گنجور

رباعی شمارهٔ ۱۷

 
خیام
خیام » رباعیات
 

این کهنه رباط را که عالم نام است

و آرامگه ابلق صبح و شام است

بزمی‌ست که وامانده صد جمشید است

قصریست که تکیه‌گاه صد بهرام است

 


با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۱ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

داوود نوشته:

باز هم اشاره به ناپایداری هستی

👆☹

علی نوشته:

پیرو سخنان دوست عزیز داود:
این دنیا سالهاست که پابرجاست و دائم مرگ و زندگی نو در آن در جریان است و همه چیز در این دنیا می ماند بجز خود انسان که اوست که در این دنیا مسافری بیش نیست.

👆☹

hooshang haghbin نوشته:

آیا عالم آرامگه زمان است یا زمان آرامگه عالم؟

👆☹

مجتب نوشته:

کاخیست که تکیه گاه صد بهرام است

نوشتید قصریست که تکیه گاه صد بهرام است کاخ به مضمون سروده های خیام بیشتر میخوره و بعضی کتاب ها کاخ را ذکر کردند

👆☹

داود نوشته:

معنای دیگر جمشید، خورشید است.
بهرام نیز نام دیگر سیاره مریخ است.
و با توجه به اینکه خیام کلمه عالم را ذکر است مقصودش فقط زمین و پادشاهی جمشید و بهرام نبوده است از لحاظ دیگر چون خود خیام منجم هم بوده این رباعی معنای شگرف دیگری را هم مد نظر دارد با این مضمون:
که این عالم صدها ستاره مانند خورشید و صدها سیاره مانند مریخ داشته است و دارد…

👆☹

حمید نوشته:

این دنیای کهن شاهد بی نهایت روزوشت بوده،

👆☹

م.ب نوشته:

اشاره به ناپیداری هستی نیست بلکه منظورش به تکرار بودن جهان است و اینکه قدرت از یک نفر به نفری دیگر میرسد.

👆☹

... نوشته:

در واقع منظور جناب خیام این بوده که زمان دنیا کوتاه هستش و کسی در این دنیا هم نمی مونه.
در مصراع اول دنیا به کاروان سرا که محل رفت و آمد موقت هست تشبیه شده.

👆☹

امیر نیکنام پیرزاده نوشته:

صحیح بیت دوم اینست:
بزمی است که وامانده صد جمشید است
گوریست که خوابگاه صد بهرام است

👆☹

بهرام مشهور نوشته:

اصل رباعی را که خودتان نوشته اید کاملاً درست است

👆☹

ساکت نوشته:

کلید فهم این رباعی کلمه رباط در مصرع اول است، چرا که تشبیه عالم به رباط به عنوان مکان آمد و شد انسانها در ادامه نیز مورد توجه قرار گرفته است. از دیگر نکات مصرع اول به کار رفتن وصف کهنه برای رباط یا همان عالم است که با یافته‌های دانشمندان معاصر مبنی بر قدمت عالم هماهنگ است. نکته بعدی مربوط به کلمه ابلق در مصرع دوم است. یکی از معانی ابلق اسبی است که دو رنگ دارد و در اینجا منظور شب (سیاه) و روز (سپید) است که جهان یا همان رباط آرامگاه این ابلق به شمار میرود. مصرع سوم و چهارم بر مطالب گذشته یعنی کهنه و قدیم بودن این جهان و گذرا و موقتی بودن آن تأکید کرده و پادشاهان بزرگی چون جمشید و بهرام را نام میبرد که از بزم آنان و از قصری که در آن بر اریکه قدرت تکیه میزدند چیزی بر جای نمانده است.

👆☹

دریای سخن - دریای شعر فارسی برای اندروید