گنجور

 
ملا احمد نراقی

خواب نوشین سحر لقمهٔ چرب سرشب

دعوی عشق خدا اینت عجب اینت عجب

عشق و دیبا و کتان این نبود عاشق را

موی ژولیده کلاه است و تن خسته سلب

سخن از شاه و وزیر و ده و اصطبل و بدل

معنی عشق کسی اشهد بالله کذب

عاشق و دوستی شهر و وطن کفر است این

وطنش کوی حبیب است چه شام و چه حلب

جام اگر از کف یار است چه آدینه چه سبت

می گر از دست نگار است چه شعبان چه رجب

شیوه ی عاشقی ار میطلبی رو بشنو

نقل فرهاد عجم قصه ی مجنون عرب

هر کجا قامت رعنا رخ زیبا بینی

دل در او بند و مپرسش زحسب یا زنسب

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
قطران تبریزی

ز پی آفت هر چیز پدید است سبب

سبب آفت من فرقت آن سیم غبب

گر سوی دیده من خواب نیاید نه شگفت

ور طرب سوی دل من نگراید نه عجب

کاندر آن بستد اندوه و غمش معدن خواب

[...]

سنایی

عربی‌وار دلم برد یکی ماه عرب

آب صفوت پسری چه زنخی شکر لب

کله بر گلبن او راست چو بر لاله سواد

مژه بر نرگس او راست چو بر خار رطب

ناصیت راست چو بر تختهٔ کافورین مشک

[...]

ادیب صابر

آسمانی است فروزنده به رایی صایب

آفتابی است درفشنده به عزمی ثاقب

تحفه صدر نبوت شرف دین خدا

بومحمد حسن بن علی بوطالب

چون قدر هیبت او بر همه اعدا قاهر

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه