گنجور

غزل ۲۶

 
سعدی
سعدی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ما را همه شب نمی‌برد خواب

ای خفته روزگار دریاب

در بادیه تشنگان بمردند

وز حله به کوفه می‌رود آب

ای سخت کمان سست پیمان

این بود وفای عهد اصحاب

خار است به زیر پهلوانم

بی روی تو خوابگاه سنجاب

ای دیده عاشقان به رویت

چون روی مجاوران به محراب

من تن به قضای عشق دادم

پیرانه سر آمدم به کتاب

زهر از کف دست نازنینان

در حلق چنان رود که جلاب

دیوانه کوی خوبرویان

دردش نکند جفای بواب

سعدی نتوان به هیچ کشتن

الا به فراق روی احباب

 


🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | طیبات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

محمدرضا شجریان » چهره به چهره » تصنیف قدیمی "ما را همه شب"

محمدرضا شجریان » اجراهای خصوصی » مزرع سبز – اجرای خصوصی شجریان، مشکاتیان، موسوی و فرهنگفر به تاریخ ۱ مهر ۵۹

محمدرضا شجریان » اجراهای خصوصی » دل حزین – اجرای خصوصی محمدرضا شجریان و حبیب‌الله بدیعی – ماهور

محسن کرامتی » ۱۸۶ تصنیف قدیمی ۵ » رهاب ۲

هانی نیرو » بازخوانی » ما را همه شب اسپاتیفای

🎜 معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

تصاویر مرتبط در گنجینهٔ گنجور

منتخبی از اشعار سعدی، حافظ و جامی » تصویر ۱۹ کلیات سعدی مصور و مذهب نسخه‌برداری شده در ۹۳۴ هجری قمری شیراز » تصویر ۴۵۶ کلیات سعدی مذهب و مصور نسخه‌برداری شده در ۹۲۶ هجری قمری » تصویر ۵۰۹

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۳۰ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

ناشناس نوشته:

شعر توپی است!

👆☹

ناشناس نوشته:

یادش بخیر خوابگاه جاجرمی سبزوار(سالهای ۷۳ و ۷۴) و زمزمه های محمد فاضلی(لر مرزبالی) -ریکای آملی- که با چه شوری این شعر رو می خوند”ما را همه شب نمی برد خواب …
با خوندن این شعر بیادش می افتم و…میگم :
یک روز صرف بستن دل شد به این وآن/ یک روز هم به کندن دل زین زان گذشت
عسکر قلی زاده -گیلان

👆☹

علی محمدی نوشته:

شاید هم به جای خفته فتنه باشد. فتنه‌ی روزگار؛ معشوق است.

👆☹

آگاه! نوشته:

تصنیف چهره به چهره - آلبوم فریاد - محمد‎رضا شجریان

اجرایِ حافظیه‎..

👆☹

سینا احمدی نوشته:

من این حاشیه رو مینویسم درحالیکه ساعت نزدیک به ۲ بامداده ومن را هم مانند سعدی نمیبرد خواب…واقعا این گونه اشعار انسان را از این کالبد خاکی برمیدارد و به عالمی میبرد که وصف آن زبان آدمی را آتش میزند و انسان سینه سوخته ای میباید تا این حال را با ذل شرحه شرحه او شرح داد… سعدی از عشق محبوبی خوابش نمی برد که گوشه ای از جمال و عظمت بی نهایتش را دریافته و این گونه بی خواب و خور شده…خدایت رحمت کناد

👆☹

شایق نوشته:

با سلام ( ای خفته روزگار دریاب ) سعدی میخواهد خفتگان را بیدار نماید نا شاید این چند روز باقی را دریابند و قدم در راه نهند و با صراط مستقیم به دلدار برسند ( ای که بنجاه رفت و در خوابی مگر این چند روزه دریابی عمر برف است و افتاب تموز اندکی ماند و خواجه غره هنوز )

👆☹

نادر نوشته:

جلاب به ضم ج و لام مشدد معرب گلاب است

👆☹

احمد نوشته:

اوضاع این دنیا کی می خواهد سامانی پیدا نماید , همه شب نمی برد خوابمان …

👆☹

ناصر نوشته:

دوستان عزیز
مقصود شیخ اجل آیا غیر از واقعه کربلا است در این شعر؟
با ابیات دوم و سوم کمی با دقت به این مضمون توجه فرمایید که به نظر حقیر اشاره مستقیم به سست عهدی کوفیان و تشنگی و شهادت ایشان در بادیه است در حالی که آب در نزدیکی ایشان بوده است که از حله به کوفه می رود آب.

👆☹

سامان نوشته:

قطعا غیر از کربلا هست.
کسى که اهل واژگان اسطوره اى خداوندگار سخن سعدى باشه،بااین دید زمینى نگاه نمیکنه.

