گنجور

حاشیه‌ها

علیرضا ذاکری در ‫۱۳ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۱۵ خرداد ۱۳۹۱، ساعت ۲۲:۳۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۶:

منظور حافظ در بیت اول و دوم، کنایه به شعر شاه نعمت الله ولی دارد که سروده اند:
ما خاک را به نظر کیمیا کنیم
حافظ به طعنه می فرمایند :
آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند / آیا بود که گوشه چشمی به ما کنند
اما حافظ در بیت دوم با لحنی عصبی می فرمایند:
دردم نهفته به ز طبیبان مدعی / باشد که از خزانه غیبم دوا کنند
و در ابیات دیگر همین غزل در مورد عرفان و مکاشفه می فرمایند که:
معشوق چون نقاب ز رخ در نمی‌کشد/ هر کس حکایتی به تصور چرا کنند
در مورد این مباحث باید به ماجرای منصور حلاج اشاره شود. گویا حلاج چیزی را دیده اند که شاه نعمت الله هنوز ندیده اند. منصور حلاج تصور کردند که حضرت حق خودش است. انالحق گویان شد تا پای دار رفت.
حافظ می فرمایند:
تا آن زمان که پرده برافتد چه‌ها کنند
انگار برای حلاج پرده ها افتاده است.
در واقع منظور حضرت حافظ، افتادن پرده‌ی مکاشفه از روی چشمها است. انگار برای شاه نعمت الله هنوز رخ نداده بوده. و گرنه ادعایش بیش از این میشد و همچون حلاج ادعای خدایی میکرد.
در روایات آمده است که هر گاه حجاب‌ها کامل از دیده ها برداشته شود، آدمی خدا را نخواهد دید! بلکه خود را خواهد دید!

بچه کنجکاو در ‫۱۳ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۱۵ خرداد ۱۳۹۱، ساعت ۱۵:۰۹ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۱ - حکایت بقال و طوطی و روغن ریختن طوطی در دکان:

بعد از بیت:
کار پاکان را قیاس از خود مگیر
گر چه ماند در نبشتن شیر و شیر

چرا یک سری ابیات حذف شده؟! مثل:
این یکی شیر است اندر بادیه / آن یکی شیر است ...
این یکی شیر است که آدم می خورد / و آن یکی شیر است که آدم می خورد

H.KH در ‫۱۳ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۱۵ خرداد ۱۳۹۱، ساعت ۰۶:۳۶ دربارهٔ عبید زاکانی » موش و گربه:

چامعه شناسی در ادبیات فارسی راهی برای تصویر آنچه گذشته است می باشد.از مفاهیم بسیار بکار رفته در این شعر که پیوستگی میان مشکلات اجتماعی امروز و گذشته را نشان میدهد میتوان به گرفتار شدن موش سرکش در چنگ گربه در میخانه/توبه/ زهد/ریا/ زود باوری/سلحشوری /ضعف و در نهایت شکست رابرشمرد برای نمونه در مورد سلحشوری در دوره های بعد هم اتفاق میافتد مثلا جنگهای ایران و روس...که با وجود عزم عمومی برای جنگ با روسیه این جنگها به علت ضعف عمومی هزینه های سنگین تاریخی و سیاسی و اقتصادی برای کشور به بار می آورد.و به عبارتی تکرار وقایع تاریخی...و باز نیاموختن از آن!!!!!

شفیق احمد ستاک در ‫۱۳ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۱۵ خرداد ۱۳۹۱، ساعت ۰۵:۰۷ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۱۱:

پیشنهاد میکنم تا اشتباه کتبی در کلمهء "رهزن" که حرفِ "ر" آن "ز" نوشته شده است، اصلاح شود.
پیش از آن کاندیشهء دام و قفس رهزن شود
با ابراز سپاس از جمع آوری اشعار بیدل در این سایت بسیار زیبا وخواندنی.

مرادی در ‫۱۳ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۱۴ خرداد ۱۳۹۱، ساعت ۱۹:۳۴ دربارهٔ رهی معیری » چند قطعه » قطعهٔ ۷ - سرنوشت:

بیت سوم "بر فراز" با ف صحیح است

مرادی در ‫۱۳ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۱۴ خرداد ۱۳۹۱، ساعت ۱۹:۱۹ دربارهٔ رهی معیری » چند تغزل » ماه قدح‌نوش:

در بیت اول بند دوم "صبحگاهی" وزن را خراب میکند. صحیح احتمالا "سحرگاهی" است. در بیت دوم هم "قلک برشد" به "فلک بر شد" تغییر یابد:با ف و فاصله بین "بر" و "شد".

مرادی در ‫۱۳ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۱۴ خرداد ۱۳۹۱، ساعت ۱۸:۵۳ دربارهٔ رهی معیری » غزلها - جلد اول » دِلِ زاری که من دارم:

هنوز در صفحه فهرست اشعار جلد اول آمده "ندانم " لطفا اصلاح شود. ضمنا تشکر فراوان از گنجور برای آشنا کردن من با رهی. قبلا از وجود چنین شاعر بزرگ و خوش قریحه ای بی خبر بودم.

محمد علی حکیم در ‫۱۳ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۱۴ خرداد ۱۳۹۱، ساعت ۱۸:۴۴ دربارهٔ فیض کاشانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۸:

این یک رباعی ذوقافتین است و مصرع آخر: دیدیم وصال لا اله ...

محمد علی حکیم در ‫۱۳ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۱۴ خرداد ۱۳۹۱، ساعت ۱۷:۳۶ دربارهٔ فیض کاشانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۷:

فرمایشِ دوست گرامی، جناب «حامد» نیز صحیح است:
نگارش «چه» به جای «چو» اشتباه است و معنای رباعی را ناقص و گنگ می کند.

سعید در ‫۱۳ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۱۴ خرداد ۱۳۹۱، ساعت ۱۷:۳۵ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۰ - بیان آنک کشتن و زهر دادن مرد زرگر به اشارت الهی بود نه به هوای نفس و تأمّل فاسد:

سلام
داستان گرچه طولانی ولی بسیار شیرین و آموزنده بود
پاینده و پیروز باشید
و باید از توضیح زیبا و خالی از غرض کسی خودش را ناشناس معرفی کرده هم تشکر کنم ، استفاده بردم.

محمد علی حکیم در ‫۱۳ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۱۴ خرداد ۱۳۹۱، ساعت ۱۷:۳۱ دربارهٔ فیض کاشانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۷:

مصرع آخر بدینگونه صحیح است:
یا من بودی منت نمی‌دانستم
این رباعی را بسیار قبل در یکی از مجلات مطبوعه ی زمان سابق دیده بودم، و زیبایی آن، باعث گردید تا کنون در ذهن نقش بندد. نگارش «یا» به صورت «با» باعث یکی شدنِ مصرع های اول و چهارم می شود که ناسره است.
علاوه بر آن نهایت ذوق شاعر در مصرع چهارم نمایانده می شود که با گذاشتن «ی» به جای «ب» در مصرع آخر، اصلِ رباعی و ذوق والای این عارف کامل نمایان می گردد.

ذبیح الله بدری در ‫۱۳ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۱۴ خرداد ۱۳۹۱، ساعت ۱۴:۳۲ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب سوم در فضیلت قناعت » حکایتِ شمارهٔ ۱۱:

بیت اول مبر حاجت به نزدیک ترشروی که از روی بدش افسرده گردی صحیح تر است .

حمیده نیک سرشت در ‫۱۳ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۱۴ خرداد ۱۳۹۱، ساعت ۰۹:۳۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۵:

تو آلبوم الکی محسن نامجو اینو با عنوان "هوشم ببر" خوانده.عالیه!

محمدرضا خلجی در ‫۱۳ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۱۴ خرداد ۱۳۹۱، ساعت ۰۷:۳۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۰:

آقای سید حمیدرضا برقعی در شعری که در وصف حضرت علی سروده اند با تضمین بیت اول این شعر حضرت خواجه در مورد حضرت علی استفاده نموده اند که بسیار جالب است و اینم شعر در مجموعه گنجور موجود است. دوستان به آن مراجعه نمایند.

امیر در ‫۱۳ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۱۴ خرداد ۱۳۹۱، ساعت ۰۷:۱۴ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۶۳ - آتش افتادن در شهر به ایام عمر رضی الله عنه:

آب می‌ترسید و از آن می‌شگفت صحیح است.به اشتباه شکفت نوشته شده

عبدالعزیز در ‫۱۳ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۱۳ خرداد ۱۳۹۱، ساعت ۱۶:۳۶ دربارهٔ انوری » دیوان اشعار » مقطعات » شمارهٔ ۸۴ - در قناعت و آزادگی:

ضبط صحیح مصرع دوم بیت ماقبل آخر بصورت ذیل است
احسان آنست و آن, نه آسان است
به این شکل که شما آورده اید معنی بیت معکوس میشود

محمود در ‫۱۳ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۱۳ خرداد ۱۳۹۱، ساعت ۱۶:۳۵ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸۳:

من نمی دونم این بدبخت باید چه جوری می نوشت دیگه که بگه بابا من می می خوام

حمید فرخ در ‫۱۳ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۱۳ خرداد ۱۳۹۱، ساعت ۱۰:۲۹ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۸۶:

بیت دوم: زبن گلستان نادرست و «زین گلستان» درست است.

کامران کمیلی پور در ‫۱۳ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۱۲ خرداد ۱۳۹۱، ساعت ۲۲:۵۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۳۴:

با سلام.
در بیت 15 مصرع دوم کلمه کردگار اول باید به گردکار اصلاح شود. چرا که اکنون معنی آن غلط یا حتی کفرآمیز است. اما اگر به صورت:
چون گردکار گشتی با کردگار گشتی
اصلاح گردد معنی آن صحیح می شود.
این اصلاح با توجه به قرائت صوتی دکتر سروش در مجموع رسول آفتاب پیشنهاد می گردد.

مسعود صابری در ‫۱۳ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۱۲ خرداد ۱۳۹۱، ساعت ۲۲:۲۶ دربارهٔ هاتف اصفهانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷:

با سلام و تشکر فراوان. با این قافیه و رذیف شاعر کمتر شناخته شده حریف جندقی خوئی که در دوران قاجار می زیست یعنی پس از هاتف غزلی دارد که ابیات آن شاید زیباتر از ابیات هاتف باشد :

‫نبود آن طره دوش ازباد...گاهی راست گاهی کج‬‬‬‬‬‬‬‬‬
که تاب زلف خود می داد...گاهی راست گاهی کج
نه گیسوی تو بود از باد...گاهی راست گاهی کج
که سنبل خیزد از ینیاد...گاهی راست گاهی کج
به مجلس دوش ساقی بود و عکس از زلف و قد او
به جام باده می افتاد...گاهی راست گاهی کج
زند از چشم و ابرو هرزمان آن ترک عاشق کش
به جام ناوک بیداد....گاهی راست گاهی کج
زند ناوک به جانم گاهی از چشم وگهی زابرو
بلی تیر افکندصیاد...گاهی راست گاهی کج
قد ساقی نه از مستی بود برهر طرف مایل
که باشد جنبش شمشاد....گاهی راست گاهی کج
قیامت آن زمان باشد که بهر رقص در مجلس
شود آن دلبر نوشاد....گاهی راست گاهی کج
زآهم گر چمد آن گلبن رعنا.عجب نبود
که گردد شاخ گل از باد...گاهی راست گاهی کج
دل خلقی پریشان شد زبس آن کج کله برسر
کلاه دلبری بنهاد....گاهی راست گاهی کج
کشد چون نقش شیرین از پی تنظیم او گردد
به کوه بیستون فرهاد...گاهی راست گاهی کج
به گلشن دوش می آمد ز صهبا سرخوش از هرسو
چو زلف خویش می افتاد...گاهی راست گاهی کج
(حریف)از بسکه بودم درخیال قد و زلف او
ردیف این غزل افتاد ...گاهی راست گاهی کج

۱
۵۴۰۴
۵۴۰۵
۵۴۰۶
۵۴۰۷
۵۴۰۸
۵۷۲۲