گنجور

غزل ۳۸۰

 
سعدی
سعدی » دیوان اشعار » غزلیات
 

عهد بشکستی و من بر سر پیمان بودم

شاکر نعمت و پرورده احسان بودم

چه کند بنده که بر جور تحمل نکند

بار بر گردن و سر بر خط فرمان بودم

خار عشقت نه چنان پای نشاط آبله کرد

که سر سبزه و پروای گلستان بودم

روز هجرانت بدانستم قدر شب وصل

عجب ار قدر نبود آن شب و نادان بودم

گر به عقبی درم از حاصل دنیا پرسند

گویم آن روز که در صحبت جانان بودم

که پسندد که فراموش کنی عهد قدیم

به وصالت که نه مستوجب هجران بودم

خرم آن روز که بازآیی و سعدی گوید

آمدی وه که چه مشتاق و پریشان بودم

 


🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | بدایع | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

تصاویر مرتبط در گنجینهٔ گنجور

کلیات سعدی مصور و مذهب نسخه‌برداری شده در ۹۳۴ هجری قمری شیراز » تصویر ۶۶۵

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

علی نوشته:

با سلام
احتمالا در بیت پنجم ” گر به عقبی روم ” صحیح میباشد

👆☹

7 نوشته:

خرم آن روز که بازآیی و سعدی گوید

آمدی وه که چه مشتاق و پریشان بودم

مطلع غزل پیشین با مقطع این غزل:
ganjoor.net/saadi…zals/sh379

👆☹

آدم معمولی نوشته:

سلام. این غزل با غزل قبلی به کوشش جمع آوری محمد علی فروغی، غزل یکپارچه‌ای را ایجاد کرده است.

👆☹

حمیدرضا محمدی نوشته:

بیت سوم (خار عشقت …) در کتاب «بدین شیرین سخن گفتن - گزیدهٔ غزلهای سعدی» به انتخاب و توضیح دکتر علامحسین یوسفی و دکتر محمدجعفر یاحقی این گونه معنی شده است:
«خاری که از عشق تو در پای نشاطم فرو رفته و آن را چنان چرکین و تاول دار نکرده که دیگر هوش دیدن سبزه و توجه به گلستان برایم باقی مانده باشد.»

👆☹

پیشنهاد تصاویر مرتبط