده باشد.
هوش مصنوعی: اگر ستارهای به زیبایی تو در آسمان درخشان شود، آفتاب از دید او پنهان میشود و مانند چادری خود را میپوشاند.
هوش مصنوعی: احتیاجی به طلا و جواهر، رنگ و آرایش، یا عطر و خوشبوکننده برای زیبایی یا جذابیت ندارم.
هوش مصنوعی: هیچ صفدر و دلیر و نیرومندی نمیتواند در برابر این مشاهدات تاب و توانایی داشته باشد، اگر تو با تمام قدرت و اراده به این تجربهها و مشاهدات نزدیک شوی.
هوش مصنوعی: من از دنیای آدمها جدا شدهام و دلتنگ هستم. میخواهم در دل خود دری داشته باشم تا با کسی دلبستگی پیدا نکنم و احساس وابستگی نکنم.
هوش مصنوعی: هرچند تو در ویژگیها و صفات از همه برتری و من نسبت به دیگران در مقام پایینتری هستم، اما ممکن است اگر شخصی با منزلت و محترم به من نگاه کند، وضعیت من تغییر کند.
هوش مصنوعی: نگران نباش، سعدی، اگر کسی جانش را فدای چیزی کند. هرکسی که به مقام والایی دست پیدا کند، طبعاً از چیزهای حقیر و بیارزش فاصله میگیرد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
خاک شدم در تو را آب رخم چرا بری
داشتمت به خون دل خون دلم چرا خوری
از سر غیرت هوا چشم ز خلق دوختم
پردهٔ روی تو شدم پردهٔ من چرا دری
وصل تو را به جان و دل میخرم و نمیدهی
[...]
هر طربی که در جهان گشت ندیم کهتری
میبرمد از او دلم چون دل تو ز مقذری
هر هنری و هر رهی کان برسد به ابلهی
نیست به پیش همتم زو طربی و مفخری
گر شکر است عسکری چون برسد به هر دهن
[...]
دانمت آستین چرا پیش جمال میبری
رسم بود کز آدمی روی نهان کند پری
معتقدان و دوستان از چپ و راست منتظر
کبر رها نمیکند کز پس و پیش بنگری
آمدمت که بنگرم باز نظر به خود کنم
[...]
ای نفس سپیده دم جان دهمت بخدمتی
گر بجناب حضرت آصف عهد بگذری
بحر سحائب کرم کان مواهب نعم
مهر سپر مهتری اختر برج سروری
خواجه عماد ملک و دین آنکه بکلک درفشان
[...]
پیش که شاه اختران، تیغ کشد به لشکری؛
خیز مگر به برق می، برقع صبح بردری
پیش که صبح از طرب، خنده کند به زیر لب؛
خیز که در وداع شب، جام به گریه آوری
پیش که پرتو افگند، مهر به دشت خاوران؛
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال ۸ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.