گنجور

حاشیه‌ها

ستاره در ‫۱۲ سال و ۶ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۴ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۱۳:۰۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷:

درود
"ماجرا کم کن و بازآ که مرا مردم چشم
خرقه از سر به درآورد و به شکرانه بسوخت "
خلاصه بیت یعنی :
قصه هجر راکوتاه کن و برگرد
که من با چشم دل تو را درک کردم و دیدم
"خرقه از سر به درآورد و به شکرانه بسوخت"
اشاره به بدور انداختن یا سوختن خرقه زهد یا همان
راه رسیدن به خدا از طریق علم آموزی دارد ،
حضرت حافظ ن با چشم ظاهر بلکه با چشم باطن وجود بیکران الهی را دیده و درک کرده، و به سخره گرفتن زهد و زاهد و صوفی و... امثال آن در تمام اشعار حافظ با زبان طنز و رندانه حافظ مشهود است

یاشار در ‫۱۲ سال و ۶ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۴ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۱۱:۴۳ دربارهٔ عطار » منطق‌الطیر » آغازکتاب » مجمع مرغان:

با سلام
بیت38 که بدین طریق نوشته شده: بر گرفتت سد ره و طوبی ز راه. واژه "سد ره" باید به صورت "سدره" که اشاره به درخت "سدره المنتهی" داره اصلاح بشه.
با تشکر
---
پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

علی اکبر در ‫۱۲ سال و ۶ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۴ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۱۰:۰۷ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۱۸ - زمانه:

با سلام و احترام به دوستان عزیز در مورد مصرع دوم از بیت اول:زمانه چون نگری سر به سر همه پند است.زمانه منتظر کسی نمی نشیند که نکو بنگرد یا نانکو.بر اساس دیده ها و تجربیات شخصی احساس می کنم هیچ استادی بی ملاحظه تر از زمانه و روزگار وجود ندارد.نکته دیگر زبان شعر رودکی است که آیا مصرع ذکر شده بیشتر به این زبان نزدیک است یا این مصرع:زمانه را چو نکو بنگری همه پند است.که این کار به مطالعه ی دقیق نیاز دارد که نه در تخصص من است نه جای بحث مفصل.اما ذکر کنم که ذهن من بیشتر همان را می پسندد که گنجور عزیز ذکر کرده است.

ستاره در ‫۱۲ سال و ۶ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۴ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۰۹:۵۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵:

درود
من صاحب نظر و نکته سنج نیستم اما فکر میکنم مقصود و منظور حضرت حافظ دراین غزل دل خودش باشد به دل خویش که معشوق و حیران وادی عشق است میگوید که چنین باش و چنان باش درمراحل سلوک بعد از مقام وصل یا درک جمال معشوق فصل وهجر است تا وصل و درک مقامی دوباره، و انگار این سخنان را حضرت حافظ در مرحله هجر یا فصل و دوری خطاب به دل خود و در اصل خویشتن خویش میگوید
اساتید محترم آیا نظر من صحیح است ؟

جدا در ‫۱۲ سال و ۶ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۴ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۰۹:۳۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۲۲:

سبکتکین نام موسس سلسله غزنویان است...
و ایاز نام غلام درگاه شان...
یعنی نصیحتت بی فایده است...
.
.
در غوغای عشقبازان استاد شجریان که دوستان اشاره کردند مصراع چهارم بجای؛ حقیقتست , حقیقی است خوانده شده است...
که انصافا بسیار زیبا اجرا شده...
.
.
بادرود.

اناالحق در ‫۱۲ سال و ۶ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۴ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۰۹:۰۹ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۴:

درود برهمه کسانی که نظرهای جالبی نوشتند خاصه حضرات صفت الله(صفی جان)و نیزفخر الدین
که اولی سخنانش دلنشین بود وثانی از پندار نیک خود سخن رانده است که به نظرم این نیکوست.

امین کیخا در ‫۱۲ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۲۱:۵۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۳:

دیوان امیر معزی را یک نگاه بینداز و نیز عنصری و منوچهری و تا امروز هم هر روز شاعران فدای بشوم همه را گفته اند شجاعت کجاست ؟ به نگاه من شجاعت یک فضیلت اخلاقی بسیار بلند و یکی از چهار ویژگی اخلاقی اصلی است اما ادیبان کمتر نترس و بی باک بوده اند .اگر فردوسی شهامتی را نشان داد در گورستان بی نشانی به خاک سپرده شد و او یک مرد است و بی همتا .

امین کیخا در ‫۱۲ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۲۱:۴۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۳:

شجاعت ! ادبیات ! پس این همه مدیحه ها و فدات بشم ها را چه کسی سروده ؟

امین کیخا در ‫۱۲ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۲۱:۳۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴:

البته با طنی بودن و نیز تاویل کار ایرانیها و عربی ماست هتا ابن عربی هم در تفسیر هایی که از او توسط مسلمانان مصری انجام شده به شیعه بودنش اشاره می شود .در واقع ظاهر دین به نفع عباسیان و امویان بوده است و باطن ان خود به خود به نفع ایرانیهای که تازه مسلمان بوده اند . بهر حال تاویل و هرمنوتیک استادانش ایرانی هستند اگر حسن بصری و نیز ابن عربی را بخواهیم جدا کنیم که البته از قضا تاویلات بسیار زیبایی نوشته اند ولی من در مجموع سهروردی را دوست دارم و شیفته او هستم . سلام بر انا الحق که جانم را تازه کردی .

علی اشرف در ‫۱۲ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۲۱:۰۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۳:

نحوه ضیط و ویراستاری منسوخی که در ظاهر خیلی هم مورد علاقه قلم زنان "ادیب" این سایت است، تمام توشو توانش همین غزل واژگون شده و بی سرو ته است. حافظ شاملو در مقام مقایسه این غزل را به شکلی که در شان نام حافظ است ضبط کرده است که همه رهروان راستین شعر و ادبیات را به نوشیدن جرعه ای از آن دعوت میکنم. شجاعت زیر بنای همه اشکال معرفت است اما در مورد ادبیات موضع یکسره عبارتست از شجاعت. بساط نسخه باز ها به خانه زهد و ریا بیشتر شبیه است تا میخانه ای که در آن گل شعر سرشته میشود و پیمانه همه چیز میگردد.

سعید در ‫۱۲ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۲۰:۵۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۶:

قسمتی از این غزل حافظ، در فیلم دلشدگان با صدای استاد محمدرضا شجریان وآهنگسازی حسین علیزاده اجرا شده.
اما در ابتدا، دو بیت مثنوی هست که در اینترنت و بین مردم به مولوی منسوب شده، درصورتی که صحت انتساب آن به مولانا محل تردید است.
آیا کسی اطلاع دارد که این دو بیت از کیست؟
گر ز حال دل خبر داری بگو / ور نشانی مختصر داری بگو
مرگرا دانم، ولی تا کوی دوست / راه اگر نزدیکتر داری بگو

بهاالدین پورعباس در ‫۱۲ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۱۹:۵۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۶۸:

من از نو جوانی عاشق این شعرم و از آن موقع حفظش کردم وخیلی با خودم زمزمه میکنم.

نادیا در ‫۱۲ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۱۸:۰۹ دربارهٔ ملک‌الشعرا بهار » مثنویات » شمارهٔ ۳۱ - در وصف استاد حسین بهزاد نقاش عالیمقام:

لطفا معنی شعر رابنویسید

اناالحق در ‫۱۲ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۱۷:۴۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴:

من درصحبت های یکی از اعراب شنیدم که بر معنای گفته های عربی ما خرده می گرفت ومثلا"میگفت.ایرانی ها جمله لا یمسه الاالمطهرون را چنین معنا میکنند که بدون وضو قرآن را لمس نکنیدولی خودش نظر دیگری داشت وان عبارت از این بود که: به عمق مفاهیم قرآنی غیر از اولیای الهی وامامان کسی نمی تواند وارد شودومس را نفوذ ووارد شدن معنا میکرد ونیز می گفت چنانکه میگوئیم مس شیطان یعنی نفوذ شیطان در جسم آدمی.

علی در ‫۱۲ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۱۷:۴۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰:

در بیت اول و با توجه به سوم شخص بودن معشوق در همه ابیات دیگر قاعدتا باید داشته باشیم «زلفش» و نه ««زلفت»

امین کیخا در ‫۱۲ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۱۶:۴۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴:

نیز افزون کنم در روزی که تمدن عربی در حال شاخه گستردن و سایه دار شدن بود گروهی از مردم به نژاد پرستی روی آورده بودند و در حضور جناب ختمی مرتبت کسی گفت عرب چیست ؟ پیامبر گویا با دانایی و انساندوستی فرمودند عربی زبانی زیباست و به این ترتیب بر برتری هر نژادی بر دیگری خاتمه دادند .سلام علیه و علی عباد الله الصالحین .

امین کیخا در ‫۱۲ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۱۶:۳۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴:

متاسفانه هاژی و سردر گمی در سامان آموزش چنان زیاد است که همان فارسی را هم نمی اموزیم و من تا 18 سالگی خوشحال بودم رستم اسفندیار را کشته است .اما عربی بدلیل گویشگران پراکنده ار عربستان تا مغرب العربی همه کلماتش را همه به کار نمی برند و بیشتر مردم عرب زبان زبانهای عامیانه دارند و دانستن عربی فصیح مخصوص دانشمندان است . ولی لحن شیوای عربی در آواز و کرامتی که در وامگیری و وامدهندگی دارد ان را زبان زیبایی کرده است .

اناالحق در ‫۱۲ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۱۵:۵۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴:

امین کیخای درتائید صحبت شما مبنی بر زیبائی زبان عربی ای کاش در دوران تحصیلات مدرسه در ایران این زبان نیز بطور جدی مورد تدریس قرار می گرفت که درپایان همه میتوانستند درکنار زبان فارسی به زبان عربی نیز مسلط باشند.

ناشناس در ‫۱۲ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۱۵:۳۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳۷:

چه می خواهی از من جگر سوخته

۱
۵۰۰۵
۵۰۰۶
۵۰۰۷
۵۰۰۸
۵۰۰۹
۵۷۳۳