چنان فکر میان نازک او لاغرم دارد
که چشم آینه مو از مثال پیکرم دارد
بود فکر محالم خواهش وصل بناگوشی
که در بحر طلب غواص آب گوهرم دارد
ز ننگ احتیاج از دولت درویشی آزادم
مرقع پوش چون طاووس از بال و پرم دارد
هماغوش خیال او بخواب بیخودی رفتم
شمیم نوبهار صدچمن گل بسترم دارد
زفیض بیخودی باشد دلم سیاح عالم ها
که هر دم رفتن از خود در جهان دیگرم دارد
نمی ترسم زعصیان با ولای ساقی کوثر
که از دریای رحمت مایه دامان ترم دارد
شدم یک قطرهٔ خون و چکیدم از سر مژگان
محبت طرفه دستی در فشار پیکرم دارد
بطور آن غزل جویا که گفت استاد من صائب
ادب لب تشنه در آغوش آب کوثرم دارد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احساسات عمیق شاعر است. او دربارهٔ فکر و خیال خود صحبت میکند که به قدری نازک و ظریف است که حتی از آینه خود نیز به او الهام میگیرد. شاعر از نبود ارتباط عاشقانهای که در دل دارد، ابراز ناامیدی میکند و در عین حال به آزادی از نیازهای دنیوی اشاره میکند. او در دنیای خواب و خیال غرق شده و بوی بهار و زیبایی گلها را حس میکند. شاعر به سیر و سفر در عالمهای مختلف فکر میکند و از رحمت و محبت الهی نمیترسد. او از درد عشق مینالد و به یاد استادش صایب میافتد که به آغوش رحمت خداوند امیدوار است. در کل، شعر بویی از رهایی، عشق و پیوند با ماوراء را منتقل میکند.
هوش مصنوعی: او به حدی در فکر و خیال معشوقی لاغر و نازک است که مانند آینهای است که به زیبایی و لطافت او توجه دارد.
هوش مصنوعی: زبان و اندیشه من در پی وصالی است که به واقع محال به نظر میرسد. مانند غواصی که در دریا، به دنبال جواهرات گرانبهاست.
هوش مصنوعی: من از نیاز به قدرت و مقام رهایی یافتهام، مانند طاووسی که با پرهای زیبا خود را زینت میکند، به زندگی ساده و تواضع خود افتخار میکنم.
هوش مصنوعی: در خواب بدون توجه، در آغوش خیال او رفتم و عطر بهار مرا به دنیا پر از گل و گیاه کشاند، جایی که بستر من پر از گلهای زیبای بهاری است.
هوش مصنوعی: روح من از نعمت بیخودی به سیاحتی در دنیای دیگر مشغول است، به گونهای که هر لحظه در حال ترک خودم و ورود به جهانی دیگر هستم.
هوش مصنوعی: من از شورش و نافرمانی نمیترسم، زیرا با حمایت و محبت ساقی کوثر، زندگیام به دریای رحمت وصل است و از آن بهرمند شدهام.
هوش مصنوعی: من تبدیل به یک قطره خون شدم و از چشمانم به خاطر محبت چکیدم. در این حال، دستی به آرامی روی بدنم فشار میآورد.
هوش مصنوعی: به گونهای که در غزل اشاره شده، شاعر به احساسات عمیق خود در مورد ادب و علم اشاره میکند. او در مقایسه با تشنگی لب، به دنبال آگاهی و شناختی است که مانند آب زلال و گوارا به او زندگی میبخشید. در اینجا، آب کوثر نماد معرفت و نیکی است که شاعر آن را در آغوش دارد و این مهم را به عنوان دارایی ارزشمندی میبیند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
به ذوقی تکیه بر شمشیر جسم لاغرم دارد
که شبنم در کنار گل حسد بر بسترم دارد
مگر تیر جفای یار پر در بسترم دارد
که امشب خواب راحت راه بر چشم ترم دارد
محبت اینقدر دارد به قتلم کز پس مردن
به جای خشت تیغش دست در زیر سرم دارد
مرا سوزاند و دست از دامن من دل برنمیدارد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.