👆☹

ساسان نوشته:

به پسر ۵ساله‌ام میگم «ما را همه شب نمی‌برد خواب» یعنی چه؟ میگه: یعنی ما جغدیم! :)))

👆☹

مریم سپید نوشته:

کتاب . [ ک ُت ْ تا ] جمع کاتب . نویسندگان و دانایان (لغت نامه ی دهخدا. مشابه همین کلمه در اشعار دیگر سعدی:
معلم کتابی را دیدم در دیار مغرب ترش روی . (گلستان چ یوسفی ص ۱۵۵).

پیر بودی و ره ندانستی
تو نه پیری که طفل کتابی .

👆☹

محجوب نوشته:

این غزل به هیچ وجه در خصوص کربلا نیست به دلایل زیر:
۱- در بیت دوم می فرماید “در بادیه تشنگان بمردند” اگر منظور شاعر امام حسین و یاران او بودند با تعبیری محترمانه تر و زیباتر از انان یاد می کرد و شهادت بخاطر هدفی متعالی را با تشنه مردن در بیابان بیان نمی کرد.
۲- تمثیلها و نصایح سعدی عمومیت و جامعیتی فراتر از یک دین و مذهب خاص دارد و واقعا جهان شمول هستند چو عضوی به درد آورد روزگار…..

👆☹

لولی وش مغموم نوشته:

انصافا دیگه پای سعدی رو به زور وارد این بحثای مذهبی نکنیم

👆☹

مجید نوشته:

دوستان این شعر اکیدا ربطی به واقعه کربلا و شهادت امام حسین و اصحابش نداره،سعدی از فراق و ندیدن روی دوستی شکوه و ناله میکنه در بیت،《مارا همه شب نمیبرد خواب》 ، بی خوابی بخاطر فراق از اون دوست هست و 《ای خفته روزگار دریاب》 دقیقا به اون دوست میگه ای کسی که خودتو به خواب زدی و از من غافلی مرا دریاب، بیت آخری هم که به وضوح اشاره میکنه سعدی رو نمیشه کشت جز با فراق و ندیدن روی دوستانش دوری کردن دوستان ازش،تو بیتی که مربوطش میکنین به واقعه کربلا 《در بادیه تشنگان بمردند از حله به کوفه میرود آب》 منظورشون اینه هرچند آب عظیم فرات از حله به کوفه بره ولی یکی ممکنه از تشنگی تو بادیه جایی که آب نباشه بمیره، داره به اون دوستی که از فراقش ناله میکنه میگه هر چند تو نسبت به من ارادت و دوستی زیادی داشته باشی ولی وقتی نبینمت و ممکنه از دوری رویت بمیرم

👆☹

حسین آزاد نوشته:

استاد شجریان

کنسرت سال ۵۵شیراز با گروه شیدا

نوا

تنها دوبیت اول

باسپاس

👆☹

غلامرضا مقبلی قرایی نوشته:

با سلام بر همه شرح نویسان عزیزودرود برسینااحمدی باشرح برمصرع اول که منظورواقعی سعدی رابیان نمودومصرع دوم بیدار باش سعدی به ماخاکیان بی بهره ازجرعه کاس الکرم ودرخواب غفلت فرورفتگان روزگار است وسلام برکسانی که بیت دوم را اشاره به شهادت لب تشنگان کربلا می داننددرحالی که رودپرآب ازشهر حله عراق به سمت کوفه ودرحوالی کربلادرجریان است که الهی خشک باد.وبه نظربنده منظور دیگری نیست.

👆☹

یاسان نوشته:

در پاسخ دوستمان لازم است بگویم که جلاب در اینجا شربتی است که از آمیختن عسل به گلاب و دیگر مخلفات و پختن و سرد کردنش ساخته میشده. مراد از آن نهایت خوش‌عطری و شیرینی است.

👆☹

یاسان نوشته:

در مورد بحثی که دوستان در مورد درستی اشاره سعدی به واقعه عاشورا داشتند دو نکته به نظرم آمد.
یکی شدت اطمینان و قاطعیت کلام دو گروه مخالف بود که در تضاد با روحیه نقد است و دیگری عدم توجه به صنعت تلمیح در این شعر است که ممکن به نظر می‌رسد و کسی به آن توجهی نشان نداد که در آن صورت میتوان گفت سعدی به هر دو جانب نظرات دوستان توجه داشته یعنی با استفاده از صنعت تلمیح و اشاره ضمنی به یک واقعه غم‌انگیز تاریخی (که همواره مورد احترام اهل تسنن نیز بوده) قصد حسب‌حال و تغرل داشته است.
من به شخصه آدم مذهبی نیستم و تقدسی برای هیچ شخص و واقعه تاریخی قائل نیستم ولی تعصب را چه برای مذهب و چه بر مذهب شایسته نمیدانم

👆☹

بابک نوشته:

کلمه‌ی “کُتّاب” علاوه بر اینکه جمع “کاتب” به معنی “نویسنده” است، به معنی مکتب و مدرسه هم هست. و در اینجا مکتب معنی میده.

