محمد غافری در ۱۵ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۲۹ تیر ۱۳۸۹، ساعت ۲۱:۲۵ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۳۱ - در بیان آنک چنانک گدا عاشق کرمست و عاشق کریم، کرمِ کریم هم عاشق گداست اگر گدا را صبر بیش بود کریم بر در او آید و اگر کریم را صبر بیش بود گدا بر در او آید اما صبر گدا کمال گداست و صبر کریم نقصان اوست:
با تشکر از به وجود آوردن چنین سایت مفیدی و تقاضای توفیق بیشتر برای خدمات فرهنگی شما از درگاه احدیت، تصحیح زیر را در قطعه ی بالا لازم می دانم.
مصراع دوم از بیت دوم بایستی چنین باشد:
همچو خوبان کآینه جویند صاف
---
پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.
مهدی در ۱۵ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۲۹ تیر ۱۳۸۹، ساعت ۱۶:۲۰ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۱۲۱ - بویِ جویِ مولیان آیَد هَمی:
شرمنده اما جو اینجا معناش جوی امروزی نیست که.
نجمی در ۱۵ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۲۸ تیر ۱۳۸۹، ساعت ۱۶:۵۵ دربارهٔ هاتف اصفهانی » دیوان اشعار » ترجیع بند - که یکی هست و هیچ نیست جز او:
با سلام و احترام
در بیت:
"پا به راه طلب نه و از عشق
بهر این راه توشهای بردار"
بنظر میرسد صحیح این باشد "پا به راه طلب نه از ره عشق" زیرا واو وزن شعر را به هم میزند و حذف آن نیز از نظر معنی و روانی کلام ایرادی ایجاد نمیکند.
چون شما فرموده بودید که احساس خودمان را نیز نسبت به این شعر بگوییم عرض میکنم که این شعر براستی شاهکار ادبیات پارسی است و بنده به شخصه بسیار آنرا دوست دارم...
اوجهای معنایی آن و شیرینزبانی شاعر در آن سرشار است.
بعنوان مثال این بیت:
"دل هر ذره را که بشکافی
آفتابیش در میان بینی"
اشاره ای صریح به موضوع شکافت هسته ای دارد که بنظر میرسد یک معجزه ی شناختی باشد.
من عاشق این شعر هستم
ممنون از زحماتتان
دوستتان دارم
در پناه نور
---
پاسخ: با تشکر، با دیوان هاتف اصفهانی چاپ انتشارات نگاه 1385 مطابق تصحیح وحید دستگردی مقایسه شد، متن با آن چاپ یکسان است (نه و از). تغییری اعمال نشد. ضمن آن که ضبط یاد شده مشکل وزنی ندارد و با ایستادن بعد از «نه و » درست و موزون خوانده میشود.
نجمی در ۱۵ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۲۸ تیر ۱۳۸۹، ساعت ۱۶:۴۵ دربارهٔ هاتف اصفهانی » دیوان اشعار » ترجیع بند - که یکی هست و هیچ نیست جز او:
با سلام و احترام
در بیت:
"چاکران ایستاده صف در صف
باده خوران نشسته دوش بدوش"
بنظر میرسد بجای باده خوران ؛ باده نوشان صحیح باشد. باده خوران اگر بخواهد با وزن این شعر خوانده شود باید بی جهت ادا کرد: "باده خووران" یعنی بجای خوردن موضوع خووردن است که بعید بنظر میرسد و الزامی به این ضعف در شعر نیست.
لطفا بررسی فرمایید
با تشکر
---
پاسخ: با تشکر، من هم با نظر شما موافقم اما با دیوان هاتف اصفهانی چاپ انتشارات نگاه 1385 مطابق تصحیح وحید دستگردی مقایسه شد، متن با آن چاپ یکسان است (باده خوران). لذا متأسفانه تغییری اعمال نشد.
نجمی در ۱۵ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۲۸ تیر ۱۳۸۹، ساعت ۱۶:۴۲ دربارهٔ هاتف اصفهانی » دیوان اشعار » ترجیع بند - که یکی هست و هیچ نیست جز او:
با سلام واحترام
در بیت:
"در سه آیینه شاهد ازلی
پرتو از روی تابناک افگند"
بجای افگند ؛ افکند صحیح بنظر میرسد.
لطفا بررسی فرمایید
با تشکر
---
پاسخ: با تشکر، با دیوان هاتف اصفهانی چاپ انتشارات نگاه 1385 مطابق تصحیح وحید دستگردی مقایسه شد، متن با آن چاپ یکسان است (افگند). تغییری اعمال نشد.
