گنجور

حاشیه‌ها

نگین شکروی در ‫۱۷ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۹ آذر ۱۳۸۷، ساعت ۱۹:۲۷ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۲:

بادرودوسپاس فراوان
کلمه ی صد به صورت سد قابل نوشتن است و هردو یکی است.در بیشتر فرهنگ های فارسی میتوانید مشاهده فرمایید

کامیار در ‫۱۷ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۹ آذر ۱۳۸۷، ساعت ۱۶:۱۰ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱۵:

در مصرع دوم ازبیت اول باید نوشت..
صد بوسهی مهر بر جبین میزندش

با سپاس
---
پاسخ: با تشکر، نسخه‏ی تصحیحی «محمدعلی فروغی/قاسم غنی» همین است (...صد ز مهر ...)، به همین لحاظ تغییری اعمال نشد.

همیرضا در ‫۱۷ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۸ آذر ۱۳۸۷، ساعت ۱۱:۲۳ دربارهٔ ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۷۳:

در اولین مصرع «چون» با «چو» جایگزین شد.

همیرضا در ‫۱۷ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۸ آذر ۱۳۸۷، ساعت ۱۰:۱۸ دربارهٔ انوری » دیوان اشعار » مقطعات » شمارهٔ ۳۶۴ - در نصیحت:

در اولین مصرع «تکلیف» با «تکلف» جایگزین شد (حدسی).

همیرضا در ‫۱۷ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۷ آذر ۱۳۸۷، ساعت ۲۲:۰۷ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۷۱۴:

@کیانوش:
نحوه‏ی نگارش «تر سایی» را درست کردم، اما به نظرم «لب تر سایی» هم درست می‏تواند باشد به شرط آن که را «لب» را به «تر» نچسبانید و بعد از خواندن «لب ِ» مکث داشته باشید (در واقع «لب ِ» را مانند «لبی» بخوانید).

کیانوش در ‫۱۷ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۷ آذر ۱۳۸۷، ساعت ۰۹:۰۹ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۶۵۰:

این رباعی منسوب به خیام هست نه ابوسعید

کیانوش در ‫۱۷ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۷ آذر ۱۳۸۷، ساعت ۰۸:۵۷ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۷۱۴:

سلام
وزن مصرع چهارم موزون نیست...باید ودرایش بشه "لبی تر سایی"
ممنون

A.SArjmand در ‫۱۷ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۷ آذر ۱۳۸۷، ساعت ۰۷:۱۸ دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۵:

تصور می کنم کامیار و داریوش استناد به متن آواز استاد شجریان میکنند که گل خیر آشنایی دچار تحریف آوایی شده است.

همیرضا در ‫۱۷ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۶ آذر ۱۳۸۷، ساعت ۱۷:۳۹ دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۵:

@مژده:
چاپی که من از مواعظ سعدی در اختیار دارم و به تصحیح محمدعلی فروغی است، مطابق با نقل متن است (عقابان می‏درد ...). منبع شما چه تصحیحی از کلیات سعدی است؟

همیرضا در ‫۱۷ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۶ آذر ۱۳۸۷، ساعت ۱۷:۳۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۰:

@عباس:
در نسخه‏ی قزوینی-غنی همین ثبت شده (آیینه‏ی شاهی)، در پاورقی، نقل نسخه‏ی بدلی هم نیامده. چاپی که من در اختیار دارم واژه‏نامه‏ای دارد که بر اساس یادداشتهای علامه قزوینی تهیه شده و اتفاقاً در آن واژه‏نامه، ترکیب «آیینه‏ی شاهی» هم وجود دارد و در معنی آن آمده:
آیینه‏ی شاهی: یعنی آن دل که آیینه‏ی خدایی دارد.
و به عنوان شاهد همین بیت را آورده.

مژده در ‫۱۷ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۶ آذر ۱۳۸۷، ساعت ۱۶:۵۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۳:

صورت صحیح مصرع دوم بیت اول:
خاک وجود ما را گرد عدم برآید
صورت صحیح مصرع دوم بیت ماقبل آخر:
گر غم غم تو باشد آن نیز هم برآید

مژده در ‫۱۷ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۶ آذر ۱۳۸۷، ساعت ۱۶:۳۸ دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۵:

صورت صحیح بیت دوم اینگونه است:
عقابان تیزچنگالند و بازان آهنین پنجه
تو را باری چنین بهتر که با عصفور بنشینی

همیرضا در ‫۱۷ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۶ آذر ۱۳۸۷، ساعت ۰۷:۲۹ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۷۴:

@شمس الدین.ه:
صورت مورد نظر شما یک رکن «فاعلاتن» نسبت به وزن کل شعر کم دارد در حالی که صورت حاضر با وزن کل شعر مطابقت دارد. بنابراین صورت پیشنهادی شما درست نیست.

