جلوهای از قامتش تا دل تمنا میکند
تا قیامت آرزو خون در دل ما میکند
غمزهاش مستان رقم بر غارت جان میکشد
خندهاش خون در دل خضر و مسیحا میکند
زردی رخسار ما از راز دل پوشیده نیست
جمله را اظهار و ما را صبر رسوا میکند
غافل از تنهانشین بزم غم شاها مباش
عیش عالم را به کام خویش تنها میکند
بینشانی را که نتوان داد از جایش نشان
هر که در خود گم شود البته پیدا میکند
جز دلت جام و جمی در انفس و آفاق نیست
دیده هم از دولت این دل تماشا میکند
قفل وسواس خرد را با جنون باید شکست
کی کلیدان قفل در هم رفته را وا میکند
چرخ مینارنگ از اسباب موروثی پر است
خوشدل آن رندی که حرف جام مینا میکند
باده بر دیوانه در هر مذهبی باشد حلال
واعظ ما غیبت مجذوب بیجا میکند



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
از رضی الملک الحق شرمساری حاصلست
بس که اندر حقّ من لطف و کرمها میکند
لیک تا فصل خزان آغاز دم سردی نهاد
گوییا کآن دم سرایت با تن ما میکند
در خوی خجلت غرق گردد سراپایم همی
[...]
آفتابی از شکاف ابر ایما میکند
عاشقان را در هوا چون ذره رسوا میکند
باز در زیر نقاب فستقی رخسار گل
مینماید بلبلان را مست و شیدا میکند
لعل او با من به لطف و خنده میگوید سخن
[...]
دلبر سرمست ما عزمی به دریا میکند
منع نتوان کردنش چون میل مأوا میکند
چشم ما پر آب کرده خوش نشسته در نظر
این عنایت بین که او با دیدهٔ ما میکند
آفتاب حسن او هرجا که بنماید جمال
[...]
صانع بیچون که این عالم هویدا میکند
این همه قدرت ز صنع خویش پیدا میکند
چون درست مهر پنهان میکند
دامن گردون پر از لؤلؤ لالا میکند
در شب تاریک بهر روشنایی در سپهر
[...]
گوهر اشکم که راز دل هویدا میکند
ز آن نشد پنهان که بازش دیده پیدا میکند
اشک اگر بیوجه ریزد آبروی ما رواست
چون به رو میآید آخر آنچه با ما میکند
نافه گر برد از خطت عطری به صد خون جگر
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.