نجمی در ۱۵ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۲۸ تیر ۱۳۸۹، ساعت ۱۶:۳۹ دربارهٔ هاتف اصفهانی » دیوان اشعار » ترجیع بند - که یکی هست و هیچ نیست جز او:
با سلام و احترام مجدد
در بیت:
"لب شیرین گشود و با من گفت
وز شکرخند ریخت از لب قند"
در نسخه ای بنده دیده بودم که : "وز شکرخند ریخت آب از قند" که بلحاظ زیبایی شعری نیز زیباتر بنظر میرسد. در حالت کنونی یعنی از لبش قند ریخت و در حالت اصلاحی علاوه بر آن؛ معنی "با شکرخندش آبروی قند را برد" نیز قابل دریافت است و بسیار شیرینکاری است...
لطفا بررسی فرمایید
---
پاسخ: با تشکر، همچنان که در پاسخ دوست دیگری عنوان شد با دیوان هاتف اصفهانی چاپ انتشارات نگاه 1385 مطابق تصحیح وحید دستگردی مقایسه شد، متن با آن چاپ یکسان است (از لب قند). تغییری اعمال نشد.
نجمی در ۱۵ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۲۸ تیر ۱۳۸۹، ساعت ۱۶:۳۴ دربارهٔ هاتف اصفهانی » دیوان اشعار » ترجیع بند - که یکی هست و هیچ نیست جز او:
با سلام و احترام مجدد
در بیت :
"در کلیسا به دلبری ترسا
گفتم: ای جان به دام تو در بند"
در نسخه ای بنده دیده بودم؛ "گفتم ای جان به زلف تو در بند" لطفا بررسی فرمایید.
با تشکر
---
پاسخ: با تشکر، با دیوان هاتف اصفهانی چاپ انتشارات نگاه 1385 مطابق تصحیح وحید دستگردی مقایسه شد، متن با آن چاپ یکسان است (دام). تغییری اعمال نشد.
نجمی در ۱۵ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۲۸ تیر ۱۳۸۹، ساعت ۱۶:۳۲ دربارهٔ هاتف اصفهانی » دیوان اشعار » ترجیع بند - که یکی هست و هیچ نیست جز او:
با سلام و احترام مجدد
در بیت زیر:
"از تو ای دوست نگسلم پیوند
ور به تیغم برند بند از بند"
بنظر می آید "گر به تیغم برند بند از بند" صحیح باشد، زیرا "ور" بعد از "گر" می آید و در این بیت ما "گر" نداریم. لطفا کنترل فرمایید
با تشکر
---
پاسخ: با تشکر، با دیوان هاتف اصفهانی چاپ انتشارات نگاه 1385 مطابق تصحیح وحید دستگردی مقایسه شد، متن با آن چاپ یکسان است (ور). تغییری اعمال نشد.
نجمی در ۱۵ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۲۸ تیر ۱۳۸۹، ساعت ۱۶:۲۶ دربارهٔ هاتف اصفهانی » دیوان اشعار » ترجیع بند - که یکی هست و هیچ نیست جز او:
با سلام و احترام در بیت زیر:
"این سخن میشنیدم از اعضا
همه حتی الورید و الشریان"
بنظر میرسد "حتی الورید" صحیح نباشد
گمان دارم "حبل الورید" از نظر معنایی و وزنی صحیح باشد لطفا بررسی فرمایید
باتشکر از زحمات ارزنده تان
---
پاسخ: با تشکر، با دیوان هاتف اصفهانی چاپ انتشارات نگاه 1385 مطابق تصحیح وحید دستگردی مقایسه شد، متن با آن چاپ یکسان است (حتی الورید). تغییری اعمال نشد.
مهدی در ۱۵ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۲۸ تیر ۱۳۸۹، ساعت ۰۸:۲۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » ملحقات و مفردات » شمارهٔ ۱:
دربیت دوم عبارت طبیب صحیح است که به اشتباه طبیت نوشته شده و لازم است اصلاح شود.
---
پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.
هادی در ۱۵ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۲۷ تیر ۱۳۸۹، ساعت ۲۳:۵۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۰:
مصرع آخر شهد آلوده صحیح است
هادی در ۱۵ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۲۷ تیر ۱۳۸۹، ساعت ۲۳:۵۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۰:
با سلام.
ابیات 2و5و6 متفاوت با بیان استاد شجریان در آلبوم دستان است. از آنجایی که استاد معمولا از نسخ اصلی و معتبر استفاده می کنند، لطفاَ بررسی بفرمایید.
هرچند در بررسی نسخه استاد محمد علی فروغی نوشته شما یافت شد.
بیت دوم قرائت شده توسط استاد شجریان:
نه از تفکر عقل مسکین پایگاه صبر دید
نه از پریشانی دل شوریده چشم خواب داشت
بیت 5:
دیده ام می جست گفتندم نبینی روی دوست
عاقبت معلو کردم کاندر او سیماب داشت
بیت 6:
روزگار عشق خوبان شهر فائق می نمود
باز دانستم که شدآلوده زهر ناب داشت
با تشکر
---
پاسخ: با تشکر از زحمتی که بابت نقل بدل مورد استفادهٔ استاد کشیدید با نسخهٔ چاپی تصحیح فروغی مقایسه شد: مطابق متن است. لذا تغییری اعمال نشد، اما به لطف شما نسخهٔ بدل در دسترس دوستان است.
