گنجور

حاشیه‌ها

دوستدار در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۹ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۴:۲۱ دربارهٔ سعدی » بوستان » در نیایش خداوند » بخش ۱ - سرآغاز:

ساحل امان

مراد مروارید درخشان است ( گوهر درخشان) گمان می رفته  است مروارید از افتادن قطره ای باران در دهان صدف به پیدایی می اید

سیّد محس سعیدزاده در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۹ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۲:۱۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹۳:

که درطریقت ما کافری است رنجیدن

کفردراین مصرع،به معنی ناسپاسی نیست.درطریقت کلمات معنا ومفهوم دیگری دارد.مثل کلمه «می»و«ساقی»و«شرب»وغیره.رنجش ازملامت،ودرنتیجه ازملالت؛به معنی باورنداشتن به آداب سلوک است.سالک ابدا ازملامت وملالت رنج نمیبردبهتر بگویم:.ملول نمیشود؛لوم لائم براو هیچ اثری نمیگذارد؛چه رسد به رنجش ازآن.باور به این حقیقت که:ملامت گ،جهل به حقیقت دارد؛تاریک بین است.سخن او(به تعبیر ملای رومی)عو عو دربرابرنورافشانی ماه است.سالک این حقیقت رامیداند وباوردارد.ملامت سالک(به لحاظ عرف اجتماع بشری)طبیعی ویابهترعرض کنم عادی است.نو سلوک اگر واکنش نشان دهدودر ذهن خود برنجد،کافری پیشه کرده راه کسی را میرود که به حقیقت مورد اشاره هیچ باوری ندارد.

ساحل در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۹ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۰۱ دربارهٔ سعدی » بوستان » در نیایش خداوند » بخش ۱ - سرآغاز:

درود

کسی میتومه مصرع " از آن قطره لؤلؤیِ لالا کند" را معنی کنه و توضیح بده لطفا؟

متوجه هستم که با بیت قبل موقوف المعانی هست منتها منظور لالا کردن رو درست متوجه نمیشم 

ایمان ۵۸ در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۲۸ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۲۱:۳۸ در پاسخ به صابر دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » کیومرث » بخش ۱ - پادشاهی کیومرث سی سال بود:

دروود. در چاپ امیر بهادر به خط استاد عمادالکتاب، سخن چنین روان گشته است :

سیامک بپای خود و دست دیو / تبه گشت و ماند انجمن بیخدیو 

فکر میکنم بسیار پرمعنا، مقصود را می‌رساند و درست تر است 

سیدرسول عبدی در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۲۸ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۲۰:۳۷ در پاسخ به نجاتی دربارهٔ رودکی » مثنوی‌ها » ابیات به جا مانده از مثنوی بحر متقارب » پاره ۳۳:

احساس می‌کنم دار و ندار و اموال را می‌گه

رضا از کرمان در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۲۸ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۲۰:۲۹ دربارهٔ ایرج میرزا » مثنوی‌ها » عارف نامه » بخش ۵:

سلام بر همراهان گنجور 

  استنباط کلی از این مثنوی فقط این است که زنان که نیمی از جمعیت یک جامعه میباشند ،  به عنوان یک نیروی بالقوه زمانی که وارد عرصه های مختلف اجتماعی شونداین نیرو بالفعل میگردد واین تنها در سایه  تحصیل علوم وفنون میباشد که در جامعه زمان ایرج میرزا  همانند اکنون طالبان برای ایشان بدلیل تعصبات واهی که به آن رنگ ولعاب مذهبی  هم میدهند ممنوع بوده دغدغه ایرج این بوده که اگر مردی باسواد شود صرفا او با سواد است ولیکن اگر زنی با سواد باشد قطعا فرزندانی با کمالات  را پرورش خواهد داد  واین باعث تحولی اساسی در جامعه میگردد ومخالفت ایشان یا سایرین با اصل حجاب هم شاید نبوده بلکه با اجباری بوده که از  سوی قشری به زنان تحمیل میشده وضرری که به تبع آن حاصل میگردد وداستان زن محجبه را که نقل میکند نه این است که این اتفاق واقعی است و شاید تمثیلی است از نادانی زنان آن دوره  آنجا که گفته حجاب زن که نادان شد همین است  ....و مقصود اشاعه برهنگی وبی بند وباری نبوده ونباید این موضوع اشتباه تلقی گردد.