ف-ش در ‫۱۷ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۶ آذر ۱۳۸۷، ساعت ۰۷:۱۶ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۳:

در این رباعی اهل بهشت یا جهنم بودن به آفریننده نسبت داده شده واین در نهایت درست است چه اختیار اندک انسانها راهم آفریننده مقدر کرده وهمه اش به او بر میگردد وجالب ایتکه درقرآن هم همه اینها به خدا نسبت داده شده است در مورد اختیارمولوی گوید:
اینکه گوئی این کنم یاآن کنم
این دلیل اختیا ر است ای صنم
واما درمورد شادی نقد ی ونسیه بودن بهشت :
اگر این شادی به معنی آزادی از اسارت غم ها باشد مورد تائید همه اهل معرفت است واصلا به منزله راندن روح بسوی بهشت است
واگر شادی عکی العمل رنجها ی روانی وخود فریبی باشد آنسوی سکه رنج وتقویت کننده آنست واینگونه سرخوشیها لاجرم قابل نفی است ولو دلخوشی به بهشت باشد وخوشگذرانی مورد نظر یک عزیز(م-ب)شکل اول آن باید باشد

عباس در ‫۱۷ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۶ آذر ۱۳۸۷، ساعت ۰۵:۱۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۰:

دل که آیینه شاهیست غباری دارد
بیت بالا اشتباه درج گردیده است!!!!
و این بیت باید اینگونه نگاشته می‏شد:
دل که آیینه صافیست غباری دارد

شمس الدین.ه در ‫۱۷ سال و ۵ ماه قبل، سه‌شنبه ۵ آذر ۱۳۸۷، ساعت ۲۳:۴۷ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۷۴:

در مصرع دوم "عشق "دوم و "مرد" دوم زیادی است
صحیح آن چنین است:
چیست عشق و کیست مرد و درد چیست

رسته در ‫۱۷ سال و ۵ ماه قبل، سه‌شنبه ۵ آذر ۱۳۸۷، ساعت ۱۸:۰۱ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۲۰۲ - ذکرخیال بد اندیشیدن قاصر فهمان:

موضوع: تصحیح به دون مدرک
مثنوی چاپ نیکلسون در پیش روی من است و بیت 4235 آن چنین است:
از مقامات تبتّل تا فنا
پایه پایه تا ملاقات خدا
ممکن است که نوشته ی آقای مسعود اقالیمی هم مطابق نسخه ی دیگری باشد ولی ایشان منبعی را ذکر نکرده اند و مطابق قاعده ای که خود شما گذاشته اید به دون ذکر منبع نمی بایستی این تصحیح را انجام می دادید.
---
پاسخ: ممنون! «پله پله» را از متن برداشتم و «پایه پایه» را بازگرداندم. جهت سهولت جستجو و یافته شدن بیت برای کسانی که عبارت معروف «پله پله تا ملاقات خدا» را جستجو می‏کنند «پله پله» را به صورت عبارت جایگزین باقی گذاشتم.

شمس الدین در ‫۱۷ سال و ۵ ماه قبل، سه‌شنبه ۵ آذر ۱۳۸۷، ساعت ۱۴:۰۱ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۹:

در مصرع ششم "به هر "اشتباه و" بهر "با قتح" با "صحیح است .یعنی از بهرصید پشه تو را طعن میکنند .بهر صید پشه دنباله مصرع قبل است .
در مصرع هشتم ویرگول باید بعد از "بر گذر نه دام "باشد نه بعد از "نه". یعنی بر گذر گاه باز دام نه
---
پاسخ: با تشکر، تصحیحات لازم مطابق فرموده اعمال شد.

شمس الدین در ‫۱۷ سال و ۵ ماه قبل، سه‌شنبه ۵ آذر ۱۳۸۷، ساعت ۱۳:۴۰ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۹:

در مصرع ششم "به هر "اشتباه و "بهر" با قتح" با" صحیح است.و در مصرع هشتم ویرگول باید بعد از "نه دام "باشد نه بعد از بر گذر .
مصرع هشتم یعنی در راه گذار دام را برای مرغ اسمان...
و مصرع ششم یعنی از" بهر صید پشه "دنباله مصراع قبل است .تو را از بهر صید پشه طعن میکنند

ف-ش در ‫۱۷ سال و ۵ ماه قبل، سه‌شنبه ۵ آذر ۱۳۸۷، ساعت ۰۸:۴۱ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۶:

می نوش ندانی زکجا آمده ای
خوش باش ندانی به کجا خواهی رفت
طبق ظاهر تعلیمات مذهبی انگار آدم میداند از کجا آمده و به کجا میرود اما این باور های سطحی حقیقت موضوع را نمیرساند وفرقی با ندانستن ندارد اگر باورهای القائی جوابگو بود مساعی سی چهل ساله اهل معرفت برای دانستن حقیقت ضرورتی نداشت حافظ که دهها سال سلوک داشته میگوید:
در این شب سیاهم گم گشت راه مقصود
از گوشه ای برون آی ای کوکب هدایت
معلوم میشود هدایت حقیقی وشهود حقیقت خیلی مشکل حاصل میشود وموضوع ندانی زکجا آمه ای وبه کجا خواهی رفت برای ما کاملادرست است در زمان پیامبران از صد یکی هدایت نمشد واگر حالاباور کردن سهل است بواسطه سنت آباء واجداداست نه دانستن حقیقی وضع همه مذاهب در عالم چنین است

۱
۵۶۹۳
۵۶۹۴
۵۶۹۵
۵۶۹۶
۵۶۹۷
۵۷۲۹