گنجور

غزل ۴۷۹

 
سعدی شیرازی
سعدی » دیوان اشعار » غزلیات
 

من از دست کمانداران ابرو

نمی‌یارم گذر کردن به هر سو

دو چشمم خیره ماند از روشنایی

ندانم قرص خورشید است یا رو

بهشت است این که من دیدم نه رخسار

کمند است آن که وی دارد نه گیسو

لبان لعل چون خون کبوتر

سواد زلف چون پر پرستو

نه آن سرپنجه دارد شوخ عیار

که با او بر توان آمد به بازو

همه جان خواهد از عشاق مشتاق

ندارد سنگ کوچک در ترازو

نفس را بوی خوش چندین نباشد

مگر در جیب دارد ناف آهو

لب خندان شیرین منطقش را

نشاید گفت جز ضحاک جادو

غریبی سخت محبوب اوفتاده‌ست

به ترکستان رویش خال هندو

عجب گر در چمن برپای خیزد

که پیشش سرو ننشیند به زانو

و گر بنشیند اندر محفل عام

دو صد فریاد برخیزد ز هر سو

به یاد روی گلبوی گل اندام

همه شب خار دارم زیر پهلو

تحمل کن جفای یار سعدی

که جور نیکوان ذنبیست معفو

 

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | بدایع | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

سالار عقیلی » سعدی نامه » تصنیف چهارگاه(گیسو کمند)

حسام الدین سراج » بوی بهشت » بوی بهشت اسپاتیفای

🎜 معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

تصاویر مرتبط در گنجینهٔ گنجور

کلیات سعدی مصور و مذهب نسخه‌برداری شده در ۹۳۴ هجری قمری شیراز » تصویر 671 کلیات سعدی به تصحیح محمدعلی فروغی، چاپخانهٔ بروخیم، ۱۳۲۰، تهران » تصویر 877

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۷ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

وحید در ‫۶ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۱۷ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۱۷:۴۴ نوشته:

یاشا
یاشا کیشی

 

کسرا در ‫۶ سال قبل، یک شنبه ۲۱ تیر ۱۳۹۴، ساعت ۱۸:۴۲ نوشته:

من از دست کمانداران ابرو
نمی‌یارم گذر کردن به هر سو
به هر جایی نمیروم از ترس زیبارویان ابرو کمان ( تشبیه به تیر کمان ) که مبادا تیر کمان ( تیر جمال ) آنها در چشم من رفته و عمری گرفتار شوم...
این تشبیه من از بیت اول این شاهکار شعر بود... نمیدونم درست معنی کردم یا خیر... اما اونطوری که خودم معنی کردم چنان این بیت برایم سنگین و زیبا بود که دیگه امروز طاقت خواندن باقی شعر را ندارم... همین 1 بیت برای امروزم کافی بود... جللخالق از این سعدی...

 

سعید در ‫۴ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۱۳ شهریور ۱۳۹۵، ساعت ۱۵:۵۵ نوشته:

تصنیف این شعر توسط سالار عقیلی در آلبوم سعدی نامه به زیبایی اجرا شده است

 

عباس مشرف رضوی در ‫۵ ماه قبل، جمعه ۱ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۰۵ نوشته:

نمی‌یارم گذر کردن به هر سو
به
نظر کردن نمی آرم به هر سو
شما از سو - سوی / جهت - گذر نمی کنید (منظقا غیر ممکن است از جهتی بگذرید، بطرف یا خلاف جهتی حرکت می کنید؛ جهت، مثلا شما و جنوب، جا یا مسیری نیست که ازش بگذرید)؛ ولی می توانید به هر سو بروید یا یدوید یا از هر کو ( کوی / کوچه ) گذر کنید: "نمی آرم گذر کردن به هر کو"(می ترسید بیرون، جایی بروید).
درهرصورت، در نسخه ای که من دارم اینطور ضبط است و ابرو و چشم و نظر هم مناسبت بیشتری باهم دارند: جرات ندارید به چشمان یار نگاه کنید تا اینکه نتوانید هر جا که دلتان خواست بروید.

 

احسان در ‫۴ ماه قبل، دو شنبه ۹ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۱:۵۱ نوشته:

دریافت من از بیت اول اینچنین است : من تسلیم کمانداران ابروی یار شده‌ام و یارای حرکت کردن به هیچ جهتی را ندارم ؛ و احتمال صحت این معنی با عبارت "خیره ماندن" که در بیت دوم فرموده‌اند در من تقویت میشود ، ظاهرا حضرت سعدی تصویری از گرفتار و پایبند شدن را ارائه میکنند

 

امیر مستلزم در ‫۳ ماه قبل، چهار شنبه ۱۸ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۴:۱۴ نوشته:

جناب احسان !
سعدی توانایی حرکت و پویایی را دارد لیکن جرأت نمی کند تکانی بخورد زیرا معشوق کمان ابرو او را به تیر خواهد بست!
نمی یارم :جرأت نمی کنم

 

امیر مستلزم در ‫۳ ماه قبل، چهار شنبه ۱۸ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۴:۱۵ نوشته:

در ضمن خیره ماندن به معنای تاریک شدن چشم از شدت روشنایی است.
موفق باشی!

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.