نگین شکروی در ۱۵ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۲۷ تیر ۱۳۸۹، ساعت ۲۲:۱۴ دربارهٔ ملکالشعرا بهار » تصنیفها » مرغ سحر (در دستگاه ماهور):
با درود وسپاس فراوان
ترکیب "خاک توده" صحیح و مطابق با نسخه اصل است.
ناشناس در ۱۵ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۲۷ تیر ۱۳۸۹، ساعت ۱۸:۰۸ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۶ - بردن پادشاه آن طبیب را بر بیمار تا حال او را ببیند:
با تشکر فراوان از شما. بیت اول جا افتاده است:
چون گذشت آن مجلس و خوان کرم
دست او بگرفت و برد اندر حرم
از کتاب مثنوی معنوی مولوی از روی طبع نیکلسون
محمود سیدهندی در ۱۵ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۲۷ تیر ۱۳۸۹، ساعت ۰۲:۲۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۱:
بسیاری از شاعران پس از سعدی ، از این غزل استقبال کرده اند ، صفای اصفهانی و میرزا عباس شیدا دو تن از شاعرانی هستند که ابیاتی نغز در این باره پرداخته اند.
میرزا عباس شیدا به سبب ساخت این اثر در سال 1311 رتبه ی اول مجله ارمغان را کسب نمود و ملک الشعرای بهار غزل او را ستود.
گر در برخم بندی کز کوی تو بر خیزم کوبم سر و بر این در چون حلقه در آویزم
آب مژه بر دامن ، خاک قدمت بر سر دور از تو به روز و شب ، میریزم و میبیزم
چون شمع به ناکامی میسوزم و میسازم
وز دیده سرشک غم ، میلزم و میریزم
مهر تو در آب افکند ، آیین خردمندی عشق تو بزد آتش ، در جامه پرهیزم
بی طره لیلی وش ، سرگشته چون مجنونم
بی شهد لب شیرین پر شور چو پرویزم
نی در طلب نامم نه در پی رسوایی چون دود از این آتش صد مرحله بگریزم
گفتم که دل پاکت باشد ز گل رحمت آوخ که به سنگ آمد تیر نظر تیزم
ای غم ز میان برخیز ، ای نارهوس بنشین تا من به کناری خوش بنشینم و بر خیزم
تا تار سر زلفت یکبار به چنگ آرم آشوب دو صد چنگیز از شهر برانگیزم
رفتی و من شیدا تا چند چو گرد از پی در وادی نومیدی با خاک ره آمیزم
***
مشهور است که قاآنی با خواندن این غزل سعدی ، اشعار خویش را در آتش انداخت.
مریم همتیان در ۱۵ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۲۶ تیر ۱۳۸۹، ساعت ۱۴:۵۴ دربارهٔ عطار » منطقالطیر » در نعت رسول » حکایت مادری که فرزندش در آب افتاد:
دست شما درد نکنه. واقعاً کار بکری کردید. عالی بود و شاهکار و زیبا. شرمنده که در مورد کل کارتون نظر دادم آخه این اواین شعر از این سایت بود که خوندم. باز هم متشکرم
محمدرضا در ۱۵ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۲۶ تیر ۱۳۸۹، ساعت ۱۲:۱۳ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۲:
زحماتیکه میکشید غیرقابل انکاره لطفادرمصرع چهارم بجای سد از صد استفاده بفرمایید
---
پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.
اسماعیل-ذوقی در ۱۵ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۲۶ تیر ۱۳۸۹، ساعت ۱۱:۳۲ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب اول در عدل و تدبیر و رای » بخش ۱۳ - حکایت در معنی رحمت با ناتوانان در حال توانایی:
به عقیده من
negah kardane aghel andar safih
دروست هست چون متضاد سفیه عاقل هست
---
پاسخ: با تشکر، با نسخهٔ چاپی تصحیح فروغی مقابله شد؛ همین است که در متن آمده (عالم)، تغییری اعمال نشد.
علیرضا در ۱۵ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۲۶ تیر ۱۳۸۹، ساعت ۱۱:۰۴ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۱۲۱ - بویِ جویِ مولیان آیَد هَمی:
کاملا با امیر موافقم
محمد غافری در ۱۵ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۲۹ تیر ۱۳۸۹، ساعت ۲۱:۳۳ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۳۱ - در بیان آنک چنانک گدا عاشق کرمست و عاشق کریم، کرمِ کریم هم عاشق گداست اگر گدا را صبر بیش بود کریم بر در او آید و اگر کریم را صبر بیش بود گدا بر در او آید اما صبر گدا کمال گداست و صبر کریم نقصان اوست: