در ازل سنبل گیسوی ترا شانه زدند
رقم شیفتگی بر من دیوانه زدند
من ازان روز خرابم که به خلوت گه حسن
سرمه ی ناز بر آن نرگس مستانه زدند
قبله ی راهب صد ساله شد از معجزه ات
شکل ابروی تو چون بر در میخانه زدند
غمزه آرام مرا در سیه زلف ربود
کاروان را به شب آن نرگس مستانه زدند
آب شمع رخ تو زلف شب آراست ولی
آتشی بود که در هستی پروانه زدند
خاک شو گر طلب پرتو انوار کنی
جالب آن است که این فیض به ویرانه زدند
زاهد از باده کشی منع «وفایی» چه کنی؟
کز ازل آب و گلش بر در میخانه زدند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی و جذابیت معشوق میپردازد و نشاندهنده عشق و شیدایی شاعر نسبت به اوست. شاعر به توصیف ویژگیهای معشوق، مانند گیسوان و ابروها، میپردازد و بیان میکند که از روزی که عاشق شده، روحش خراب شده است. او به تأثیرات عشق اشاره دارد، از جمله اینکه چگونه چشمنواز و غمزههای معشوق او را اسیر کردهاند. شاعر همچنین مضمونهای عرفانی و عمیقتری را مطرح میکند، از جمله تأثیر عشق در زندگی و اینکه حتی زاهدان نیز از این عشق و زیبایی بینصیب نماندهاند. در نهایت، شاعر به جستجوی نور و حقیقت در برزخ و ویرانی اشاره کرده و تأکید میکند که عشق و زیبایی واقعی به جاودانگی میانجامد.
هوش مصنوعی: در آغاز دنیا، زیبایی گیسوی تو را به گونهای خاص آراستند و این عشق و شیفتگی را بر من دیوانه نقش زدند.
هوش مصنوعی: از آن روزی که در مکانی خصوصی، زیبایی و ناز آن نرگس مستانه را با سرمه آراسته دیدم، دلم خراب و دلباخته شد.
هوش مصنوعی: عبارت اشاره دارد به این که شخصی با دیدن زیبایی و جذابیت ابروهای فردی خاص، به نوعی دچار تغییر رویه و تحول روحی میشود. به طوری که حتی یک راهب که سالها به عبادت و زندگی زاهدانه مشغول بوده، تحت تأثیر آن زیبایی قرار میگیرد و به سوی میخانه و لذتهای دنیوی سوق داده میشود. اینجا زیبایی به عنوان یک نیروی فوقالعاده و تاثیرگذار که میتواند مسیر زندگی افراد را دگرگون کند، به تصویر کشیده شده است.
هوش مصنوعی: نگاه فریبندهات با آرامش مرا به خود جذب کرد و کاروان خواب را در شب به پرچم سیاه زلف آن چشمهای مست برد.
هوش مصنوعی: روشنی آب شمعی که به خاطر زیبایی چهره تو پدید آمده، در واقع آتشی بود که در وجود پروانه افکنده شد.
هوش مصنوعی: بیا خاک شو و خود را در راه رسیدن به نور و روشنایی از بین ببر. جالب است که این فیض و نعمت به ویرانهها نیز سرایت کرده است.
هوش مصنوعی: زاهد، تو چه میتوانی بگویی درباره منع کردن از شرابنوشی؟ از آغاز آفرینش، وجود او از جنس آب و گل، به درِ میخانه تعلق دارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دوش مرغان چمن نعرهٔ مستانه زدند
آتشی در دل شوریدهٔ دیوانه زدند
زاهدان خیمهٔ عشرت سوی میخانه زدند
خیز کز باد صبا زلف سمن شانه زدند
دوش دیدم که ملایک دَرِ میخانه زدند
گِلِ آدم بِسِرشتَند و به پیمانه زدند
ساکنانِ حرمِ سِتْر و عِفافِ ملکوت
با منِ راهنشین بادهٔ مستانه زدند
آسمان بارِ امانت نتوانست کشید
[...]
عاشقان را چو صلا جانب می خانه زدند
آتشی بود که اندر دل دیوانه زدند
در تمنای تو عشاق ز پای افتاده
مست گشتند و ز مستی کف مستانه زدند
عکس ساقی چو درین باده صافی افتاد
[...]
صبحدم دردکشان نقب به میخانه زدند
بوسه بر یاد لبت بر لب پیمانه زدند
زاهدان سبحه به کف عازم آن بزم شدند
رقم نقل چو بر سبحه صد دانه زدند
صوفیان را دهن از ورد سحر بربستند
[...]
صبح رندان صبوحی در میخانه زدند
در خرابات مغان ساغر مستانه زدند
می رنگین به خم عشق که بد مالامال
دوره کرده قدح و جام به پیمانه زدند
رازهایی که شنیدن نتوانست ملک
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.