گنجور

غزل ۵۱۷

 
سعدی
سعدی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ای حسن خط از دفتر اخلاق تو بابی

شیرینی از اوصاف تو حرفی ز کتابی

از بوی تو در تاب شود آهوی مشکین

گر باز کنند از شکن زلف تو تابی

بر دیده صاحب نظران خواب ببستی

ترسی که ببینند خیال تو به خوابی

از خنده شیرین نمکدان دهانت

خون می‌رود از دل چو نمک خورده کبابی

تا عذر زلیخا بنهد منکر عشاق

یوسف صفت از چهره برانداز نقابی

بی روی توام جنت فردوس نباید

کاین تشنگی از من نبرد هیچ شرابی

مشغول تو را گر بگذارند به دوزخ

با یاد تو دردش نکند هیچ عذابی

باری به طریق کرمم بنده خود خوان

تا بشنوی از هر بن موییم جوابی

در من منگر تا دگران چشم ندارند

کز دست گدایان نتوان کرد ثوابی

آب سخنم می‌رود از طبع چو آتش

چون آتش رویت که از او می‌چکد آبی

یاران همه با یار و من خسته طلبکار

هر کس به سر آبی و سعدی به سرابی

 


🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | طیبات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

محسن کرامتی » سعدی خوانی (وشتن) » عاشقانه ی دوم (شیرین)

🎜 معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

تصاویر مرتبط در گنجینهٔ گنجور

کلیات سعدی مصور و مذهب نسخه‌برداری شده در ۹۳۴ هجری قمری شیراز » تصویر ۵۸۴

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

مازیار نوشته:

یکی از زیباترین شعرهایی که تا حالا خوانده ام.
واقعا زیبابود. همه بیت هاش قشنگ بودن.

👆☹

شکرستان