گنجور

حاشیه‌گذاری‌های سید محسن

سید محسن 🌐

مدتها در گنجور نسبت به تصحیح لغات از نظر املا فعالیت کرده ام--و به ادبیات فارسی علاقمند هستم.


سید محسن در ‫۴ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۶ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۰۸ دربارهٔ عمان سامانی » گنجینة الاسرار » بخش ۱۲:

درود بر ادیبان---بر شمردن مشکلات و سختی های انبیا و اولیا بیشتر به منظور بالا بردن ظرفیت مردم در ستم کشی و تحمل بدبختی هایشان است .تا از این راه شاهان و شاهزادگان ستمگر قاجار بتوانند بیشتر عیش و نوش بکنند و مردم هم با خیال اینکه این ستمگران از اولیا وانبیا نیستند و کارشان به دوزخ میرسد آنها را رها کنند.

 

سید محسن در ‫۴ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۶ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۵۹ دربارهٔ عمان سامانی » گنجینة الاسرار » بخش ۹:

درود بر ادیبان---اساسا این دیدگاه و اینکه عاشقان خداوند دچار انواع دردها و مصیبت ها میشود متعلق به یک دوران خاص فرهنگی بوده که مردم از دانائی و وظیفه چندان آگاهی نداشتند و شاعر های درباری برآن بودند که بدبختی و ستم کشی مردمان را مشیت الهی قلمداد کنند و از طرفی هم مردم ستم کش و نا امید را عاشق خدا بدانند و از این راه توانستند بیش از صد سال مردم را از تفکر و لعقل باز دارند و آنها را بنده خدای تصورات خود بنمایند.خدائی که خالق شرینی و آب زلال است هرگز بنده اش را به عمد به خوردن آب تلخ دستور نمی دهد مگر به مجازات گناهانی که میکنند . پس وصف تلخکامی ها و شکست ها و مصیبت های مردم زمانه وآنرا بخدا نسبت دادن کمال ناسپاسی نسبت به خداوند و منتهی نوکری به دربار حاکمان است

 

سید محسن در ‫۴ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۶ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۵۰ دربارهٔ عمان سامانی » گنجینة الاسرار » بخش ۸:

درود بر ادیبان عزیز---صحبت از عشق است و مراحل آن پس این مصرع خلاف روند ابیات و نادرست است----عشق را مکره هوس را مایل است----شاید درستش این باشد
هوس را مکره و عشق را مایل است

 

سید محسن در ‫۴ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۶ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۴۶ دربارهٔ عمان سامانی » گنجینة الاسرار » بخش ۷:

وز لب من گفت و ز پای من سماع----درست است

 

سید محسن در ‫۴ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۶ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۳۸ دربارهٔ عمان سامانی » گنجینة الاسرار » بخش ۵:

درود بر ادیبان عزیز---جناب آفریده خطاب شعر از کسی بخودش می باشد او میگوید ای عاشق داخل شو و بعد به معشوق میگوید سر من گوی تست .پس با چوگانت گوی را بزن---یعنی من اماده جانفشانی و سر دادن در راه تو هستم

 

سید محسن در ‫۴ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۶ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۳۳ دربارهٔ رهی معیری » ابیات پراکنده » بی‌نصیب:

درود بر ادیبان--مفاخره و گلایه در بین شعرا معمول و مرسوم است و رهی در این بیت هم از زمانه گلایه دارد و هم به طبع خودش فخر میکند

 

سید محسن در ‫۴ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۶ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۳۰ دربارهٔ رهی معیری » ابیات پراکنده » نیرنگ نسیم:

درود بر ادیبان---با مطالعه معنای (زلق)متوجه میشویم که کلمه(زلف) در بیت مربوطه درست تر و مناسب تر است

 

سید محسن در ‫۴ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۲۴ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۲۵ دربارهٔ رهی معیری » منظومه‌ها » سوگند:

سوی سرو و لاله و شمشاد رفت-----درست است

 

سید محسن در ‫۴ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۲۴ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۲۲ دربارهٔ رهی معیری » منظومه‌ها » گنجینهٔ دل:

درود بر ادیبان عزیز--آقای مجرد زاده عزیز بعضی اشتباههای تحریری آزارندهاند-----درست است
آقای م.قلمزن---بدون هیچ نشانی حرفهائی فرموده ایی طرف فرمایش شما چه کس و یا کسانی هستند---مگر اینجا منبر است که فکر کنید چون عربی میگوئید پس دیگر نیازی به اثبات نیست..این کلمات عربی روایت و حدیث نیست حتی اگر هم بگویند هست جعلی است

 

سید محسن در ‫۴ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۰۰ دربارهٔ رهی معیری » منظومه‌ها » خلقت زن:

درود بر تمام عزیزان---اینکه نازک دلان هر جمله و کلمه نامانوس را وهن آمیز بدانند خیلی معموله اما در بین ادیبان کم یاب است. رهی اول به زن بطور کلی تاخته،چرا که ظاهرا خانمی به او بی مهری روا داشته و یا رهی فکر میکرده در بند اوست.بعد به گوناگونی خلقت زن پرداخته که الزاما توهین آمیز نیست و تقریبا خصوصیات کتاب کلیله و دمنه را که به جانداران نسبت داده شده در وجود زن بر شمرده...نکته قابل توجه اینکه مردان را تبرئه نکرده و کلا مقایسه نکرده. در بیت یکی مانده به آخر اشعار هم به این موضوع اشاره کرده که مرد در شب زفاف اگر عروس مهر شده داشته باشه خوشبخته .و این ستایش عفاف و پاکی است و مطلب دیگر اینکه کارت حضرت فاطمه و مادر را در هر موضوعی رو نکنید این کار شما را بهتر و فهمیده تر نشان نمی دهد بلکه آنها را کوچک میکند

 

سید محسن در ‫۴ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۳۶ دربارهٔ رهی معیری » رباعیها » لعل ناب:

درود بر شما----صراحی-- می--- مانند ابر که باران میبارد نعمت است و قدح شراب مانند آفتاب روشنی و معرفت در خود دارد
تقدیم به منتقدان و ادیبان عزیز

 

سید محسن در ‫۴ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۲۷ دربارهٔ رهی معیری » چند قطعه » قطعهٔ ۵۲ - شور وطن:

زان بود ارباب ،کان ارباب را نوکر بود
درست است

 

سید محسن در ‫۴ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۲۳ دربارهٔ رهی معیری » چند قطعه » قطعهٔ ۴۹ - باور مکن:

وربگوید سنگ پشت بی نوا
با عرض معذرت درست است

 

سید محسن در ‫۴ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۰۲:۰۸ دربارهٔ رهی معیری » چند قطعه » قطعهٔ ۴۹ - باور مکن:

دیو اگر گوید که حورم.......------
ور بگوید شنگ پشت بی نوا....------
زیرا که هذیان گفته است، بشنو و باور مکن
درست است

 

سید محسن در ‫۴ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۲۲ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۲۵ دربارهٔ رهی معیری » چند قطعه » قطعهٔ ۲۶ - دلدادگان من (اقتباس از ترانه‌های بیلیتس):

آتشین پاره های بیجاده------
خواستار شوم زکشی و ناز----
درست است

 

سید محسن در ‫۴ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۱۵ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۰۸ دربارهٔ رهی معیری » غزلها - جلد چهارم » سیه مست:

درود بر شما-----مصرع دوم بیت آخر اینگونه خوانده میشود
گر، --- نه --- ای بیدرد،----اشک گرم و آه سرد کو؟

 

سید محسن در ‫۴ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۲ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۴۲ دربارهٔ رهی معیری » غزلها - جلد سوم » پردهٔ نیلی:

درود بر ادیبان عزیز---شاعر میفرماید که من به مرحله ائی رسیده ام که به خورشید حیات بخش نیاز ندارم و این معجزه را که زیباست به حضرت مسیح واگذار میکنم تا او بتواند با معجزه اش مرده ها را زنده کند.....احتمالا او پنهانی گفته که من به خدا هم نیاز ندارم --خدا باشد برای عیسی که مرده ها را زنده کند.من دیگر زندگی را نمی خواهم.

 

سید محسن در ‫۴ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۲ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۰۷:۲۷ دربارهٔ رهی معیری » غزلها - جلد دوم » شب‌زنده‌دار:

درود بر عزیزان-----نسپاری درست است----کلمه (گر) میگه اگر عاشق نشوی دیگر گریه بی اختیار نداری

 

سید محسن در ‫۴ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۲۵ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۵۹ دربارهٔ رهی معیری » غزلها - جلد دوم » خاک شیراز:

درود بر ادیبان عزیز---شمع سحر یک ترکیب است و کاملا صحیح در شعر آمده است---در سحرز معمولا شمعها کوتاه شده و نزدیک به آخر هستند و از طرفی هم صبح نزدیک است و دیگر به شمع نیازی نیست---پس گریه شمع که در اطرافش جمع شده با خنده شمع که خوشحال است که خاموش میشود و دیگر نمی سوزد با هم توام میشود. و شاعر پایان عمر خود را استقبال کرده و گفته دنیا دیگر به من نیازی ندارد.

 

سید محسن در ‫۴ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۲۵ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۱۷:۲۳ دربارهٔ رهی معیری » غزلها - جلد دوم » کوی می‌فروش:

درود برعزیزان شعر دوست---جناب مهدی یگانه---عنایت بفرمائید در ادبیات فارسی کلمه خرقه پوشان یک کلمه عام است و به نحله و قشری منحصر نیست---خرقه پوشان همان دست کشیدگان از دنیا هستند که گاهی با فریب این کار را میکنند.
خود فروشان هم به معنای ستایش کنندگان و مداحان و شاعرانی است که مدح قدرتمندان میکنند.
شما دقت بفرمائید چگونه مصرع اول یک بیت با مصرع دوم یک بیت دیگر میتواند ربط مستقیم داشته باشد؟

 

۱
۵
۶
۷
۸
۹
۳۲