👆☹

شاهین نوشته:

قابل توجه دوستان عزیزی که یا در آسمان دنبال معنا میگردند و از زمین زیر پا غافلند حسب عادت جمعی و به مانند آن ستاره شناس بیخبر از حال همسایه و یا میکوشند به هر متنی برخی مفاهیم مذهبی خاص را به زور بخورانند:
چرا کسی به نقشه نگاه نمیکند تا ببیند که فرات پس از فلوجه به دو شاخه تقسیم شده و حله و کوفه هر یک در کنار یکی از این شاخه هایند و هیچ آبی از حله به کوفه نمیرود؟!
حال پیدا کنید منظور شیخ را……..

👆☹

وحیدی نوشته:

“ما را همه شب نمے بَرد خواب”
این کشته ی خویش دریاب

👆☹

زنده دل نوشته:

نمی دونم دوستان چه تاکیدی دارن که بگن شعرا در تضاد بودن با مسائل مذهبی.

درثانی مسئله ای که دوستان و احتمالا سعدی مطرح کردن اصلا مذهبی نیست بیشتر تاریخیه. یه واقعه است.

منصور رو هم بر سر دار کردن و بسیاری از شعرا در موردش صحبت کردن
داستان یوسف که بماند… نمی دونم چرا می خوام مذهب ستیز باشیم؟
و در مقابل برخی می خوان همه چیو مذهبی کنن. بعضی چیزا به نظرم ذاتا مذهبی نیست

👆☹

فروغی نوشته:

سلام به طور کلی سعدی در شعرهاش از آب زیاد حرف میزنه مثل اونجایی که میگه تو قدر آب چه دانی که در کنار فراتی ؟
دلیلش هم دو تاست
یکی این که معشوقه سعدی طبق یکی از منابع در اثر استغاثه فوت شده وبه خاطر رنج روحی ناشی از اون سعدی از آب در شعرهاش زیاد میگه
و دومین دلیل تاثیرپذیری از فرهنگ عرب هاس که بیشتر در سفر با کاروان وتشنگی واین ها بودند ..

👆☹

امیر شاه‌حسینی نوشته:

سعدی رو خیلی زیااااااد دوست دارم، چون در اکثر شعرهاش زبان‌حال آدم رو ارائه می‌کنه. مثلاً همین شعر؛ اکثر مواقعی که شب‌ها بی‌خوابم، این شعر ناخودآگاه ورد زبونمه…

👆☹

م ا نوشته:

@زنده دل
فکر کنم منظور شما از استغاثه،استسقا(بیماری پُرنوشی)بوده است.

👆☹

سعید کشاورزی نوشته:

محال است منظور سعدی امام حسین و یارانش باشند چون عرفان فراتر از مذهب به ذات خداوند می اندیشد

👆☹

پ تا نوشته:

اگر زنده شود و نظرات ما را بخواند خود خنده میکند که تا چقدر ریز بین و جزئی نگر هستیم. و ورای شعر وی مفهوم میتراشیم و معنا گردانی میکنیم، آن یکی گوید از واقعه کربلا و آن یکی از درد معشوق.
در کل هر شعر دو معنا و مفهوم دارد یکی افقی که همان بیت محسوب میشود و دیگری معنا و مفهوم عمودی ؛ یعنی معنای ابیات در ارتباط با هم.
شاید آن دو بیت را بشود به واقعه کربلا ربط داد ولی مفهوم کلی شعر از بی وفایی معشوق است، و به قول دوستان سعی نکنیم به شعرها مذهب بخورانیم.
پ تا

👆☹

محسن فرشاد نوشته:

واژه جلاب (به ضم جیم) در مصرع دوم بیت هفتم:شربتی را گویند حاصل از خوابادن میوه خشک(معمولا انجیرخشک) در آب.

👆☹

ایمان نوشته:

توضیح بیت:
در بادیه تشنگان بمردند / وز حِلّه به کوفه می رود آب

تشنگان در بیابان در اثرِ تشنگی از پای درآمدند . در حالی که آب از حلّه به جانب کوفه روان است . یعنی جایی که بر ساحل فرات واقع شده است و به آب نیازی ندارد . دوستی بالاتر از درستی‌ موقعیت جغرافیایی شهرهای «حله» و «کوفه» در عراق اشاره کردند که عملا دو شاخه مجزا از فرات هستند. ضمنا آبی از یکی به دیگری نمی‌رود. به نظر می رسد که منظور شاعر، همان اصطلاح «زیره به کرمان بردن» است. یعنی یکی در جایی از تشنگی دارد جان می‌سپارد و دیگری از حله به کوفه (که هر بی‌نیاز از آب هستند)، آب می برد.

[ بادیه = صحرا و بیابان / حلّه و کوفه = نام دو شهری در عراق که اولی در جنوب بغداد و دومی در شرق نجفِ اشرف واقع است / آب = مراد رود فرات است ]

منبع: وبسایت «دیدار جان» با تصرف‌ در اصل مطلب.

👆☹

ساغر