گنجور

حاشیه‌ها

ناشناس در ‫۱۲ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۱۰ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۰۱:۳۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸۴:

اولین بار این غزل زیبا را در فیلم شبهایی روشن شنیدم و بسیار لذت بردم.

دوستدار در ‫۱۲ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۱۰ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۰۰:۲۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴:

و هم می فرماید: ناچار هرکه صاحب روی نکو بود
هرجا که میرود همه چشمی به او بود
سعدی است و کس را از ورطه‌ی او خبر نیست
ور کسی را خبر شد ، خبری باز نیامد و...

شهریار۷۰ در ‫۱۲ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۹ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۲۲:۵۴ دربارهٔ حافظ » اشعار منتسب » شمارهٔ ۱۱:

با سلام بر همه دوستان
این غزل به لحاظ ساختار ، از قوتی مثال زدنی در میان سایر غزلیات دیوان خواجه برخوردار است.
صد افسوس و دریغ که رحمة‌الله علیه خلخالی و پیــــــــــــرو او علامه قزوینی و دکتر غنــــی ، این غزل را ضبط نکردند.
به هـــــــر روی لطافت و ظرافت سخـــن این غزل ، یادآور ناله‌های دل خــــــواجه است که در بسیاری از غزلیات به چشم می‌خورد. نظیر غزل شمارهٔ 455 ، که حتّا مفردات دو بیت در این دو غزل گویـــــای یکدگرند.
باری در بیت تخلّص ، ضبط این چنین مصرع نخست از پشتوانه‌ی نسخ قدیمی بیشتری برخوردار است :
یار دارد سر آزردن حــــــــافظ یاران
البــــته هر کدام از دو ضبط مصرع نخست بیت تخلّص ، زیبایی خاص خود را داراست.

امین کیخا در ‫۱۲ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۹ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۲۱:۲۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۲۱:

البته یاسا به مغولی یعنی قانون .

امین کیخا در ‫۱۲ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۹ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۲۱:۲۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۲۱:

به لری می گوییم ( دلم یاسته می که ) یعنی دلم آرزوتو داره .

امین کیخا در ‫۱۲ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۹ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۲۱:۲۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۲۱:

با درود به رسته نیکو رایم .یاسه لغتی است هنوز به لری به کار می رود و معنی آرزو را می دهد و نیز در کردی هم هست در شکل تاسوار یعنی آرزومند .

امیر در ‫۱۲ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۹ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۲۰:۲۰ دربارهٔ نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۳۵ - رسیدن نامهٔ لیلی به مجنون:

دوستان، کسی معنای "سخا" رو اونجا که میگه "مجنون چو سخای نامه را دید" می‌دونه؟ از دهخدا متوجه معنا در این مصرع خاص نشدم.

آلاء در ‫۱۲ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۹ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۱۹:۴۵ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۰ - بخت خفته و دولت بیدار:

سلام...
میشه لطف کنید به من بگید معنی مصرع یار سود از شرفم سر ب ثریا و دریغا چیه؟؟؟؟؟؟
مانا باشد...

عبدالرضا در ‫۱۲ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۹ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۱۹:۳۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۵۳:

عالی :) چه حال خوبی

ناشناس در ‫۱۲ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۹ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۱۹:۰۰ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۶۸:

گویا جایی دیدم نوشته بود دلبر ما وسوسه عاشقی

رسته در ‫۱۲ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۹ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۱۸:۳۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۲۱:

حملۀ شیر یاسه کن ...
در مثنوی معنوی و دیوان شمس در چند مورد دیگر هم واژۀ یاسه به کار رفته است:
دفتر ششم بخش 108
مَنْ صَمَتْ مِنْکُم نَجا بُد یاسه‌اش // خامشان را بود کیسه و کاسه‌اش
دفتر سوم بخش 26 ( در داستان زادن موسی)
گر فتادندی به ره در پیش او // بهر آن یاسه بخفتندی برو
یاسه این بد که نبیند هیچ اسیر // در گه و بیگه لقای آن امیر
غزل 2066
گوید تو کار خویش می‌کن و من کار خویش // این بده‌ست از ازل یاسه پیشین من
غزل 1875
خواهی تو دو عالم را همکاسه و هم یاسه // آن کحل اناالله را در عین دو عالم زن
با توجه به موارد فوق یاسه را به معنی آیین، رسم، قانون می‌توان گرفت. در واژه نامه‌ها معنی خواهش و آرزو را هم برای آن آورده‌اند.
بیت‌های 10 و 11 به داستان آزمایش کودکی موسی در پیش فرعون اشاره دارد که یک تشت آتش و یک تشت زر پیش کودک نهادند و کودک دست در آتش کرد. بیت 12 هم ادامۀ همان داستان است. ولی اگر دقت بکنیم خواهیم دید که یاسه در این بیت معنی دوگانه دارد هم به معنی رسم و قانون و آیین است و هم به معنی خواهش و آرزو. این هنر را در شعر می‌گویند ایهام. هنر ایهام در قدیم در شعر عرب هم وجود داشته است ولی در شعر فارسی به خصوص بعد از مولوی در دوران حافظ و سلمان کسترش شگفتی یافت و در دوران صائب به اوج رسید. هنر ایهام ضد دیالکتیک است. در منطق دیالکتیک کل را به اجزاء تجزیه و تحلیل می کنیم ولی در ایهام از چند وجه به کل می‌نگریم، بدون آن که کل را به اجزاء آن تجزیه بکنیم. ایهام همیشه روی به بالا دارد در حالی که دیالکتیک همیشه روی به پایین دارد. مولوی بارها فرعون را به عنوان نماد روش تحلیلی ترسیم می کند. بیت‌های 13 و 14 ثمر بیت 12 را می‌چیند و روی به یگانگی می‌آورد.

اردشیر در ‫۱۲ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۹ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۱۸:۰۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳:

آقای سام نریمانی که نوشتی:
(ترک شیرازی همین قشقایی ها هستند
عمدتا خال هندی دارند خال کنار لب را خال هندی نامند
آنها زیبا بلند قد و قامت
مانند سرو ناز شیرازند)
کلمه (قشقایی) را در گوگل سرچ کن تا عکسهای قشقایی ها رو ببینی. از خال هندی اصلا خبری نیست که میگویید عمدتا خال هندی دارند. حتی یک عکس هم از یک قشقایی با خال هندی ندیدم. ضمنا (زیبا بلند قد و قامت مانند سرو ناز شیراز) هم در بینشان عمومیت ندارد و در بین قشقایی ها هم مثل سایر اقوام دیگر (کرد و فارس و عرب و گیلک و لر ...) هم بلند قد هست هم میان قد هم کوتاه قد هم زیبارو هست هم ... . هم کودکان زیبا هست هم مردان خوش سبیل.
علاقه و تعصب نسبت به قوم و قبیله خود نباید باعث شود که در بیان واقعیت اغراق کنیم و حتی حرفهای خلاف واقع بگوییم؛ مثلا:(قشقایی ها عمدتا خال هندی دارند)
قشقایی ها انقدر بزرگ هستند که نیازی به تایید حضرت حافظ ندارند.

اردشیر در ‫۱۲ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۹ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۱۷:۵۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹:

مغبچه: پسری که در میکده در غیاب ساقی شراب میداده و مقامش در اشعار حافظ به اندازه ساقی است

ندا در ‫۱۲ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۹ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۱۶:۳۷ دربارهٔ هاتف اصفهانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸:

با سلام. بیت یکی مانده به آخر"فراق" درست است و نه "فراغ"
دل که خو کرده به اندوه فراقت همه عمر . . .

ندا در ‫۱۲ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۹ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۱۶:۱۱ دربارهٔ هاتف اصفهانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷:

با سلام. بیت سوم با توجه به معنا خوار درست است و نه خار.

اردشیر در ‫۱۲ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۹ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۰۳:۴۱ دربارهٔ نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۳۰ - رفتن پدر مجنون به دیدن فرزند:

جناب عباس ربیعی!
شما میگوید: (( آن زمان فقط به مردمی که اهل استان فارس بوده و یا نسبشان به آن برمیگشته پارسی زاد میگفته اند!)) اصلا چنین چیزی نیست. در گذشته تقسیم بندی جغرافیایی در کشور مثل امروز نبود که استانی بنام فارس باشد. اعراب به ایران بلاد فارس میگفتند همانطور که اروپاییان نیز تا چند دهه اخیر ایران را پرشیا مینامیدند. از کدام منبع این ادعا را میکنید که(( آن زمان فقط به مردمی که اهل استان فارس بوده و یا نسبشان به آن برمیگشته پارسی زاد میگفته اند!)) ؟
نظامی در این بیت به صراحت تبار خود را پارسی معرفی میکند و خود را ((دهقان فصیح پارسی زاد)) مینامد دیگر از این واضحتر میشود اصل و نسب خود را بیان کرد؟ بعد شما میگویید (این بیت نمیتواند اشاره به فارس بودن نظامی داشته باشد)!
شما انتظار داشتید مثلا نظامی چه بگوید که دلیل بر تبار پارسیش باشد؟ نظامی به صراحت سخن گفته.
این که شعرای قبل از نظامی از لیلی و مجنون یاد کرده اند چه ربطی به روایت داستان دارد؟ آنها راوی داستان که نبودند. داستان لیلی و مجنون به این شکلی که نظامی گفت و با این جزییات مختص خود اوست نه کس دیگر.نظامی میگوید :
دهقان فصیح پارسی زاد
از حال عرب چنین کند یاد
سنایی کجا داستان لیلی و مجنون را روایت کرده که شما میگوید منظور نظامی از (دهقان فصیح پارسی زاد) سنایی است؟
بیت:
فرزانه سخن سرای بغداد
از سر سخن چنین خبر داد
به هیچ وجه نمیرساند که شاعر اهل بغداد بوده بلکه میرساند که شاعر در بغداد (مهمترین شهر جهان اسلام در آن زمان) نیز مشهور و سرآمد بوده. (فرزانه سخن سرای بغداد) فرزانه شاعران بغداد، کسی که در بین شعرای بغداد سرآمد است لزومی ندارد که حتما زاده بغداد باشد.
اما گفتید که: ((گاهی وزن شعر و یا سیستم حاکم بر جامعه شاعران را به تملق گویی وا میدارد!))
یعنی شما نظامی را شاعری متملق میدانید؟ چرا نظامی باید تملق کند؟ اصلا برای چه کسی تملق کند؟ حاکمان ایران در آن زمان که ترک بودند نه فارس. نظامی برای چه کسی تملق کرده و خود را پارسی زاده معرفی کرده؟ اتفاقا اگر میخواست تملق کند خود را ترک زاده معرفی میکرد که حاکمان ترک ایران خوششان بیاید. این طرز فکر شما جای تاسف دارد!

امین کیخا در ‫۱۲ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۹ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۰۰:۵۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳۸:

درود به دکتر ترابی درست می فرمایید

دوستدار در ‫۱۲ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۹ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۰۰:۲۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳۸:

شیراز معدن لب لعل است و کان حسن
من گوهری مفلس، ازاین رو مشوشم
شهریست پر کرشمه و خوبان ز شش جهت
وسعیم نیست ورنه ، خریدار هر ششم.
( وسع به معنا (مانا!؟) ی گشادگی دست و دارایی)

دوستدار در ‫۱۲ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۹ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۰۰:۱۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۰:

مطلع غزل را بدین صورت دیده ام ، وگمان که با متن هم خوانی بهتری دارد:
گرچه از آتش دل ، چون خم می در جوشم........

جواد در ‫۱۲ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۹ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۰۰:۱۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۲۱:

حمله شیر یاسه کن کله خصم خاصه کن
جرعه خون خصم را نام می مغانه کن
یعنی چه؟

۱
۴۹۷۵
۴۹۷۶
۴۹۷۷
۴۹۷۸
۴۹۷۹
۵۷۸۵