جویای تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۳: جویا جواب آن غزل واعظ است این - دلها ز های های غمت خانقاهها
واعظ قزوینی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۹۳: هر سر ز پای کوبی شور تو بقعهای - دلها ز های و هوی غمت خانقاهها
جویای تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۱۸: جویا بطرز آن غزل صائب است این - در کام همچو غنچه نگردد زبان مرا
صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۲۷: از بس گرفت تنگی دل در میان مرا - در کام همچو غنچه نگردد زبان مرا
جویای تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۱۸: جویا بطرز آن غزل صائب است این - در کام همچو غنچه نگردد زبان مرا
صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۲۸: از بس گرفت تنگی دل در میان مرا - در کام همچو غنچه نگردد زبان مرا
جویای تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۴۶۸: بطور آن غزل جویا که گفت استاد من صائب - ادب لب تشنه در آغوش آب کوثرم دارد
صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۲۲: ندارد بزم جانان محرمی محرومتر از من - ادب لب تشنه در آغوش آب کوثرم دارد
جویای تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۵۰۲: به طور آن غزل صائب است این جویا - مگر چراغ ز خود روغنی برون آرد
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۱۲: درین زمانه که امید دست چربی نیست - مگر چراغ ز خود روغنی برون آرد
جویای تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۹۶۱: این به طور آن غزل جویا که واعظ گفته است - خاک غیر از گرد خود بر دیدهٔ دشمن مزن
واعظ قزوینی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۵۲۵: گر ظفر خواهی چو واعظ خاک ره شو خصم را - خاک غیر، از گرد خود، بر دیده دشمن مزن
جویای تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۹۹۳: زبان نکتهسنجی همچو صائب بخش جویا را - خدایا قطرهام را شورش دریا کرامت کن
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۲۲۳: خدایا قطره ام را شورش دریا کرامت کن - دل خون گشته و مژگان خونپالا کرامت کن