گنجور

 
ملا احمد نراقی

ای باد صبا کاش رسانی خبر ما

گاهی به سوی ماه نهان از نظر ما

فریاد که مردیم به جایی که از آنجا

هرگز نرسد جانب یاران خبر ما

ما را بکش از غمزه خونریز و میندیش

در حشر نپرسند ز خون هدر ما

یارا همه بینند جمال تو و خون شد

در حسرت یک نیم نگاهت جگر ما

تا بال و پری بود ز دامت نپریدیم

در کنج قفس ریخت کنون بال و پر ما

آن یار که عمری ست که از ما شده پنهان

روزی بود آیا که درآید ز در ما

در کنج قفس جان بسپردیم به حسرت

فریاد که صیاد نیامد به سر ما

ما سر نکشیم از قدم یار صفایی

تیغ آید اگر از قدم او به سر ما

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
شاه نعمت‌الله ولی

خوش آب حیاتی است روان در نظر ما

عالم همه سیراب شد از رهگذر ما

از دیدهٔ ما آب روانست به هر سو

امید که جاوید بماند اثر ما

عمریست که در گوشهٔ میخانه مقیمیم

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از شاه نعمت‌الله ولی
نسیمی

ای چون فلک از عشق تو سرگشته سر ما

سودای تو زد آتش غم در جگر ما

بودیم هوادار تو پیوسته و باشیم

تا هست نشان تو و باشد اثر ما

بشنو که چه فریاد و فغان در ملکوت است

[...]

جامی

ای خاک ته کفش تو کحل بصر ما

کفشی که زنی بر سر ما تاج سرما

می کن به خبر پرسی ما رنجه لب خویش

زان پیش که پرسی و نیابی خبر ما

پیش از حرم کعبه به کوی تو رسیدیم

[...]

فصیحی هروی

عشق کرم آموز در‌آمد ز در ما

صد قافله غم ریخت ز دل بر جگر ما

کاهل نظری بین که به صد جذب تجلی

هرگز نرسد تا سر مژگان نظر ما

ما ناله ‌فروشان جرس محمل دردیم

[...]

صائب تبریزی

بر چرخ محیط است فروغ نظر ما

ساحل دل دریاست ز آب گهر ما

در نامه ما حرف نسنجیده نباشد

از جیب صدف سفته برآید گهر ما

چون دیده ماهی که نماید ز ته آب

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه