گنجور

حاشیه‌ها

محمدرضا در ‫۱۲ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۱۶ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۱۶:۱۱ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۵۵:

دم محسن چاووشی گرم که خیلی زیبا این شعرو خونده .... باعث شده که با بسیاری از شاعرای وطنمون مجددن آشنا بشیم ... ناز نفسش ...

reza در ‫۱۲ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۱۶ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۰۷:۵۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۵:

به نام خدا.نه بیت پیرمغان که همه غزل اشاره به محرم دارد بیت اول اشاره به امدن محرم دارد وبیت دوم به همراهی توی خواننده به عزاداری امام حسین 0

reza در ‫۱۲ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۱۶ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۰۷:۴۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۵:

به نام خدا.نه بیت مرید پیر مغان که همه غزل اشاره به واقعه عاشورا ومحرم دارد بیت اول اشاره به امدن محرم داردوبیت دوم به همراهی توی خواننده به همراهی با محرم الی اخر ...

امین کیخا در ‫۱۲ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۱۶ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۰۱:۲۸ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۷ - بسته شدن تقریر معنی حکایت به سبب میل مستمع به استماع ظاهر صورت حکایت:

طبق همان تبوک است و خوشبختانه این را واژه یاب هم نوشته است . به لری ظروف انباشتن ارد و غله را تاپو می گویند که شاید تاپوک هم با همین تبوک پیوستگی داشته باشد

امین کیخا در ‫۱۲ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۱۶ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۰۱:۲۵ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۷ - بسته شدن تقریر معنی حکایت به سبب میل مستمع به استماع ظاهر صورت حکایت:

فرض به پهلوی فریز بوده است .و ریشه فرض فارسی است

امین کیخا در ‫۱۲ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۱۶ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۰۱:۲۲ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۶ - حکایت مشورت کردن خدای تعالی در ایجاد خلق:

برای عکس لغت رخش با ضمه اول در لغت فرس امده است

امین کیخا در ‫۱۲ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۱۶ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۰۱:۲۱ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۶ - حکایت مشورت کردن خدای تعالی در ایجاد خلق:

رش به معنی ریختن است و گویا از ریزیدن باشد و ریشه فارسی دارد . به لکی رش دقیقا معنی ریختن می دهد و البته سیاه هم معنی دارد .

امین کیخا در ‫۱۲ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۱۶ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۰۱:۱۴ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۶ - حکایت مشورت کردن خدای تعالی در ایجاد خلق:

مانید همان قصور است

علی رضا در ‫۱۲ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۱۶ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۰۱:۱۳ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۳ - تو بمان و دگران:

پاینده باد خاک آذرآبادگان من

امین کیخا در ‫۱۲ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۱۶ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۰۱:۰۷ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۶ - حکایت مشورت کردن خدای تعالی در ایجاد خلق:

در بیت 8 پیش کان صحیح و زیف را یعنی پیش از کان و معدن زر او طلای سره و ناسره را از هم می داند .اینجا زیف عربی است یعنی ناسره و نبهره که صفت طلا است اما مثل بیشتر لغات یک لغت فارسی به این ترتیب فراموش شده است و ان زیف پهلوی است که معنی گناه و بویژه کناه و بی ادبی در گفتار معنی می دهد .مثلا از من چه زیفی دیده اید ؟ یعنی سخن بی پایه اما از جفنگ و چرند محترمانه تر است . اما دو لغت دیگر برای گناه داریم یکی گناهی که کسی مرتکب شود و ان بزه است و دیگری مانید که گناهی است که از ترک واجب دامنگیر کسی شود اما لغت جناح در قران هم امده است و معرب گناه است .

رضا توکلی زانیانی در ‫۱۲ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۱۶ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۰۱:۰۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۰۷:

یه شعری هست از حافظ موسوی که خیلی مرتبطه :
"نامت را درهیچ یک از شعرهایم نمی نویسم
از تو
با هیچ کس
حتی در لفافه
حرف نمی زنم
در جمع , با تو چون غریبه سخن می گویم
از رسوایی می ترسم
پنهانی به دیدارم بیا
همچنان پذیرایِ تو خواهم بود
در حیاط خلوتِ روحم
که مخصوص ملاقات های خصوصی ست"

امین کیخا در ‫۱۲ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۱۶ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۰۰:۵۳ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۳ - دزدیدن مارگیر ماری را از مارگیری دیگر:

در باره دزد باید اسپیل را بگویم که معنی اسب دزد است و رودکی اورده انرا .

امین کیخا در ‫۱۲ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۱۶ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۰۰:۴۵ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۳ - دزدیدن مارگیر ماری را از مارگیری دیگر:

از مارافسا من اسب افسا را برای اموزنده درساژ به اسب ها درست کرده ام !

امین کیخا در ‫۱۲ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۱۶ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۰۰:۳۱ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۲ - هلال پنداشتن آن شخص خیال را در عهد عمر رضی الله عنه:

به پهلوی حیات بخش زنده کار می شود ولی زنده گر هم داریم

تاوتک در ‫۱۲ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۱۵ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۲۲:۲۴ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۲ - هلال پنداشتن آن شخص خیال را در عهد عمر رضی الله عنه:

سکلیدن ،پاره کردن و بریدن است

تاوتک در ‫۱۲ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۱۵ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۲۲:۱۹ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۲ - هلال پنداشتن آن شخص خیال را در عهد عمر رضی الله عنه:

همسنگ و دنگ زیبا هستند همسنگ به جای هم مرتبه اما در اینجا دم خور و دنگ هم که به جای احمق و بیشتر بیهوش

امین کیخا در ‫۱۲ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۱۵ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۲۲:۰۹ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۲ - هلال پنداشتن آن شخص خیال را در عهد عمر رضی الله عنه:

دو لغت از ابوریحان برای ماه یکی ماه کاسته دیگری ناکاسته که ناکاسته ماه بدر است و نیز لغت پرماه را هم داریم برایش .ولی ماه کاسته ارایش های ماه میان ماه پر و بیماهی است . همه خانه های ماه به پهلوی لغت دارند و بسیار هم زیبا هستند و دانستن انها برای مردم گذشته دانشمندی بوده است مطرح شدن پرسش از پیامبر هم در قران از منازل ماه هم از همین در است .

امین کیخا در ‫۱۲ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۱۵ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۲۱:۳۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۱۳:

به پهلوی لغت سن می شود دات همانکه به انگلیسی به شکل date مانده است و با دات پهلوی همریشه است . به لری امروز به هم سن می گوییم همدا یا همدات .یعنی همسن .اما برای اینکه شکرستان فارسی را بهتر بچشید باید لغت بالغ را هم بدانیم به پهلوی می شود مه دات یا داتمه یعنی کسی که داتش به اندازه مهی رسیده است و این لغت را در فرهنگ پهلوی مکنزی دیده ام . با درود به دوستان و ارزوی شکرشکن شدنتان از این قند پارسی

شهریار۷۰ در ‫۱۲ سال و ۳ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۴ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۱۸:۱۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴۹:

بیت سوم بنا به تمامی 35 دسته نوشته‌ی کهن و نسخ قدیمی اینگونه است (به جز نسخ اواخر سده‌ی نهمی و همچنین نسخه‌ی خلخالی و و به تبع آن دیوان مصصح علامه قزوینی و دکتر غنی):
دل ربودی و بحل کردمت ای جان لیکن
به از این دار نگاهش که مرا می‌داری
در بیت چهارم در مصرع دوم 14 نسخه‌ی قدیمی تحمل نکنیم و مابقی (حدود 21 نسخه) تحمل بکنیم ضبط کرده‌اند حال به معنا برگردیم ، به نظر من در برابر معشوق سرکشی و ادعایی چون تحمل نکردن پذیرفته نیست و ضبط تحمل بکنیم لطف و زیبــــــایی خاصی دارد. در واقع ضبط تحمل بکنیم با خواندنی به این شیوه که
«ما این رنج رو تحمل می‌کنیم ، آیا تو روا می‌داری؟» همان مفهوم ضبط با تحمل نکنیم و "ار" به معنای "اگر" را به شکلی مودبانه‌تر می‌رساند.
در بیت پنجم حتما باید حضرت ضبط شود عرصه بی هیچ پشتوانه‌ی کهنی است.(35 دست نوشته‌ی کهن همگی حضرت) حضرت هم خانواده‌ی حضور است و در اصل به معنای پیشگاه و بارگاه و درگاه است. امروزه حضرت معنایش تغییر یافته است. در حضور سیمرغ در مقابلشان نباید پرواز کند مگس نه در جایی که سیمرغ یه موقعی بوده و می‌تواند باشد یا نباشد.

دوستان بیت آخر این گونه است :
حافظ ار پادشهان پایه به خدمت طلبند
کار ناکرده چه امید عطا می‌داری
همگی نسخ قدیمی کار ناکرده ضبط کرده‌اند.
مزد آن گرفت که جان برادر که کار کرد
از سعدی بزرگ
سعی نابرده بسیار زیباتر است ولی کاملا ذوقی است ، هیچ نسخه‌ی کهنی ، هیچ نسخه‌ی کهنی ، سعی ضبط نکرده.
خواهشا مسئولین سایت این موارد را تصحیح کنند.
به نقل از برنامه تماشاگه راز استاد حسین آهی به تاریخ دوازدهم تا چهاردهم شهریور ماه 92 ساعت 18:30 شبکه رادیویی فرهنگ

حسین حیدری در ‫۱۲ سال و ۳ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۴ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۱۷:۳۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۰۹:

فکر کنم باید حلقه بر در نتوان زدن از بیم رقیبان
بیایم سر کویت به گدایی

۱
۴۹۷۷
۴۹۷۸
۴۹۷۹
۴۹۸۰
۴۹۸۱
۵۷۰۶