گنجور

 
سیدای نسفی
 

شمارهٔ ۱: زهی از طوطی نطقت مرصع بال گویایی - گرفته منشی یونان ز تو منشور دانایی

شمارهٔ ۲ - در صفت شاه نقشبند نور مرقده: ای بر در روضه ات برده فلک التجا - وی ز حریمت شده حاجت مردم روا

شمارهٔ ۳ - در صفت حضرت شاه نقشبند نور مرقده: ای ز قندیل تو روشن دیده خورشید و ماه - ای شده پروانه چوگان تو شمع نگاه

شمارهٔ ۴ - در صفت حضرت شاه نقشبند نور مرقده: رسید امروز ایام گل و شد باغ بزم آرا - برآمد لاله بر کف جام می از دامن صحرا

شمارهٔ ۵: بحمدالله که باز آن خسرو صاحبقران آمد - ظفر چون کرد در دنبال نصرت در عنان آمد

شمارهٔ ۶ - قصیده نوروزی: نوبهار آمد گلستان از پی نشو و نماست - غنچه خسپان چمن را غنچه گل متکاست

شمارهٔ ۷ - نعت: ای حریم روضه ات باشد بهشت عنبرین - پاسبان آستانت روز و شب روح الامین

شمارهٔ ۸ - نعت: ای روضه تو قبله ارباب انس و جان - بام تو را ملایکه عرش پاسبان

شمارهٔ ۹ - فی نعت حضرت خیرالبشر صلی الله و سلم و آله و اصحاب اجمعین: ای به گرد روضه ات هر شب ملایک در طواف - دشمنان را زنگ بسته تیغ باشد در غلاف

شمارهٔ ۱۰ - نعت: نوبهار آمد شکفت از هر سر دیوار گل - خار شد پامال بیرون شد به جای خار گل

شمارهٔ ۱۱ - بهاریات: اول به نام آنکه مبراست از مکان - خلاق وحش و طیر و خداوند انس و جان