گنجور

 
وحشی بافقی
 

مریض عشق اگر سد بود علاج یکیست

مرض یکی و طبیعت یکی، مزاج یکیست

تمام در طلب وصل و وصل می‌طلبیم

اگر یکیم و اگر سد که احتیاج یکیست

اگر چه مانده اسیر است همچنان خوش باش

که منتهای ره کاروان حاج یکیست

فریب تاج مرصع مده به سربازان

که ترک سر بر این جمع و ننگ تاج یکیست

همین منادی عشقست در درون خراب

که آنکه می‌دهد این ملک را رواج یکیست

چه جای زحمت و راحت که پیش پای طلب

حریر نسترن و نشتر زجاج یکیست

بجز فساد مجو وحشی از طبیعت دهر

که وضع عنصر و تألیف امتزاج یکیست

حاشیه‌ها

تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

jamshid در ‫۱۰ سال و ۱۲ ماه قبل، سه شنبه ۲۵ آبان ۱۳۸۹، ساعت ۲۰:۰۶ نوشته:

لغت سد در بئت اول بایستی صد نوشته شود

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
ناشناس در ‫۱۰ سال و ۱۲ ماه قبل، سه شنبه ۲۵ آبان ۱۳۸۹، ساعت ۲۰:۰۸ نوشته:

لغت سد در بیت اول بایستی صد نوشته شود

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
Jamshid در ‫۱۰ سال و ۱۲ ماه قبل، سه شنبه ۲۵ آبان ۱۳۸۹، ساعت ۲۰:۱۰ نوشته:

لغت سد در بیت اول بایستی صد نوشته شود

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
Jamshid در ‫۱۰ سال و ۱۲ ماه قبل، سه شنبه ۲۵ آبان ۱۳۸۹، ساعت ۲۰:۱۶ نوشته:

لغت سد در بیت دوم بایستی صد نوشته شود(منظور عدد صد)

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.