 

رضا از کرمان در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۲۸ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۹:۲۹ دربارهٔ عارف قزوینی » تصنیف‌ها » شمارهٔ ۱۰ - از خون جوانان وطن لاله دمیده:

سلام 

رشگ در لغت عقد  وحسد  وهمچنین تخم شپش  معنی گردیده که در اینجا واقعا بی معناست مضافا که ختن به داشتن آهوانی شهره میباشد که از ناف آنها  مشک خوشبویی استحصال میگردد وچنین بنظر میرسد  مشگ ختن بوده  البته این دیدگاه ونظر بنده شاید خالی از اشتباه نباشد.

میم کاف در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۲۸ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۸:۵۸ در پاسخ به کوروش دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۱۶۷ - حجت منکران آخرت و بیان ضعف آن حجت زیرا حجت ایشان به دین باز می‌گردد کی غیر این نمی‌بینیم:

با سلام هرچند با تأخیرِ زمانی!

فَرج و گلو ؛ در بندِ "امیالِ شهوانی و خوردن" بودن می باشد. منظور فردی ست که دغدغه اش در زندگی، به تمامی فقط خور و شهوت است و توجه اش منحصراً به کافِ ران ( فَرج) و دهان اش ( گلو) می باشد تا این دو را تغذیه کند.  این عبارت را مولانا به کرّات هم در غزلیات و هم در مثنوی بکار برده است.

ملیکا حی بر در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۲۸ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۸:۴۰ دربارهٔ عارف قزوینی » تصنیف‌ها » شمارهٔ ۱۰ - از خون جوانان وطن لاله دمیده:

ممکنه لطفا کسی بیت دوم رو معنی کنه؟

رشگ ختن به چه معناست؟

مجتبی در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۲۸ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۶:۰۴ دربارهٔ اوحدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۴:

در مصرع دوم ، وزن شعر ، مشکل دارد، بنظر میرسد واژه‌ای از قلم افتاده است مثلاً برای رفعِ مشکلِ وزن ، میتوان آنرا اینطور اصلاح کرد: "عشقِ تو مَرا مشکل کاری به نوا باشد"

Lalaye ۱۲۱ در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۲۸ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۵:۴۵ دربارهٔ فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۳۸:

یاهو

 

"من بنده و مولای عشق"

"مولا" یعنی "نوکر"

 

نردشیر در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۲۸ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۵:۲۱ دربارهٔ سعدالدین وراوینی » مرزبان‌نامه » باب چهارم » داستانِ بزورجمهر با خسرو:

 اما از علم آنقدر تخصیص یافته‌ام که از سؤال و جوابِ او در نمانم و از کم‌زنانِ دعوی ، مهرهٔ عجز باز نچینم

بامداد طاهری در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۲۸ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۵:۰۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶:

با اجازه و رخصت از بزرگان فرهیخته و اهل نظر ، و هموطنان دغدغه مند فرهنگ ملی میهن ما ایران

«« جسارتا یادمه چند سال گذشته در نمایشگاه کتاب تهران یک مجموعه یا پکیج !!! با عنوان ادبیات کلاسیک پارسی که شامل اشعار ، کتب ، مقاله ، سخنرانی و ... رو تهیه کردم و در یکی از فایلهای صوتی مقالات نویسندگان معاصر ،،،، مقاله { از هر کرانه } به نوشته علی اکبر سیرجانی برخوردم ، البته محتوای مقاله در باب فرهنگ ملی بود 

