گنجور

شمارهٔ ۶۰

 
همام تبریزی
همام تبریزی » غزلیات
 

چو رخسارت گل رنگین نباشد

شکر چون لعل تو شیرین نباشد

بدیدم عارض و روی تو گفتم

بدین خوبی گل و نسرین نباشد

نهان داری میان لعل پروین

به لعل اندر نان پروین نباشد

وفا می کن به رغم خوب رویان

که خوبان را وفا آیین نباشد

مکن جور و جفا برما ازین بیش

جفا بر عاشقان چندین نباشد

اگر چه عاشقان بسیار داری

ولی چون من یکی مسکین نباشد

مرا ای خسرو خوبان چو فرهاد

نصیبی زان لب شیرین نباشد

سری را کاستانت گشت بالین

دگر او را سر بالین نباشد

مرا روزی به دست آید شب وصل

ولیکن چون شب دوشین نباشد

کسی کا جز به وصلت شادمان نیست

چرا در هجر تو غمگین نباشد

همام اندر غزل در می چکاند

ز تو باری کم از تحسین نباشد



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعلین فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید