گنجور

غزل ۱۷۶

 
سعدی شیرازی
سعدی » دیوان اشعار » غزلیات
 

آن کیست کاندر رفتنش صبر از دل ما می‌برد

ترک از خراسان آمدست از پارس یغما می‌برد

شیراز مشکین می‌کند چون ناف آهوی ختن

گر باد نوروز از سرش بویی به صحرا می‌برد

من پاس دارم تا به روز امشب به جای پاسبان

کان چشم خواب آلوده خواب از دیده ما می‌برد

برتاس در بر می‌کنم یک لحظه بی اندام او

چون خارپشتم گوییا سوزن در اعضا می‌برد

بسیار می‌گفتم که دل با کس نپیوندم ولی

دیدار خوبان اختیار از دست دانا می‌برد

دل برد و تن درداده‌ام ور می‌کشد استاده‌ام

کآخر نداند بیش از این یا می‌کشد یا می‌برد

چون حلقه در گوشم کند هر روز لطفش وعده‌ای

دیگر چو شب نزدیک شد چون زلف در پا می‌برد

حاجت به ترکی نیستش تا در کمند آرد دلی

من خود به رغبت در کمند افتاده‌ام تا می‌برد

هر کو نصیحت می‌کند در روزگار حسن او

دیوانگان عشق را دیگر به سودا می‌برد

وصفش نداند کرد کس دریای شیرینست و بس

سعدی که شوخی می‌کند گوهر به دریا می‌برد

 

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | طیبات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

تصاویر مرتبط در گنجینهٔ گنجور

کلیات سعدی مصور و مذهب نسخه‌برداری شده در ۹۳۴ هجری قمری شیراز » تصویر 500 کلیات سعدی به تصحیح محمدعلی فروغی، چاپخانهٔ بروخیم، ۱۳۲۰، تهران » تصویر 704

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۷ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

الیما در ‫۶ سال و ۱ ماه قبل، پنج شنبه ۲۱ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۶:۴۲ نوشته:

"آن کیست کاندر رفتنش صبر از دل ما می‌برد
ترک از خراسان آمدست از پارس یغما می‌برد
شیراز مشکین می‌کند چون ناف آهوی ختن
گر باد نوروز از سرش بویی به صحرا می‌برد"
برخلاف بسیاری از شعرا که یا متعصبانه از شهر و دیارشان تعریف میکنن و یا به کلی از دیار و سرزمینشان بریده اند سعدی بزرگوار زیبا و بی اغراق درباره شیراز و حال و هوای نوروزیش سخن می گوید.

 

شاهین در ‫۵ سال و ۱۰ ماه قبل، دو شنبه ۱۶ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۱۵:۲۸ نوشته:

در اینجا منظور از «دلبر خراسانی» همان رودکی بزرگ است.

 

تیرازیس در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، پنج شنبه ۱۲ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۲۱:۵۷ نوشته:

واقعاً بی اغراق از شیراز تعریف میکند استاد.
یادمان نرود سعدی بزرگ بر خلاف حافظ بزرگ سالها به سفر بوده و بسیاری از شهرها را دیده است و مقایسه آن برای ایشان آسان است.

 

علی اثیر در ‫۳ سال و ۶ ماه قبل، چهار شنبه ۲۰ دی ۱۳۹۶، ساعت ۲۳:۰۴ نوشته:

با سلم بر دوستان البته جسارت است اما دوستی بیتی ازین شعر را برای من فرستاد و ناخواسته متمایل به سرورن شدم :

الفاظ خوش چون بشنوم از خود شوم بیخود دلا
اما صدا و خوش دلی را ای فلک ارباب برنا می برد
گویند داد هر دهل از دور و از فرسخ خوشست
اما ملاحتهای خوش فریاد سرنا می برد...
درود بر تمامی یاران

 

علی اثیر در ‫۳ سال و ۶ ماه قبل، چهار شنبه ۲۰ دی ۱۳۹۶، ساعت ۲۳:۰۸ نوشته:

با عرض معذرت کلمۀ اشتباه « سرورن» در جملۀ دوم را به
« سرودن » نصحیح کردم

 

علی اثیر در ‫۳ سال و ۶ ماه قبل، چهار شنبه ۲۰ دی ۱۳۹۶، ساعت ۲۳:۱۳ نوشته:

با عرض معذرت مجدد . من درین صفحه بتازگی وارد شده ام . لطفاً مرا برای سومین تصحیح بنده را عفو کنید :
الفاظ خوش چون بشنوم از خود شوم بیخود دلا
اما صدا را ای فلک ارباب برنا می برد
گویند داد هر دهل از دور و از فرسخ خوشست
اما ملاحتهای خوش فریاد سرنا می برد…

 

مصطفی در ‫۱ سال و ۱ ماه قبل، دو شنبه ۵ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۳۴ نوشته:

در بیتی فعل می‌کشد هست، میشود به صورت kashidanخواند؟ در هر دو مصرع این فعل دیده میشود و در هر دو مصرع با فعل بعدی هر دو صورت کشتن و کشیدن همراهی دارد.

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.