اما در بیت ((( زلف آشفته و خوی کرده و .... شعر حافظ توسط راوی 

مصرع دوم از بیت دوم را : (( نیم شب مست به بالین من آمد بنشست )) خوانده شد و عجیب تر اینکه نسخه پی دی اف مقاله هم چنین بود 

نردشیر در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۲۸ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۵:۰۰ دربارهٔ سعدالدین وراوینی » مرزبان‌نامه » باب چهارم » داستانِ موش و مار:

ز آن بی‌خبر که شش جهتِ کعبتینِ تقدیر از جهتِ موش موافق خواهد آمد و چهار گوشهٔ تخت‌نردِ عناصر بر رویِ بقای او خواهد افشاند تا زیادکارانِ غالب‌دست بدانند که با فرودستانِ مظلوم بخانه‌گیر بازی کردن نامبارک‌ست  

فاطمه زمانی در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۲۸ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۴:۱۷ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب سوم در عشق و مستی و شور » بخش ۴ - حکایت در معنی تحمل محب صادق:

ز میدانش خالی نبودی چو میل یعنی چی؟

مجید امیدالله در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۲۸ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۴:۰۵ دربارهٔ سعدی » رسائل نثر » شمارهٔ ۴ - رساله در عقل و عشق:

خدواندگار فردوسی بزرگ هم در وصف پروردگار میفرماید :

ز نام و نشان و گمان برتر است         نگارنده برشده پیکر است 

به بینندگان آفریننده را                     نبینی مرنجان دو بیننده را 

نیابد بدو نیز اندیشه راه                   که او برتر از نام و از جایگاه

سخن هر چه زین گوهران بگذرد       نیابد بدو راه جان و خرد 

خرد گر سخن برگزیند همی             همان را گزیند که بیند همی 

خرد را و جان را همی سنجد اوی      در اندیشه سخته کی گنجد او 

شباهت این ابیات با ابیات شیخ اجل سعدی بزرگ در بند 2 و 3 بی نظیره 

 

محسن حبیب الهی یان در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۲۸ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۳:۵۰ دربارهٔ ملا احمد نراقی » دیوان اشعار » منتخب غزلیات و قطعات » شمارهٔ ۹:

سلام

بوسه را نیز دهیم اذن گاه گاهی بکند

یا 

بوسه را نیز کنیم اذن گاه گاهی بکند 

به نظر میاد گاه گاهی بکند درست تره

Rumi در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۲۸ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۲:۲۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸۰۵:

درود بر همه عزیزان

در سخنان استاد عبدالکریم سروش به جای دشمن خورشید از منکر خورشید استفاده شده است.

اکبر رضوانی در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۲۸ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۱:۳۰ در پاسخ به Merce دربارهٔ ملک‌الشعرا بهار » قصاید » شمارهٔ ۸۸ - یک شب شوم‌!:

درود بر شما و طبع روانتان.

بنده کمترین علاقمند به موسیقی ایرانی به ویژه آواز هستم و غزل زیبایتان در جانم نشست. بی گمان حفظ امانت شاعر ، در آوازخوانی از مهمترین بایدهاست. با دانستن این مطلب ، رخصت خواهم تا از کلامتان در موسیقی بهره گیرم. امید که مطبوع طبع مشکل پسندتان افتد.

آدرس بنده در فضای مجازی 

@avazakbarrezvani

و شماره تماسم

09134259973 است.

فاطمه دِل سَبُک (مهر۱۳۲۵ - تیر۱۴۰۲/یزد) در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۲۸ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۰:۱۰ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۱:

خیام ، که گفت  دوزخی  خواهد  بود

که رفت  به دوزخ و  که آمد  ز بهشت

به قولِ حافظ:

       نا امیدم  مکن  از  سابقه یِ  لطفِ  ازل

تو پسِ پرده چه دانی که که خوب است و که زشت

۱
۵۸۳
۵۸۴
۵۸۵
۵۸۶
۵۸۷
۵۶۵۸