گنجور

شمارهٔ ۱۲

 
همام تبریزی
همام تبریزی » غزلیات
 

بدیدم چشم مستت رفتم از دست

گوان را بر دلی کو یا نبی مست

دلم خود رفت و می دانم که روزی

بمهرت هم بشی خوشیانم از دست

به آب زندگی ای خوش عبارت

لوانت لاو، آج من دیل ویان بست

دمی بر عاشق خود مهربان باش

کژی سر مهر ورزی کست بو گست

اگر روزی نبینم روی خوبت

بشان شهرانره او سر زنان دست

به مهرت گر همام از جان بر آید

مواژش کان یوان بمرت و وارست

گرم خا وا کری بشتم بوینی

بیویت خته بوم ژاهنام سرمست



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

ایرانی نوشته:

به اینگونه اشعار ملمع می گویند یعنی شعری که به دو زبان یا بیشتر باشد ؛ مصرعی به زبانی و مصرع دیگر به زبان دیگر. این غزل هم به دو زبان پهلوی ( فارسی میانه ) و فارسی دری یا نو نوشته شده است.

👆☹

ایرانی نوشته:

این غزل همام مدرکی است تاریخی و ادبی و دلیلی منطقی و پذیرفتنی برای اثبات این نکته که زبان مردم قدیم آذربایجان فارسی میانه ( زبان پهلوی ) بوده است.

👆☹

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.