گنجور

شمارهٔ ۲۰۵

 
همام تبریزی
همام تبریزی » غزلیات
 

لا از تشنگی بمردم ای آب زندگانی

چون نیستی در آتش احوال ما چه دانی

ما را اگر نخوانی سلطان وقت خویشی

درویش را همین بس کز پیش در نرانی

این نوبهار خوبی تا جاودان نماند

در یاب عاشقان را کامروز می توانی

با دوستان همدم با همده بان محرم

گریک نفس برآری آن است زندگانی

منگر در آب ترسم گر روی خود ببینی

بروای ما نداری حیران خود بمانی

خوش بو تر از نسیمی در صبح نو بهاری

شیرینتر از حیاتی در موسم جوانی

ما را اگر تو باشی ملک جهان چه باشد

این است پادشاهی و اقبال و کامرانی

بر رهگذر که آبی بنگر به زیر چشمم

وه گر بود سلامی در زیر لب نهانی

یک دم وصال رویت بی زحمت رقیبان

پیش همام خوشتر از عیش جاودانی



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پدرام نوشته:

به نظر می رسد واژه “لا” در ابتدای بیت اول اضافه باشد

👆☹

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.